رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اختلال در هویت جنسی. من . نه منم
#1
[rtl][size=3]صاجبان اختلال در هویت جنسی ( ترانسکشوال ) ؛ در ایران محکوم به فراموشی هستند. نه تنها از سوی مرجع و نهاد حقوفی ، بلکه از سوی جامعه و حتی در نزد عزیزان خود ، افراد، مادر، خواهر، برادر و پدر، به عنوان یک فرد صاحب حقوق فردی ، اجتماعی ، طبیعی و خانوادگی ، به حساب نمی آیند . در 99 درصد موارد خانواده به سادگی طردشان می شوند . آنان حتی در حاشیه ذهن جامعه جایی ندارند و گویی هیچ گاه نبوده اند! و همیشه حاضرینی محسوب می شوند ، که همیشه غایب اند! و انگار پدر ، هیچ گاه پسری نداشته و یا آن مادر، هیچ گاه دختری نزاده است. خاطره ای ، جشن تولدی هم ازشان در هیچ آلبوم عکس خانواده نیست و حتی برای دلخوشی یا سرریز قطره ای اشک ، هیچکس برایشان دلتنگ نمی شود و اصلا این افراد هیچ اند و در فراموشی مطلق و محض. حتی برای آن تعداد معدود که خانواده به اکراه می پذیرد با واقعیت او کنار بیاید، مشکلات کم نیست،محدودیت ها و اجبارها گاه چنان وسعت می گیرد که آنها در سکوت و انزوا فرو می روند و در نهایت در حسرت «زندگی» جان می دهند؛ اگر پیش از تحمل این همه درد ، رنج ، غربت ، سرکوفت ، تحقیر ، استهزاء ، ناملایمات ، بی توجه ای ، بی هویتی و افسردگی و انزوا ، دست به خودکشی نزده یا بر اثر غرور و تعصب خانوادگی ، نامردمی و بز هکاران جامعه کشته نشده باشند. 
همه ی صاحبان عدم و اختلال در هویت جنسی از خود ، خانواده ها و جامعه این سوالات را دارند ؛ آیا من خودم هستم ؟ در درون من کیست ،آن که با من هست و بی من است ، چرا مثل خودم نیست ؟ آن که شبیه من است و مثل خودم نیست ، چرا باید مثل او باشم ؟!

[/rtl]
[/size]
[عکس: 005-%20htnews%20-%20Copy%20(2).jpg]افراد و صاحبان ، اختلال در هویت جنسی ، خود را به شکل جنسیت مخالف جنسیت واقعی خود می بینند و بر طبق آن رفتار می کنند. این اختلال ممکن است موارد زیر را تحت تاثیر قرار دهد؛ انتخاب شریک جنسی ، نشان دادن رفتارها و طرز لباس پوشیدن مردانه یا زنانه، تعریف از خود. به این نمونه ها توجه فرمایید !؛
- روزمسابقه فوتبال تیم ملی ، نوجوان حدود 18 ساله ، که بلیت مسابقه داشت ، پشت در ورودی گیر کرده بود و دوستانش که داد می زدند ، دیدا .... دیداااااااااااااا.. دیدا ... زود باش ! بجنب ! وقتو از دس نده ! گاگول بازی در نیار ....را آن طرف منتظر گذاشته بود . مامور کنترل و حفاظت هم سخت ممانعت ( گیر! ) می کند و می گفت ؛ " دخترخانم ! مثل شما رو اگر نتونم شناسایی کنم ، باید اینجا نایستم !". «دیدا» هم عصبانی و پرخاشگرانه داد می زد ؛ " جناب ! من پسرم ! اسمم هم دیدا هست ! 48 ساعته اینجام که بیام مسابقه رو ببینم ! پیش دوستام کنف ام نکن !!!"
- یکی دیگر ! به طور مداوم با پدر و مادر و اولیای مدرسه درگیر می شد . عاشق همکلاسی خود شده بود . به رویا قول داده بود که سال بعد ، که دیپلم را گرفتند ، باهم رسما نامزد ی را اعلان می کنند و بعدش باهم دانشگاه و پس از مدرک یک ازدواج موفق و عاشقانه ! ... چند بار هم به مادرش و مدیر مدرسه اش گفته بود ؛ " شما شرعا گناه می کنید منو تو مدرسه دخترونه نگه می دارید ، من اسمم فقط «لیلا» است ، من پسرم با تمام تمایلات و علایق پسرونه ! !
- این هم یک مورد دیگر؛ «پوریا » را که دوستان دانشگاهی اش اورا « پوری جون » ، صدا می کردند ، از دانشگاه به خاطر رفتار دخترانه و غیر معقول ، اخراج کردند . در پرونده انضباطی اش هم تذکر داده بودند ، استفاده از لوازم آرایش ، برداشتن ابرو ، احتمالا گرایش به هم جنس بازی !!!
این موارد ، تنها نمونه ای است ؛ از آمارهای پزشکی قانونی، که می گوید ؛ ظرف 6 سال گذشته 422 نفر از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی به کمیسیون های روانپزشکی درخواست داده اند، اما از این تعداد فقط 188 نفر تا مرحله کمیسیون پیگیری خود را ادامه داده اند و 124 نفر از این تعداد پاسخ مثبت دریافت کرده اند، به معنای آن که می توانند دست به عمل جراحی بزنند و تغییر جنسیت بدهند. دکتر صابری می گوید؛ "تغییر جنسیت ، فقط و فقط تلاشی است برای بهتر شدن سبک زندگی این بیماران. زیرا این بیماران تا پایان عمر دچار مشکل خواهند بود و میزان رضایتشان از زندگی پایین است." آن گروه از بیمارانی که این درایت را دارند و به بیماری خود پی می برند ، پس از مراجعه به پزشکی قانونی - تنها مرجع قانونی و رسمی برای تشخیص بیماری اختلال هویت جنسی - تحت معاینات روانپزشکی قرار می گیرند.
به کجا بروند ، کدام حامی ؟؟
با وجود چندین فتوا از مراجع عظام که بر مجاز بودن عمل تغییر جنسیت به شرط تشخیص پزشک صحه گذارده است، هیچ قانونی برای حمایت از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی در ایران وجود ندارد. ساده تر آن که، قانون، وجود این بیماران را نادیده گرفته است. ربطی هم به اکنون و گذشته ندارد. بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی همان اندازه که در سال های پیش از انقلاب دچار مشکل بودند، امروز نیز در عذاب و رنج به سر می برند. شاید رنگ عذاب متفاوت از گذشته باشد اما جنس، همان است. چراکه دولت های وقت حضور این بیماران را به بهانه های مختلف از جمله کم بودن تعدادشان نفی کرده اند. در زمان وزارت آقای دکتر مسعود پزشکیان، در دستگاه بهداشت و درمان ، در مراسمی- سال 86- از معاون سلامت وقت پرسیده می شود ، کی قرار است برای بیماران ترانسکشوال اقداماتی در جهت حفظ سلامت آنان صورت پذیرد؟ معاون سلامت، که تا آن زمان با لبخند به پرسش ها پاسخ می داد، با تندی گفت؛ «خجالت نمی کشی در مورد این آدم ها حرف می زنی؟!!». جناب معاون سلامت ! همانگونه که مستحضرید ؛ " اختلال هویت جنسیGender Identity Disorder(G.I.D)؛ به وضعیتی اطلاق می گردد که در آن فرد به طور مستمر و پایدار ،از جنسیت بیولوژیک خود ناراضی است و تمایل یا اصرار بر متعلق بودن به جنس مقابل را دارد و «ترانس س.ک.سوئل» ( Transsexual( T.S ؛ به گروهی از مبتلایان به اختلال هویت جنسی گفته می شود که پیوسته در صدد کسب خصوصیات ظاهری و آناتومیک( شکل ظاهری و اندامی ) جنس مخالف خود و رهایی از خصوصیات جنسی اندامی خود می باشند.
بیماران ترانسکشوال چه کسانی هستند؟
افرادی که صاحبان یا مبتلا، به اختلال هویت جنسی (Gender identity disorder) هستند، از آن گروه کسانی اند که در شناخت هویت جنسی خود دچار اختلال شده اند. مشکل این بیماران به هیچ وجه داشتن یا نداشتن رابطه جنسی نیست. آنها در ذهن و روانشان خود را از جنسی دیگر می بینند و می گویند که زنان یا مردانی هستند که به اشتباه در قالب مرد یا زن متولد شده اند. آنان عاشق هویت نهان خود هستند. در عین حال هیچ علاقه ای به گذشته خود ندارند. مایل اند فراموش کنند که نام بدو تولدشان چه بوده و هیچ گاه به آلبوم عکسی رجوع نمی کنند. آنها دختر یا پسری را که در عکس می بینند نمی شناسند و خود را با او بیگانه می دانند. بدن این بیماران از نظر فیزیکی دچار هیچ نقصی نیست و شاید به همین سبب در دوران بیماری تجربه های تلخی از جمله رفتن به سربازی، تحصیل در کنار همکلاسی های دختر یا پسر، ازدواج با جنس مخالف و حتی بارداری و زایمان را از سر گذرانده باشند. این بیماران از زمانی که پی به بیماری خود می برند یا ناآگاهانه علائم بیماری را در خود کشف می کنند، مورد تمسخر و طعنه قرار می گیرند، زیرا رفتار آنان، رفتار جنس مخالف است و گروه همجنسان، این رفتارها را برنمی تابند. پسرها از پسر ترانسکشوال انتظار همراهی در فراغت های پسرانه دارند در حالی که این پسر عاشق اطوارهای زنانه است. دخترها هم از دختر ترانسکشوال انتظار رفتار دخترانه دارند در حالی که او عاشق گرایشات پسرانه بوده و هیچ علاقه ای به امور جنس خود نشان نمی دهد. این بیماران غالب سال ها را در رنج ناشی از تمسخر و تحقیر و هتک حرمت و انواع خشونت های جنسی و جسمی و روحی سپری می کنند. رفتارهای ایشان به این رفتار جمعی ناخوشایند دامن می زند و متاسفانه جامعه به هیچ وجه به این درک و باور نرسیده که رفتار این بیماران به هیچ وجه از روی تظاهر نبوده و تصنعی نیست. آنها واقعیت هستند. واقعیت زنانه یا مردانه؛ زن تر از هر زن یا مردتر از هر مرد... اختلال هویت جنسی ؛ تعارضی است ، بین جنسیت واقعی فرد و جنسیتی او ، که فرد خود را با آن تعریف می کند. بعنوان مثال، فردی که بعنوان یک پسر تعریف می شود ممکن است احساس کند دختر است یا رفتارهایی دخترانه داشته باشد. فرد با جنسیت بیولوژیکی که به دنیاآمده است، ناراحتی بسیار زیادی را تجربه می کند.
متاسفانه با وجود افزایش دانش پزشکی در این زمینه هنوز عامه مردم آشنایی چندانی با این موضوع ندارند. مبتلایان - هرچند مشکل است که اسم این مشکل را یک بیماری گذاشت- به دو دسته تقسیم می شوند. پسرانی که از بچگی حرکات و رفتارهای دخترانه را تقلید می کنند و با وجودی که از نظر داشتن آلت و کروموزوم های طبیعی جنسی یک پسر بدنیا آمده اند با گذشت زمان اعتقاد راسخ تری در مورد این که می خواهند دختر باشند پیدا می کنند. اینها عمدتا در جامعه به "پسران اوا خواهر" معروف اند. دسته دوم هستند که مایل هستند پسر باشند ، مثل همون دختر عشق فوتبال به نام دیدا که در بالا از او صحبت به میان آمد . مشکل بسیار بزرگ این افراد ، نوع برخورد نزدیکان و صاحبان مشاغلی است که به هر ترتیب با آن تماس پیدا کرده اند. نوع کنش ها و واکنش های اطرافیان گاهی آن چنان شدید و پر تنش است که به نتایج بسیار غم انگیز و فاجعه باری منتهی می شود. متاسفانه در سابقه زندگی این عزیزان به کرات با موارد شدید و جدی اقدام به خودکشی برمی خوریم. مهم ترین اقدامی که بنظر می آید ، باید در جامعه برای این افراد انجام شود اطلاع رسانی عمومی است. متاسفانه عموم مردم این افراد را بعنوان همجنس باز تلقی می کنند که تلقی درستی نیست.

آن چه که اکنون در علم پزشکی با توجه به بررسی های انجام شده پذیرفته شده است این است که باید به خواست این افراد احترام گذاشت و حداکثر تلاش برای تغییر ظاهر آنها به جنس مورد درخواستشان را نمود. به طور کلی این کار طی سه عمل جراحی ، 1- تغییر شکل آلت تناسلی 2- برداشت و یا کاشت سینه مصنوعی و سوم ، تغییر ظاهر چهره به جنس مورد درخواست انجام می شود. اما فراموش نشود ، برای دست یافتن این افراد به حقوق طبیعی خودشان موانع متعد دی مثل ، باور نکردن والدین و اقوام و یا به قول معروف حفظ آبرو ، هزینه سنگین جراحی پلاستیک و زیبایی ، عدم پذیرش جامعه در صورت تغییر جنیست دوم – یعنی ازدواج با این افراد یا حضور در محیط کار و فعالیت اجتماعی - ، موانع قانونی و حقوقی مانند سربازی و یا دیه و مهم تر از همه عدم لذت طبیعی مرد و یا زن بودن و پذیرش این واقعیت که او از اول جنسیت اش مردانه یا زنانه بوده است و برای همسرش در زناشویی یک مرد یا زن کامل است . نکته بعدی این که ، با توجه به غیرقابل برگشت بودن درمان های جراحی و یا دارویی مثل هورمون درمانی، این کار – یعنی تعییر جنسیت - باید با احتیاط و معمولا بعد از طی مراحل قانونی و تغییر شناسنامه به جنس مورد درخواست صورت بگیرد و انجام این عمل و طی نمودن مراحل قانونی و حقوقی آن ، خودش به تنهایی یک پروسه زمانبر و وقت گیر چند ساله است .
یا دمان باشد !اختلال هویت جنسی ؛ « همجنسبازی » نیست.
تعارضات هویتی ممکن است در بسیاری موقعیت ها و به طرق مختلف اتفاق بیافتد. بعنوان مثال، برخی افراد با اندام جنسی و ویژگی های جنسی عادی یک جنسیت (مثل سینه) پنهانی خود را بیشتر با جنسیت مخالف تعریف می کند. برخی افراد مثل جنس مخالف خود لباس می پوشند و بعضی هم دنبال جراحی های تغییر جنسیت می روند. بعضی دیگر با اندام جنسی مبهم به دنیا می آیند که باعث می شود جنسیت آنها زیر سوال رود. دلیل آن مشخص نیست ، اما هورمون های موجود در رحم، ژن ها و عوامل محیطی (مثل والدین) در این زمینه دخیل هستند. این اختلال نادر ممکن است در کودکان یا بزرگسالان اتفاق بیفتد.علائم این اختلال در سنین مختلف متفاوت است و تحت تاثیر محیط پیرامون فرد قرار دارد. 
در کودکان: از اندام جنسی خود متنفرند، همجنسانشان آنها را طرد کرده و احساس تنهایی می کنند باور دارند که بزرگ شوند به جنس مخالفشان تبدیل می شوند . دچار افسردگی یا اضطراب هستند . می گویند که دوست دارند جنس مخالفشان باشند. 
بزرگسالان:مثل جنس مخالف خود لباس می پوشند . احساس تنهایی می کنند . دچار افسردگی یا اضطراب هستند. دوست دارند بعنوان جنس مخالف خود زندگی کنند. آرزو دارند که از شر اندام جنسیشان خلاص شوند. 
کودکان یا بزرگسالان:لباس پوشیدن مثل جنس مخالف، نشان دادن عاداتی مثل جنس مخالف ، کناره گیری از روابط اجتماعی. 
عمو ما درمراجعان دارای اختلال هویت جنسی،باید متغیرهای متعدد رادر فضای ارتباطات درون خانوادگی و شرایط اولیه رشد مشاهده می‌نمائیم که در اکثر آنها مشترک می‌باشد و آنان را از دیگران متمایز می‌سازد. این تمایزاین فرض را قوت می‌بخشد که چهارچوب رشد و ارتباطات اولیه کودک می‌تواند کیفیتی را فراهم سازد که به اختلال هویت جنسی بیانجامد. در ادبیات پژوهشی، تأکید اصلی یافته‌ها بر روابط درون خانوادگی و فضای ارتباطات اعضاء خانوادهبا یکدیگر در طی دوران کودکی و سال های اولیه رشد و عوامل مساعد ساز بعدی می‌باشد. در مبتلایان به این اختلال تجربیات اولیه هیجانی و عاطفی بعنوان زمینه‌ساز اصلی در نظر گرفته می‌شود. 
علت بیماری اختلال هویت جنسی چیست؟
رازی در خلقت که قدمتش به عمر انسان قد کشیده و هنوز نتوانسته اند برای آن پاسخ روشنی بیابند. شاید مسائل ژنتیکی، شاید عوامل محیطی، شاید عوامل فیزیولوژیک، شاید عوامل اجتماعی...دکتر مهدی صابری، روانپزشک و رئیس کمیسیون تشخیص پزشکی قانونی می گوید؛" یکی از فرضیه هایی که بیش از همه قوت دارد این است که زمانی که جنین 5 ، 6 ماهه است هورمون های مادر وارد خون می شود و آن موقع، زمانی است که سازمان های اولیه مغز در حال تشکیل شدن است و تاثیر هورمون های مادر بر آن قسمت ممکن است باعث تغییراتی در بعضی اندام های حیاتی مغز از جمله ،هیپوتالاموس بشود و تغییراتی از لحاظ شکل ساختاری در قشر مغز ایجاد شود. گفته می شود که این قسمت در تعیین هویت و شناخت هویت فردی فرد موثر است و وقتی این اختلال ایجاد می شود مرد یا زنی که به خود فکر می کند خود را از جنسی دیگر می پندارد. این اختلال را در زمره اختلالات روانپزشکی طبقه بندی کرده اند."
آمارهای جهانی به طور میانگین از تولد سه نوزاد ترانسکشوال در میان 100هزار تولد زنده خبر می دهد. با استناد به این رقم می توان پیش بینی کرد که در ایران حدود 4هزار بیمار مبتلا به اختلال هویت جنسی سکونت داشته باشند. بسیاری از بیماران ترانسکشوال در حالی که در آرزوی عشق واقعی به سر می برند گاه تا زمان ازدواج و گاه، هیچ گاه ، هیچ گونه رابطه جنسی ندارند. این در حالی است که متاسفانه باور عموم جامعه آنان را منحرف جنسی می پندارد و به همین سبب، از ایشان دوری می گزیند و آنان را طرد می کند.
بررسی حقوقی ، وضعیت درمانی و اجتماعی بیماران ترانسکشوال
در بهمن ماه سال 1386 ، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی یک دانشجو را اخراج کرد. این دانشجو هیچ خطایی نکرده بود. او تنها به یک گناه اخراج شد؛ این دانشجو فقط توانسته بود تغییر جنسیت، به دلیل ابتلا به بیماری اختلال هویت جنسی بدهد ، همین و بس !
مساله بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی در ایران برای نخستین بار در بهمن ماه سال 83 در کمیسیون حقوق بشر اسلامی مطرح شد، آن هم پس از مراجعه دو تن از بیماران به کمیسیون و شرح مشکلاتی که با آن مواجه شده بودند. کمیسیون حقوق بشر اسلامی هم پس از بررسی مشکلات این بیماران به این نتیجه رسید که حقوق این بیماران در ایران رعایت نمی شود. البته دلیل رعایت نشدن حقوق این بیماران ، کاملاً متوجه عدم حتی یک ماده واحده قانونی در حمایت از این بیماران بود. 
مهمترین مشکل این بیماران این است که نمی توانند به آن جنسیتی که دلشان می خواهد برسند چون تغییر جنسیت مستلزم اعمال جراحی و درمان هایی است که این افراد اکثراً فاقد توانایی مالی برای این اعمال جراحی هستند و البته ناتوانی از پرداخت هزینه این اعمال جراحی در صورتی که ضروری تشخیص داده شود از موارد نقض حقوق بشر به شمار می آید. ماده 25اعلامیه جهانی حقوق بشر به تامین اجتماعی و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به تامین اجتماعی و لزوم کمک به درمان بیماران اشاره می کند که به عنوان یکی از وظایف دولت ها شمرده شده است. این موارد را می توان برای این بیماران هم تعمیم داد چون انسان هستند و شخصیت دارند و مشمول تمام اسناد بین المللی با مضمون حقوق بشر قرار می گیرند. هر چند می گویند که تعداد این بیماران در ایران زیاد نیست اما تعداد کم دلیل نمی شود که مورد توجه قرار نگیرند زیرا این هم از مصادیق بارز حقوق بشر محسوب می شود.
اولین تفاوت بین وضعیت این بیماران در ایران با سایر کشورهای اروپایی و امریکایی مساله روابط جنسی این بیماران است که باید در این مورد تعیین تکلیف شود. نکته دیگری که در سایر کشورها رعایت شده و ما هم باید در آینده رعایت کنیم کمک سریع به عمل جراحی این بیماران است. در سایر کشورها مراکز درمانی وجود دارد و این بیماران به مراکز روانپزشکی خاص خودشان مراجعه می کنند ولی در ایران فاقد چنین تسهیلاتی هستیم. البته کم کاری ها صد درصد ناشی از نبود مقررات است. به همین دلیل نهادها می گویند ما به این بیماران کمک نمی کنیم چون قانون نداریم. پس اولین اقدام، تصویب قانون مناسب است. نبود قانون این معضل را نیز دامن زده که عده زیادی از این بیماران یا به دلیل مشکلات فرهنگی و اجتماعی خود را معرفی نمی کنند یا از بیماری خود مطلع نیستند بنابراین ناشناخته مانده و در زمره آمار رسمی قرار نمی گیرند.
محمدعلی سهرابی مهر، كارشناس ارشد حقوق خصوصی، در مورد مسایل فقهی و حقوقی مترتب بر موضوع تغییر جنسیت در كشورمان می گوید: قانونگذار بر اساس نوع جنسیت هر فرد در مواردی تفاوت هایی قایل شده كه اساس این موارد از «شرع انور» اتخاذ شده است. نمونه آن را در زمینه ادای شهادت در دادگاه ها، پرداخت مبلغ دیه در مورد زن و مرد، نحوه تقسیم ارثیه در مورد فرزندان دختر و پسر، عدم قصاص پدر در صورت قتل فرزند و عكس آن درباره مادر و... می توان مشاهده كرد.
ضمن آن كه در حقوق خانواده، ولایت فرزند مشترك نیز با پدر و جد پدری است و مادر در آن نقشی ندارد. همچنین ریاست خانواده و حق طلاق هم ضمن پرداخت حقوق مالی زن با مرد است. بنابراین نقش غیر قابل انكار جنسیت در قوانین ما به وضوح مشخص است، به همین دلیل بحث «تغییر جنسیت» از موارد بسیار مهمی است كه تاكنون كمتر مورد توجه قرار گرفته و به نظر می رسد وضع قوانین خاص مربوط به آن امری كاملاً ضروری باشد.به گفته این وكیل پایه یك دادگستری، در بحث تغییر جنسیت از نظر حضرت امام خمینی(ره) دو فرض متصور است؛
1- فردی كه زن است و به مرد تغییر جنس می دهد . 
2- شخصی كه مرد است و به زن تغییر جنس می دهد. 
در این راستا حقوق و تكالیف فرد براساس این تغییر جنسیت دچار تحول خواهد شد، پس لازم است به طور مشخص وضعیت حقوقی این افراد مورد بررسی قرار گیرد. سهرابی مهر می گوید؛ " در قوانین مدون این موضوع مورد بررسی واقع نشده و كاملاً مسكوت مانده است، ولی با توجه به اصل 167 قانون اساسی می توانیم با مراجعه به منابع معتبر فقهی نظر فقها را جویا شویم. حضرت امام خمینی(ره) در كتاب تحریرالوسیله به این موضوع پرداخته اند، كه براساس نظر ایشان موارد ذیل بیان می شود.
ایشان در خصوص تغییر جنسیت، مجوز شرعی این عمل را به روشنی بیان می كنند و در مسأله اول قسمت مربوط به تغییر جنسیت، می فرمایند كه: «در ظاهر آن است كه تغییر جنس مرد به زن به سبب عمل و برعكس آن، حرام نیست وهمچنین این عمل در خنثی حرام نیست تا ملحق به یكی از دو جنس شود، اما آیا اگر زن در خود تمایلاتی از سنخ تمایلات مرد یا بعضی از آثار رجولیت را می بیند یا مرد در خود تمایلات جنس مخالف یا بعضی از آثار را می بیند تغییر آن واجب است؟ ظاهر آن است كه واجب نیست.»
وی در ادامه می افزاید: با توجه به فرمایش امام خمینی(ره) تغییر جنسیت حرام نیست، اما اگر شخصی فكر كند چنین احساس متعارضی دارد، آیا ضروری است كه حتماً عمل تغییر جنسیت انجام دهد؟ ایشان می فرمایند كه واجب نیست و می تواند همان طور زندگی كند.حال با توجه به داشتن مجوز شرعی، فرض كنیم فردی با اختلال هویت مواجه است، یعنی روح وی منطبق با جسمش نیست و با مراجعه به روانپزشكان نیز این امر مورد تأیید واقع شده است. اقدامات عملی كه باید در این زمینه انجام شود تا بتواند تغییر جنسیت دهد را می توان این گونه بیان كرد.
به گفته سهرابی مهر، ابتدا این فرد جهت كسب مجوز از مراجع قضایی برای عمل جراحی باید به دادستان حوزه قضایی محل سكونت خود مراجعه كند و اگر در آن حوزه قضایی دادستان، دارای معاون در امور سرپرستی باشد، می تواند به این قسمت مراجعه و نامه معرفی به پزشكی قانونی را جهت اعلام نظر این مرجع بگیرد. در مراجعه به پزشكی قانونی، متقاضی به یكی از روانپزشكان معرفی می شود تا با نظر وی، در فاصله زمانی حدود شش ماه تا دو سال پزشك مربوطه نظر خود را به پزشكی قانونی و پزشكی قانونی نیز پاسخ مرجع قضایی را برای تأیید، یا عدم تأیید اختلال هویتی متقاضی اعلام كند.
چنان چه پزشكی قانونی این ناهماهنگی را تأیید كرد، با اجازه دادستان، فرد حق دارد به مركز تخصصی جراحی عمل تغییر جنسیت مراجعه نماید و با ارایه مجوز اخذ شده مورد عمل جراحی قرار گیرد. البته بعضی از ادارات دولتی از جمله سازمان بهزیستی مساعدت لازم را با این افراد به عمل می آورد و در صورت نیاز جهت كمك هزینه عمل جراحی، وام قرض الحسنه به این افراد پرداخت می كند. این وكیل پایه یك دادگستری اضافه می كند: پس از عمل تغییر جنسیت، فرد باید گواهی انجام عمل جراحی را از مركزی كه عمل را انجام داده، اخذ كند.
به گفته وی، درست است كه از این به بعد روح در كالبد واقعی اش قرار گرفته و فرد از تعارض ناشی از این اختلال راحت شده، اما این شخص مسایل اجتماعی فراوانی را پیش رو خواهد داشت. اولین مشكل حقوقی، تعارض مدرك شناسایی فرد با جنسیت جدیدش می باشد و بناچار باید با مراجعه به مراجع قضایی این مسایل را حل كند كه قطعاً كار آسان و سریعی نخواهد بود.
سهرابی مهر ادامه داد: برای این كار فرد باید دادخواستی با خواسته اثبات جنسیت و تغییر نام، به طرفیت اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه اش، تقدیم دادگاه عمومی محل اقامتش كند تا با ارایه مدارك تغییر جنسیت دادگاه این مسأله را اثبات و حكم به تغییر نام او بدهد و پس از تغییر نام در شناسنامه اش، بتواند تمام مدارك خود از جمله گواهینامه رانندگی، گذرنامه و غیره را نیز تغییر دهد. البته اگر خانمی، مرد شده باشد، وضعیت نظام وظیفه او برای این تغییرات مشكلی است كه باید حل شود. بنابراین او پس از تغییر نام با شناسنامه اش به اداره نظام وظیفه مراجعه می كند و چون با توجه به قوانین موجود، این افراد از انجام خدمت وظیفه معاف می باشند، كارت معافیت پزشكی برایشان صادر خواهد شد نشانه ها و آزمایشات
دکتر صابری می گوید؛ «در آزمون های روانشناختی متعدد، تست هایی از بیماران می گیریم، با خانواده مشاوره و صحبت می کنیم، اختلالات همراه را درمان می کنیم. بعضی از این بیماران افسرده هستند یا اختلال شخصیت دارند و اگر نتایج تمام آزمون های پیش از جراحی مورد تایید پزشکی قانونی واقع شد برای این بیماران مجوز جراحی و تغییر جنسیت صادر می شود اما جراحی و تغییر جنسیت پایان کار نیست. اتفاقاً مهم ترین اقدامات به مراجعات بعد از جراحی مربوط می شود. این بیماران پس از تغییر جنسیت باید به طور مرتب تحت نظر پزشک باشند تا میزان عوارض و عفونت های ناشی از جراحی، مورد بررسی و کنترل قرار بگیرد. همچنین مشاوره روانپزشکی پس از تغییر جنسیت برای این بیماران حیاتی است زیرا بسیاری از آنان پس از عمل جراحی دچار نارضایتی و پشیمانی می شوند و اگر مشاوره روانپزشکی نداشته باشند خودکشی، سبک ترین عارضه ای است که گریبان این بیماران را خواهد گرفت.» (آمار خودکشی در میان بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی در ایران 33 درصد گزارش شده است.) با وجود آنکه صابری اهمیت مراجعات پس از جراحی را تا این حد ضروری می داند اما اعلام می کند از مجموع بیمارانی که طی 6 سال گذشته تن به تغییر جنسیت داده اند فقط 17 نفر مراجعات پس از جراحی خود را پیگیری کرده اند. مراجعات کم، این امکان را به صفر نزدیک کرده که تعداد بیمارانی که پس از عمل جراحی پشیمان شده اند به طور دقیق ثبت شود. شنیده هایی حاکی از آن است که ضریب خطای پزشکی قانونی در تشخیص بیماران ترانسکشوال واقعی حدود 40 درصد برآورد می شود. اگرچه کارشناسان این سازمان در پذیرفتن این میزان ضریب خطا تردید دارند، اما دکتر صابری در پاسخ به این سوال شرق، که میزان دقت آزمایشات پیش از صدور مجوز قانونی برای تغییر جنسیت تا چه حد است، می گوید؛این آزمایشات دقیق نیست زیرا این بر نتایج آزمون های روانشناختی استوار است و نمی تواند از دقت صددرصد برخوردار باشد. به هر حال ما در این آزمایشات از تست و مصاحبه استفاده می کنیم که در این صورت درصد خطا حتماً افزایش می یابد. مشکل ما به دلیل نداشتن متخصص متبحر مضاعف می شود و این بیماران به آسانی می توانند ما را دور بزنند و به بازی بگیرند. نبود مراکز تخصصی برای درمان این بیماران و فقدان آموزش کافی برای پزشکان مشکلات ما و بیماران را چند برابر کرده است.
نحوه پذیرش ؛ 
با مراجعه به صورت خود معرف به مراکز مداخله در بحران های اجتماعی و یا معرفی از سازمان ها ، نهادها ، مراکز درمانی ، کلیه افرادی که داوطلبانه به مرکز مداخله در بحران های اجتماعی مراجعه کرده یا از طرف سازمان ها و نهادها ی دیگر ، پزشکان ، روانشناسان ، به این مراکز معرفی شوند و خود را مبتلا به اختلال فوق دانسته و خواستار خدمات فوق باشند و یا از نظر فرد پذیرش دهنده ، گواهی شود که احتمال دارد فرد ، دارای اختلال فوق باشد ، می توانند در این مراکز پذیرش شوند .
روند پذیرش :
- تکمیل فرم پذیرش توسط مسئول پذیرش
- تشکیل پرونده برای مراجعه کننده
- ارجاع به سایر واحدهای تخصصی ( روانشناسی مددکاری )
ارزیابی : 
پس از پذیرش ، مراجعه کنندگان توسط تیم تخصصی مورد ارزیابی در زمینه های زیر قرار می گیرند؛ 
- ارزیابی روانشناختی؛ توسط روانشناس از کلیه مراجعین دارای اختلال هویت جنسی یا افرادی که مشکوک به اختلال فوق هستند این ارزیابی انجام می گیرد و هدف از این ارزیابی بررسی وضعیت روانشناختی فعلی مراجع از نظر وجود اختلال هویت جنسی و سایر اختلالات و علایم روانپزشکی همراه است.
- ارزیابی مددکاری اجتماعی؛ مددکار اجتماعی از طریق مصاحبه ، مشاوره ، نسبت به ارزیابی فردی ، خانوادگی و اجتماعی مراجعین اقدام می نماید.
- ارزیابی روانپزشکی؛ در صورتی که مراجعین مدارک تشخیصی دال بر اختلال هویت جنسی نداشته باشند به منظور تشخیص دقیق تر لازم است تا مصاحبه روانپزشکی نیز انجام گیرد.
ترخیص و پیگیری
پس از اتمام اقدامات تخصصی به مراجعین و آمادگی آنان برای بازگشت به زندگی اجتماعی با نظر تیم تخصصی ترخیص مراجع اعلام می گردد. مددکار اجتماعی موظف است به مدت یک سال حداقل 2 بار از وضعیت مراجعین ترخیص شده مطلع شده و سرکشی های لازم را انجام داده و طی گزارشی وضعیت مراجع را به تیم تخصصی اطلاع دهد و در صورتی که نیاز به ارائه خدمات مکمل وجود داشته باشند به ارائه خدمات بپردازد.
در ایران روال بر این است که برای این افراد در مراکز خاصی بصورت ابتدایی تشکیل پرونده داده شود و سپس پس از حضور در جلسات هفتگی ، گروه درمانی به مدت 6 ماه و اطمینان از اصرار فرد بر تغییر نوع جنسیت همراه با آزمایش کروموزومی به پزشکی قانونی ارجاع می شوند تا درصورت تایید و همراهی خانواده بیمار مجوز انجام تغییرات جسمی و عمل جراحی و همینطور تغییر شناسنامه برای وی انجام شود. 
اهداف:
1- ارتقاء کیفیت زندگی مبتلایان به اختلال هویت جنسی از طریق ارائه حمایت های اجتماعی و روانشناختی
2- اطلاع رسانی و ارائه آموزش های مرتبط با اختلال هویت جنسی به مبتلایان ، خانواده های آنان و جامعه
پروفسور بهرام میرجلالی، یکی از معدود پزشکانی است که در ایران، جراحی این بیماران را برعهده دارد و به همراه تنها دستیارش - حسین زمانی نظامی - طی 20 سال گذشته 488 بیمار را تحت عمل جراحی قرار داده که 408 نفر آنان با گرایش مرد به زن و 80 نفر آنان با گرایش زن به مرد بوده اند. میرجلالی شاید نزدیک ترین فرد به این بیماران باشد و شاید زیباترین تعبیر را از کار خود ارائه دهد؛ «من فرض می کنم که یک پرنده وحشی در قفس گرفتار شده و من می توانم به او کمک کنم که دوباره پرواز کند.» عده ای از بیماران دکتر میرجلالی می خواهند از او شکایت کنند. آنها از نتیجه عمل راضی نیستند و اظهار می کنند که این جراح آنها را تکه پاره کرده است، توان رابطه جنسی عادی را از آنان سلب کرده و آنها دچار عوارض وحشتناکی از جمله ناکارآمدی پروتز مردانه، بسته شدن واژن و بسته شدن مجرای ادرار شده اند.
صدیقه زمان پور سرپرست اداره حمایت از حقوق زنان و کودکان قوه قضائیه می گوید؛ «این بیماران به عنوان شهروندان این جامعه حق دارند از پزشک جراح یا هر فردی که حقوق آنان را تضییع کرده در دادسرای جرایم پزشکی یا شورای حل اختلاف پزشکی شکایت کنند. اگر پزشک جراح پیش از عمل جراحی هر گونه رضایتنامه ای از این بیماران گرفته و در مقابل عوارض پس از عمل از خود سلب مسوولیت کرده این رضایتنامه به هیچ وجه حق شکایت این بیماران را تحت تاثیر قرار نمی دهد. در عین حال این اداره این امکان را فراهم کرده که برای آن گروه از بیماران که با گرایش مرد به زن، برخی اعمال جراحی شان را انجام داده و نامشان در شناسنامه به نام یک خانم تغییر کرده، وکیل رایگان بگیرد.»
آیا این بیماران شکایت خواهند کرد؟ از چه چیزی؟ 
دکتر میرجلالی می گوید؛ اعتراض بیماران کاملاً بجا است اما آنها فراموش کرده اند که این عمل جراحی حتی با وجود بهترین پروتزها به هیچ وجه آنها را به زن یا مرد واقعی تبدیل نمی کند. این عمل یک مشابه سازی است و پس از این عمل، بدن آنها شبیه به بدن یک زن یا مرد می شود. در هیچ کجای دنیا، ما بیمار ترانسکشوال که تغییر جنسیت داده و از وضعیت خود راضی باشد سراغ نداریم. من پیش از جراحی به این بیماران هشدار می دهم که این عمل بسیار سنگین، پرمخاطره و پرعوارض است. در بیمارستان سن لویی فرانسه 15 درصد بیماران دچار عوارض می شوند و 20 درصد بیماران از نتیجه بعد از عمل ناراضی هستند و در تایلند 18 درصد بیماران دچار عوارض می شوند. من به این بیماران می گویم که پس از عمل جراحی و تا پایان عمر قدرت باروری را از دست می دهند. به آنها می گویم که این عمل قابل بازگشت نیست. بعضی اوقات یک عمل به تنهایی کافی نیست و چندین جراحی لازم است تا بدن بیمار شکل زن یا مرد پیدا کند. این بیماران از زمان بلوغ تا پیش از جراحی، خواب بدنی همچون بدن مادر یا پدرشان را می بینند اما آن چه را ما می سازیم هیچ وقت دلخواه آنها نمی شود. به همین دلیل مراجعات پزشکی و روانپزشکی بعد از جراحی برای این بیماران حیاتی است. زیرا بیمار بعد از جراحی وارد یک زندگی مردانه یا زنانه می شود که هیچ وقت از آن تجربه ای نداشته پس باید بداند که چگونه به عنوان یک مرد یا یک زن در جامعه زندگی کند. من در حالی که شکایت این بیماران را بجا می دانم امیدوارم که قضات پرونده این بیماران هم نسبت به مسائل روانی این بیماری از آگاهی کافی برخوردار باشند.
تاریخچه فقهی و فتاوی در باره تغییر جنسیت و احکام مربوطه 
نخستین فتوا نسبت به مجاز بودن عمل جراحی بر روی بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی در ایران در سال 1342 و توسط امام خمینی صادر شد. سایر فتاوی پس از صدور فتوای امام خمینی توسط آیت الله صانعی، آیت الله خامنه ای، آیت الله فاضل لنکرانی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله خویی صادر شده است. حجت الاسلام محمدمهدی کریم نیا حقوقدان اشاره می کند که با وجود حرام بودن این عمل در نظر علمای اهل سنت، در حال حاضر حدود 150 استفتای فقهی از مراجع تقلید در دسترس است و اکثر آیات عظامی که در این باره اظهارنظر کرده اند از شاگردان امام خمینی ره بوده اند. 
فتاوی و احکام صادره 
- فتاوی موجود با اندک تفاوتی در واژگان، متفقاً نظر بر این دارند که تغییر جنسیت کامل یک بیمار مبتلا به اختلال هویت جنسی در صورت تشخیص پزشک و در صورت ضرورت مجاز است. 
- کریم نیا می گوید؛ «آن گروه از فقهای شیعه که بر مجاز بودن این عمل جراحی نظر دارند معتقدند که تمام افعال حرام در قرآن یا روایات ذکر شده و اگر عملی در قرآن یا روایات مورد اشاره قرار نگرفته پس مجاز است و دلیلی برای حرمت نیست.
- اما این سوال هم می تواند مطرح باشد که آیا همان طور که علما و حقوقدانان اهل سنت می گویند آیا تغییر جنسیت، تغییر در خلقت خداوند به شمار می آید؟ خیر. این عمل تغییر در خلقت خداوند نیست بلکه تغییر یک صفت است. زیرا در اثنای این جراحی انسانیت انسان عوض نمی شود. انسان در اثر این عمل جراحی به درخت تبدیل نمی شود بلکه صفتی از صفت های او تغییر می کند. به هر حال ما ارواح مونث و مذکر داریم. در غالب موارد روح با جسم تطابق دارد اما در برخی موارد این تطابق وجود ندارد و نتیجه این عدم تطابق، بیماری اختلال هویت جنسی است. بنابراین پزشک جراح سعی می کند این جسم را با روح تطابق دهد تا برای آن فرد آرامش ایجاد شود.
- بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی همجنس باز نیستند یک همجنس باز از جنسیت خودش متنفر نیست. او جنسیت خودش را قبول دارد و ایمان دارد که مرد یا زن است. روحش هم مردانه یا زنانه است. الزاماً هم دنبال تغییر جنسیت نیست.
موانع و محدودیت های غیر فقهی برای تغییر جنسیت 
با وجود آن که سابقه صدور نخستین فتوا در مورد مجاز بودن تغییر جنسیت در ایران به 44 سال قبل بازمی گردد اما نخستین عمل جراحی در ایران با استناد به فتوای یک مرجع روحانی در سال 1363 صورت گرفت. اگرچه از آن سال به بعد، اجازه عمل جراحی این بیماران با موانعی در حد صفر صادر می شد و می شود ولی مشکلات دیگر به قوت خود باقی است که ظرف 23 سال گذشته حتی اندکی از رنگ تیره آن کاسته نشده است. 
- هزینه گزاف عمل جراحی برای این بیماران اولین و پررنگ ترین مانع پیش روست. با وجود تمام ازخودگذشتگی هایی که پزشکان جراح نسبت به دریافت دستمزد خود انجام می دهند، این بیماران باید برای مجموعه اعمال جراحی خود و تا زمان تغییر شکل یافتن به یک زن یا مرد، رقمی در حدود 8 تا 15 میلیون تومان بپردازند. هزینه های عمل جراحی بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی تحت پوشش بیمه قرار نداشته و با وجود آن که وزارت بهداشت پیشنهاد پوشش بیمه ای این هزینه ها را به شورای عالی بیمه ارائه کرده اما هیچ امیدی به پاسخ مثبت شورا وجود ندارد زیرا شورای عالی بیمه این عمل جراحی را در زمره اعمال جراحی لوکس می شمارد. 
- به علت بالا بودن هزینه عمل، بسیار اتفاق می افتد که این بیماران، مراحل عمل جراحی خود را در نیمه راه رها کرده و در حالی که به هورمون درمانی بسنده می کنند، به صورت یک نیمه مرد یا یک نیمه زن به زندگی ادامه می دهند تا روزی که بتوانند باقی هزینه ها را تامین کنند؛ امیدی بی فرجام، غالباً.
- سازمان بهزیستی کشور که از چند سال گذشته، رقم ناچیزی را برای کمک به این بیماران دراختیار دارد- تنها نهاد حمایتی است که این بیماران دارند - آن گروه را ، ناتوانان مالی می داند که از حقوق طبیعی خود به خاطر دست و پنجه نرم با فقر مالی ، می گذرند . 
- مرکز مداخله در بحران شهید نواب صفوی و مددکاران این مرکز تنها پناهگاه این بیماران به شمار می آیند. از سراسر کشور، اگر از بیماری خود اطلاع پیدا کرده باشند و اگر بدانند که به کجا مراجعه کنند سراغ از مرکز مداخله در بحران نواب صفوی می گیرند. سازمان بهزیستی، توان اندکی برای کمک به این بیماران دارد وسال 86 نخستین باری بود که سازمان بهزیستی ردیفی مستقل با عنوان کمک به بیماران دچار اختلال هویت جنسی دریافت کرده و اعتبار این ردیف 250 میلیون تومان!!! است. در حالی که به گفته مریم حسینی، سرپرست این مرکز هم اکنون 200 بیمار ترانسکشوال از سراسر کشور در این مرکز پرونده دارند اما رقم تخصیص یافته آن قدر ناچیز است که با هیچ کدام از هزینه های این بیماران جور درنمی آید.
- اختلال جنسی در واقع دو مبنای روانی و پزشکی دارد. در مبنای روانی، شخص مشکل جسمی ندارد ولی احساس می کند که به جنسی مخالف خودش تعلق دارد. این مشکل نباید مورد توجه قرار بگیرد بلکه این فرد باید مداوا شود تا در جنس اصلی خودش بماند. هر رفتار جنسی چنین فردی انحراف جنسی محسوب می شود نه اختلال جنسی. اما در مبنای دوم، بیمار مشکل جسمی دارد. یعنی فرد به دلیل اختلال در کروموزوم ها واقعاً احساس می کند که به جنس مخالف تعلق دارد و اغلب هم صادق است. این مورد از لحاظ حقوقی هم قابل بررسی است. 
مبانی حقوقی از نظر فقه در تغییر جنسیت
در نظر اکثر فقها، تغییر جنسیت با مبنای دوم مجاز است. البته اکثر فقها قائل به احتیاط شده اند و این احتیاط هم از نظر پزشکی این طور توجیه می شود که مبادا بیماری که تغییر جنسیت می دهد راضی نباشد پس باید احتیاط صورت بگیرد. در واقع مساله افراد دارای اختلال جنسیت از آن زمان که فقه به وجود آمده و تکامل پیدا کرده- قرن دوم هجری- مطرح بوده و البته بیشتر به موضوع ارث و ازدواج پرداخته چون در آن زمان امکان عمل جراحی وجود نداشته است. بنابراین تاکنون فقها در مورد ارث، ازدواج، مهریه، حضانت و قتل بررسی کرده اند اما از جمله حقوق اجتماعی این بیماران که هنوز بررسی نشده، حق رابطه جنسی پیش از تغییر جنسیت است. به این دلیل که با مبانی فقهی چندان همخوانی ندارد و شرع ما قبول نمی کند. هر رابطه ای که قبل از تغییر جنسیت و پیش از تشخیص پزشکی قانونی انجام شود تحت عنوان عمل مجرمانه قرار می گیرد. در سایر کشورها، این بیماران می توانند به هر شکلی که دلشان می خواهد بیرون بیایند؛ چه لباس زنانه بپوشند چه لباس مردانه ولی در جامعه ما این مشکل برای این بیماران مطرح است و به خصوص از آنجا که فرهنگ جامعه ما هم این بیماران را نمی پذیرد، حتماً مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و هیچ کس هم از آنان حمایت نمی کند. البته در مورد نادیده گرفته شدن حقوق این افراد نمی توان نظر قطعی داد. فقط زمانی که قانون وجود داشته باشد می توانیم بگوییم که با وجود قوانین، حقوق آنها نقض می شود. اما در واقع حقوق این افراد در تمام کشورها ابهام دارد. متاسفانه در برخی کشورها حقوق این افراد به رسمیت شناخته می شود بدون توجه به اینکه این افراد دچار اختلال هویت جنسی هستند یا خیر.
وضعیت ارث «S.T»
سهرابی مهر معتقد است: وضعیت ارث نیز از موارد حایز اهمیت در این زمینه است. گر چه در خصوص تغییر جنس فرزندان، مشكل زیادی وجود ندارد، چون ایشان براساس جنس پس از عمل، ارث خواهند برد، اما آنچه جای بحث دارد، در مورد پدر و مادری است كه تغییر جنسیت داده اند، چون نه پدر محسوب می شوند ونه مادر. پس رسیدن ارث به ایشان محل تردید واقع شده است، البته می توان ملاك تقسیم ارث را زمان انعقاد نطفه فرزندشان در نظر گرفت و با توجه به این كه در آن زمان، كدام پدر بوده و كدام مادر، ارث تقسیم می شود، در این باره حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: بهتر است بین ورثه مسأله با مصالحه حل شود.
در مورد اقربیت نیز مسأله به این شكل است كه اگر خواهری عمل تغییر جنسیت انجام دهد، انتساب وی با اعضای خانواده قطع نمی شود و برادر محسوب می گردد. این حكم در مورد عمو كه پس از عمل، عمه خواهد شد نیز جاری است. همچنین در مورد سایرین هم به همین شكل می باشد، اما موضوع مهمتر این كه آیا محرمیت نیز كماكان برقرار خواهد بود، به عنوان مثال پدری كه عمل كرده و پس از عمل، مادر پسرش محسوب نمی شود، آیا به پسرش محرم خواهد بود؟ كه محل تردید واقع شده و امام خمینی(ره) می فرمایند: بعید نیست كه محرم باشند (در مواردی كه مطرح شد).
سهرابی مهر تأكید می كند، كه این افراد دارای حقوق قانونی و شرعی مشخص هستند و این احكام در صورتی پس از عمل جراحی، بر شخص بار می شود كه عمل جراحی تغییر جنسیت وی كاشفیت داشته باشد و در حقیقت جنس را منطبق با روح كرده باشند.
مبدل پوشها
- به گفته سهرابی مهر، گروهی معروف به «مبدل پوشها» در جامعه هستند كه با وجود سلامت جسمی، روانی و جنسی، صرفاً نوع پوشش ظاهر جنس مخالف را ترجیح می دهند. به عنوان نمونه مردهایی كه با نحوه آرایش زنانه و موی بلند در جامعه ظاهر می شوند و یا زنهایی كه با پوشش و سبك موی مردانه در مجالس و مهمانیها شركت می كنند كه البته «مبدل پوشها» اغلب اهداف متفاوتی دارند، یا می خواهند با نوع پوشش خود وابستگی شان را به خرده فرهنگ خاصی مشخص كنند یا این كه دوست دارند با سایرین متفاوت باشند و از این طریق خود را مطرح كنند، اما گروهی از مبدل پوشها دچار اختلال شخصیت هستند و به طور ناخودآگاه این رفتار را انجام می دهند كه در هر صورت با «ترانس سكسوالها» متفاوت بوده و نباید آنان را با هم اشتباه كرد.
- دكتر تلافیان نیز می گوید: بررسی ها نشان می دهد، هنگامی كه افراد «T.S» به سن بلوغ می رسند، چون نیازهای جنسی آنان با آناتومی بدنشان هماهنگ نیست در انتخاب شریك جنسی، از دیدگاه دیگران ممكن است غیر طبیعی به نظر برسند، یعنی با دیگر اختلالات جنسی از جمله «هموسكسوالها» یا «هم.جنس.گرایان» اشتباه گرفته شوند. در صورتی كه «ترانس سكسوالها» اصلاً انحراف جنسی ندارند و این یكی از مهمترین مسایلی است كه باید هم خانواده بیمار و هم افراد جامعه به طور واضح و روشن بدانند و با چنین افكار اشتباهی موجب رنج و عذاب بیشتر این بیماران نشوند. برای این که تشخیص درست انجام شود ، باید فرد به مدت حداقل دو سال احساس کند که در بدن یک جنسیت اشتباه است. ارزیابی انجام گرفته از سابقه پزشکی و روانی فرد، میل همیشگی او را به این که جنس مخالف خود باشد، تایید می کند. انتخاب شریک جنسی فرد ممکن است از جنس موافق یا مخالفش باشد.
درمان؛ برای کودکان درمان فردی و خانوادگی توصیه می شود. برای بزرگسالان هم درمان فردی یا درمان همراه با زوج توصیه می شود. تغییر جنسیت از طریق جراحی و هورمون درمانی هم می تواند یک انتخاب باشد اما مشکلات هویتی بعد از درمان هم ادامه پیدا می کنند.
انتظارات (پیش بینی)؛ تشخیص و درمان زود هنگام این اختلال نتیجه بهتری را در بر خواهد داشت.
مشکلات؛ افسردگی و اضطراب ، ناراحتی عاطفی ، احساس تنهایی ، تعریف از خود ضعیف . 
تماس با متخصص ؛ اگر علائمی از این اختلال را در خود مشاهده کردید و نیاز به کمک مخصوصاً برای اضطراب و افسردگی تان داشتید، حتماً با پزشک متخصص تماس بگیرید.
دلم برایت تنگ شده 
میدانم روزی توام دلت برایم تنگ خواهد شد 
ولی آن روز دیگر من نخواهم بود???
پاسخ }
#2
البته تو این تایپیک خیلی سیاه نمایی شده و کمی هم غلو البته فشار روی ترنس ها و افراد دچار اختلال جنسی وجود داره ولی به این شدت هم نیست بسیاری از واکنش ها رو خود افراد دارای این اختلال به وجو میارند مثلا من تو انستیتو ترنس ام تو افی و دیدم که ارایش غلیظ کرده هورمون مصرف کرده ولی یه شلوار تنگ و یه بولیز پوشیده نه حجابی و نه پوشش درستی همین شخص اگر مورد توهین یا مسخره یا موردی دیگه ای براش پیش بیاد مقصر خودشه چون دیگه این مساله ربطی به جامعه و فهم جامعه نداره ایشون هنجارهای جامعه رو شکسته اگه یه دختر معمولی هم همین جوری بیاد تو خیابون همین رفتار رو باهاش میکنند باید این رو قبول کرد که در قوانین ایران فقط افرادی به عنوان ترنس سکشوال مورد قبول مراجع قانونی قرار میگیرند که خواهان تغییر جنسیت و عمل جراحی باشند گونه های مختلف اختلال های جنسی وجود داره حتی بین ترنس ها افراد مختلف با تمایلات مختلف وجود داره ولی تنها یک مورد اون مورد پذیرش جامعه است البته این اواخر کار های خوبی در جریانه اما خیلی کمه وجود سایت ها و وبلاگ های اطلاع رسانی در این زمینه خیلی کار امد بوده اما هنوز کافی نیست در مرد دکتر میر جلالی من کسی رو از نزدیک دیدم که واقعا ناقصش کرده بودند تو کلینیک میر داماد توسط دکتر میر جلالی البته ایشون این اواخر به علت کهولت عمل انجام نمیدادند و عمل رو دستیارانش انجام میدادند که صد مرتبه از عمل خود دکتر بدتره و همین اقای زمانی طبق گفته دوستان اصلا سواد اکادمیک نداره و هم دستیار دکتره هم منشی و هم متخصص بی هوشی حالا شما خودتون قضاوت کنید
پاسخ }
سپاس شده توسط: anahita ، برگ گل ، deldadeh ، Sina ، ملیکا ، Delsaa ، حنانه
#3
نه ساراجون هیچم سیاه نمایی نشده ...البته برا من همین بود خب من به نظرت احترام میزارم سارا ولی این نظر منه.این یه حقیقت بود مرسی نیاز جون دمت گرم
من منتظرم!!!1358858691
پاسخ }
#4
دکتر صابری می گوید؛ "تغییر جنسیت ، فقط و فقط تلاشی است برای بهتر شدن سبک زندگی این بیماران. زیرا این بیماران تا پایان عمر دچار مشکل خواهند بود و میزان رضایتشان از زندگی پایین است." آن گروه از بیمارانی که این درایت را دارند و به بیماری خود پی می برند ، پس از مراجعه به پزشکی قانونی - تنها مرجع قانونی و رسمی برای تشخیص بیماری اختلال هویت جنسی - تحت معاینات روانپزشکی قرار می گیرند.


هر جور حساب کتاب میکنیم با عسل میبینیم عمل واقعا به صلاح کارمون نیست و ضررش بیشتر از منفعتشه
من اینجوری با مسله کنار امدم نمیگم کارم درسته یا غلط یا شماها هم این کارو بکنید ولی من راصیم

من برای اتش و ماندانا دوتا شخصیت کاملا مجزا قاعلم
خودم که اتش باشم رو مهمون جسم ماندانا میدونم که مطابق ادب احترام صاحب خونه رو نگه میداره
ماندانا خانوم هم به رسم مهمان داری به اتش احترام میزاره ( البته ماندانا جون اعلب خونه نیست عزیزم 2 دیقه اومدیم خودتونو ببینیم)

رابطه این دوتا شخصیت کاملا دوستانه و صمیمیه یه جوری که گاهی عسل حسودی میکنه ( فکر کن عسلو حسودی ببین چقد خفن داستان )

من از زندگیم راصیم

نه ساراجون هیچم سیاه نمایی نشده ...البته برا من همین بود خب من به نظرت احترام میزارم سارا ولی این نظر منه.این یه حقیقت بود مرسی نیاز جون دمت گرم
[/quote]
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش. بیرون کشید باید از این ورته رخت خویش.
پاسخ }
سپاس شده توسط: Sarah ، برگ گل ، deldadeh ، Sina ، ملیکا ، Delsaa
#5
کلا پیچیده ولی جالب بود برام برخورد شما
خیلی هم خوبه
ولی فریماه واقعا حوصله مهمونی بازی را نداره... میخاد خودش صاحب خونه باشه طفلی48
اگر به خانه من آمدی،
برایم ای مهربان
چراغ بیاور و
یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم... 
پاسخ }
#6
(09-03-2013، 04:13 AM)فریماه نوشته: کلا پیچیده ولی جالب بود برام برخورد شما
خیلی هم خوبه
ولی فریماه واقعا حوصله مهمونی بازی را نداره... میخاد خودش صاحب خونه باشه طفلی48


بده مفتی نشستی اجاره هم نمیدی یه چیزیم طلب کاری خوبه والا

ماندانا هم تفلک به احترام مهمون هیچوقت خونه نیست

عزیزم همه چی که نمیشه بر وفق مراد باشه الان همه مشکلاتمون حل شده همین یکی مونده ؟
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش. بیرون کشید باید از این ورته رخت خویش.
پاسخ }
سپاس شده توسط: Sarah ، برگ گل ، deldadeh ، ملیکا ، Delsaa
#7
(06-13-2013، 05:27 PM)sara نوشته: البته تو این تایپیک خیلی سیاه نمایی شده و کمی هم غلو البته فشار روی ترنس ها و افراد دچار اختلال جنسی وجود داره ولی به این شدت هم نیست بسیاری از واکنش ها رو خود افراد دارای این اختلال به وجو میارند مثلا من تو انستیتو ترنس ام تو افی و دیدم که ارایش غلیظ کرده هورمون مصرف کرده ولی یه شلوار تنگ و یه بولیز پوشیده نه حجابی و نه پوشش درستی همین شخص اگر مورد توهین یا مسخره یا موردی دیگه ای براش پیش بیاد مقصر خودشه چون دیگه این مساله ربطی به جامعه و فهم جامعه نداره ایشون هنجارهای جامعه رو شکسته اگه یه دختر معمولی هم همین جوری بیاد تو خیابون همین رفتار رو باهاش میکنند باید این رو قبول کرد که در قوانین ایران فقط افرادی به عنوان ترنس سکشوال مورد قبول مراجع قانونی قرار میگیرند که خواهان تغییر جنسیت و عمل جراحی باشند گونه های مختلف اختلال های جنسی وجود داره حتی بین ترنس ها افراد مختلف با تمایلات مختلف وجود داره ولی تنها یک مورد اون مورد پذیرش جامعه است البته این اواخر کار های خوبی در جریانه اما خیلی کمه وجود سایت ها و وبلاگ های اطلاع رسانی در این زمینه خیلی کار امد بوده اما هنوز کافی نیست در مرد دکتر میر جلالی من کسی رو از نزدیک دیدم که واقعا ناقصش کرده بودند تو کلینیک میر داماد توسط دکتر میر جلالی البته ایشون این اواخر به علت کهولت عمل انجام نمیدادند و عمل رو دستیارانش انجام میدادند که صد مرتبه از عمل خود دکتر بدتره و همین اقای زمانی طبق گفته دوستان اصلا سواد اکادمیک نداره و هم دستیار دکتره هم منشی و هم متخصص بی هوشی حالا شما خودتون قضاوت کنید
سلام
بچه ها من کاری ندارم هر کس نظرشو بگه اما لطفا شایعه نسازیم
من خودم پیش میرجلالی عمل کردم در مورد خوب و بد بودن عملم کاری ندارم
ولی دکتر خودش عملم کرد نه دستیاراش
در ثانی متخصص بیهوشی من دکتر هاشمی بود که روز قبل عمل باهام صحبت کرد
آقای زمانیم توی اطاق عمل هستن فقط برای دوخت قسمت ناف نه هیچ چیز دیگه و توی کلینیک هم که مشاور و کارای این مدلی رو انجام میدن.
پس درست نیست که شایعه بسازیم که دکتر خودش جراحی نمیکنه و متخصص بیهوشیش زمانیه.
در مورد کیفیت عمل میتونیم نظر بدیم که خوبه یا بد اما در مورد موارد بالا واقعا یه شایعست که فقط بچه هارو گمراه میکنه.
بازم مرسی
پاسخ }
#8
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که:

دو شخصیت در یک جسم...ایده ی خوبیه
اما کم کم آدم یادش میره واقعا کدومشونه!
پاسخ }
#9
(10-20-2013، 03:04 PM)دختر نوشته:
(06-13-2013، 05:27 PM)sara نوشته: البته تو این تایپیک خیلی سیاه نمایی شده و کمی هم غلو البته فشار روی ترنس ها و افراد دچار اختلال جنسی وجود داره ولی به این شدت هم نیست بسیاری از واکنش ها رو خود افراد داراینجارهای جامعه رو شکسته اگه یه دختر معمولی هم همین جوری بیاد تو خیابو
 این اختلال به وجو میارند مثلا من تو انستیتو ترنس ام تو افی و دیدم که ارایش غلیظ کرده هورمون مصرف کرده ولی یه شلوار تنگ و یه بولیز پوشیده نه حجابی و نه پوشش درستی همین شخص اگر مورد توهین یا مسخره یا موردی دیگه ای براش پیش بیاد مقصر خودشه چون دیگه این مساله ربطی به جامعه و فهم جامعه نداره ایشون ه
[quote pid=3656 dateline=1371124674]ن همین رفتار رو باهاش میکنند باید این رو قبول کرد که در قوانین ایران فقط افرادی به عنوان ترنس سکشوال مورد قبول مراجع قانونی قرار میگیرند که خواهان تغییر جنسیت و عمل جراحی باشند گونه های مختلف اختلال های جنسی وجود داره حتی بین ترنس ها افراد مختلف با تمایلات مختلف وجود داره ولی تنها یک مورد اون مورد پذیرش جامعه است البته این اواخر کار های خوبی در جریانه اما خیلی کمه وجود سایت ها و وبلاگ های اطلاع رسانی در این زمینه خیلی کار امد بوده اما هنوز کافی نیست در مرد دکتر میر جلالی من کسی رو از نزدیک دیدم که واقعا ناقصش کرده بودند تو کلینیک میر داماد توسط دکتر میر جلالی البته ایشون این اواخر به علت کهولت عمل انجام نمیدادند و عمل رو دستیارانش انجام میدادند که صد مرتبه از عمل خود دکتر بدتره و همین اقای زمانی طبق گفته دوستان اصلا سواد اکادمیک نداره و هم دستیار دکتره هم منشی و هم متخصص بی هوشی حالا شما خودتون قضاوت کنید
سلام
بچه ها من کاری ندارم هر کس نظرشو بگه اما لطفا شایعه نسازیم
من خودم پیش میرجلالی عمل کردم در مورد خوب و بد بودن عملم کاری ندارم
ولی دکتر خودش عملم کرد نه دستیاراش
در ثانی متخصص بیهوشی من دکتر هاشمی بود که روز قبل عمل باهام صحبت کرد
آقای زمانیم توی اطاق عمل هستن فقط برای دوخت قسمت ناف نه هیچ چیز دیگه و توی کلینیک هم که مشاور و کارای این مدلی رو انجام میدن.
پس درست نیست که شایعه بسازیم که دکتر خودش جراحی نمیکنه و متخصص بیهوشیش زمانیه.
در مورد کیفیت عمل میتونیم نظر بدیم که خوبه یا بد اما در مورد موارد بالا واقعا یه شایعست که فقط بچه هارو گمراه میکنه.
بازم مرسی
[/quote]


عزیز دلم اینا شایعه نیست 

میدونی ما چرا از دکتر میرجلالی واهمه داریم؟ 

چون اینقدر شنیدیم من که خیلی شنیدم ، یکی از دوستای من 19 سالش بود خیلیم خوب و خوش اما این دکتر ناقصش کرد بدبخت اینقدر افسردگی گرفت که حتی من از بهترین دکتر ها میترسم ، خود میرجلالی که دیگه داره منقرض میشه هر چقدر دانش داشته باشه دست جراحی دست جوون تر میخواد عمل عمل آپانتیس یا عمل معمولی نیست ..

خیلیا بودن از میرجلالی مینالیدن 

بدترین موردشم کسی بوده که قطع نخاع شده

حالا استثنائاتی هم وجود دارن

در ضمن وجود دکتر زمانی صحت داره حتی وقتی خود دکتر هم عمل میکردن این آقا دست دخالت تو بدن بچه ها داشتن که خانوم ملک آرا بهش توپیده بود 

این آقا تکنیسین اتاق عمله و از رو تجربه خودش از رو هوا جراحی انجام میده و مدرک پزشکی نداره


بعدشم بزار یه واقعیت رو بهت بگم ، در مورد همه پزشک ها بچه ها سعی میکنن خودشونو راضی تر از اونچه که هستن نشون بدن تا موفق به نظر بیان چون این عمل همه زندگیشون بوده ، حالا خدا میدونه دیگه چقد پرتی و نقص وجود داشته که بچه ها پوشش دادن

(10-20-2013، 08:53 PM)sina نوشته: تنها چیزی که میتونم بگم اینه که:

دو شخصیت در یک جسم...ایده ی خوبیه
اما کم کم آدم یادش میره واقعا کدومشونه!

چنین چیزی ممکن نیست ، هر کس به دنبال کمال و کامل شدنه ، دو شخصیت هیچ کس نمیتونه جای دو شخصیت بازی کنه کم میاره، این بازی نیست ، زندگی کردنه، بازی کردن انرژی میطلبه که نهایت انرژی رو از دس میدی

انسان فقط از یه شخصیت تشکیل شده ، شاید بشه اسم اینو همون جنسیت سوم گذاشت ، اگه کسی بین این چیزا گیر کرده معنیش اینه که هنوز خودش رو نشناخته..
پاسخ }
سپاس شده توسط: Sarah ، ملیکا ، Delsaa ، حنانه
#10
دوشخصیتی زندگی کردن اشتباه محظه!مثل این میمونه که متوجه بشی دریه قسمتی ازبدنت سرطان داری بجای اینکه تاجایی که امکانش هست دنبال درمان وجراحی باشی  سعی کنی باهاش کناربیای !!! این دیوانگیه.حتی پزشکان هم میگن برای کسی که جراحی لازمه بایدجراحی کنه.
من داروندارمو دسترنج چندین سالمو میدم جراحی میکنم تاحداقلش به هویتم برسم بعدم هرچی مصلحت خدا ....
فوقش ازقفس راحت میشم.
من چه مرد کامل باشم یا نباشم حق زندگی دارم واینوبیشترمیپسندم تا .........
یکی مادرزاد،عقیم بدنیا میاد!یکی نازا !یکی پسرقدکوتاه ! یکی دخترقدبلند!یکی تصادف میکنه آلتش شکل وحالت قبلی روازدست میده یکی میسوزه واین اتفاق براش می افته!یکی خواجه بدنیا میاد!!!  ایناحق زندگی ندارن .....
منم یکی مثل اینا یه مرد کامل نمیشم ولی از شر این غده ها واین کالبدکه راحت میشم....  من نمیتونم دختربمونم وبی حجاب برم بیرون!!!!
پاسخ }


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مجموعه کتاب های اختلال هویت جنسی (ملال جنسی) Syiavash23 9 4,681 11-24-2018، 03:14 AM
آخرین ارسال: FARANAK
  گفتگوي خوانا نيوز با يك مبتلا به اختلال هويت جنسي مارال 2 992 06-11-2017، 12:08 PM
آخرین ارسال: مارال
  پیشنهاد و معرفی کتاب‌های علوم جنسی و جنسیتی Foetus 12 3,453 12-22-2015، 09:04 PM
آخرین ارسال: حنانه

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان