رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تغيير و تحول با هدفون در مغز
#1
وقتی از هدفون استفاده می کنید در مغزتان آشوبی برپا می کنید و موجب تحریک سلولهای آن خواهید شد و به تناسب با ارتعاشات موزیکی که گوش می دهید موجب بروز ضربان در مغز خود خواهید شد

 ضربان های دو گوشی یا Binaural beats دستاوردهای صوتی پردازشی اند که توسط عامل فیزیکی خاصی ایجاد می شوند. این اثر در سال ۱۸۳۹ توسط هاینریش ویلهلم داو کشف شد اما بعدها در اواخر قرن بیستم بود که به واسطه ادعاهایی از سوی برخی سازمان های پزشکی جایگزین (Alternative Medicine) با استقبال عمومی گسترده تری روبرو شد.
این ادعاها مبتنی بر توانایی بیت های باینورال برای القای آرامش، مراقبه، خلاقیت و دیگر حالات مطبوع ذهنی بودند. میزان اثربخشی بیت های باینورال روی امواج مغزی بستگی به اختلاف بسامد در هر صدا دارد. برای مثال اگر از یک گوش فرکانس ۳۰۰ هرتز و از گوش دیگر فرکانس ۳۱۰ هرتز دریافت شود، ضربان های دو گوشی معادل با ۱۰ هرتز خواهیم داشت.
هنگامی که با استفاده از هدفون های استریو دو صدا با اختلاف فرکانسی کم، در هر گوش همزمان پخش شوند، مغز پدیده ای را ایجاد می کند که طی آن ضربان هایی در تناسب با طول و مشخصات صدای دریافتی، در مغز شروع به تپیدن می کنند.
فرکانس صداها باید زیر هزار هرتز باشد تا ضربان ها ملموس باشند و همچنین تفاوت فرکانس ها نیز باید کمتر یا برابر ۳۰ هرتز باشد که اثر نمایان شود چون در غیر این صورت صداها جداگانه شنیده می شوند و هیچ اثری حاصل نمی شود.
بیت های باینورال همواره مورد توجه نوروفیزیولوژیست ها در راستای مطالعات روی حس شنیداری انسان بوده اند. بارها گزارش شده است که باینورال بیت ها تاثیرات بسیار گسترده تری همراه با تنظیم امواج مغزی داشته اند که حتی توانسته اند دستاوردهایی پزشکی نظیر مهار درد یا ترک اعتیاد به الکل داشته باشند.
تنظیم امواج مغزی به مجموعه کارهایی گفته می شود که در راستای هماهنگ کردن فرکانس مغز با یک حالت مشخص ذهنی همانند خواب هستند که با استفاده از محرک های خارجی یا نرم افزارهای تخصصی میسر می شوند.
این محرک ها می توانند صوتی، مثل باینورال بیت ها یا مونورال بیت ها یا (Isochronic Tones) اصوات مقطع یا تصویری یا هر دو باشند.
قابل اثبات نیست!
یکی از نتایج مطلوب تنظیم امواج مغزی، هماهنگ سازی امواج دو نیم کره چپ و راست مغز انسان است. به گفته برخی از شرکت ها که قصد فروش محصولات خود را داشته اند (مانند D-Doser)، از هر فرد عادی که به طور طبیعی اینچنین عملکرد هماهنگی بین دو نیم کره مغزش داشته باشد، انتظار می رود که انسان خوشحال تر و خوشبین تری باشد که از ثبات احساساتی بالا و مصونیت بیشتری در برابر امراض روانی برخوردارند.
در میان افرادی که به طور منظم دعا، نیایش یا مراقبه می کنند و همچنین افرادی که رضایتمندی بالایی از زندگی خود دارند، می توان به طور طبیعی درصد بالایی از هماهنگی بین امواج دو نیم کره چپ و راست مغز یافت.
پاسخ }
سپاس شده توسط: sepehram ، shayan.p
#2
بیت های سرگردان

توماس وارن، فیزیکدان برای اولین بار متوجه تاثیر ضربان های دو گوشی روی خودآگاهی ذهن بشر شد. او همراه با روبرت مونرو – محقق و نویسنده – با استفاده از یک نوسان چهار هرتزی توانستند به «تجربه خارج از بدن» (همانند مرگ موقت یا بیهوشی هنگام عمل جراحی) دست یابند. به انگليسي astral projection
پاسخ }
سپاس شده توسط: sepehram ، shayan.p
#3
با قاطعیت تمام می توان گفت که قدرت واقعی شما در استفاده از ضمیر ناخودآگاه شماست و ضمیر ناخودآگاه شما توانایی رساندن شما را به هر هدفی دارد. بنابراین با دسترسی به ناخودآگاه و بارگزاری مجدد آن به راحتی می توانید اهدافتان را محقق کنید و به آرزوهایتان برسید.
شاید بتوان گفت که ساده ترین روش بارگزاری ضمیر ناخودآگاه استفاده از روش خود هیپنوتیزم پنهان است که به نوعی هیپنوتراپی محسوب می شود. در این روش عبارات تأکیدی دقیق و قدرتمندی بیان می شود که با استفاده از هیپنوتراپی از طریق ضمیر ناخودآگاه شما جذب می شود و پس از مدت کوتاهی به واقعیت زندگی شما تبدیل خواهد شد.
این عبارات تأکیدی پنهان در حقیقت ضمیر خودآگاه شما را که در برابر تغییر مقاومت می کند دور می زند و در نتیجه مانعی برای ورود آنها به اعماق ذهن شما وجود نخواهد داشت و تکرار آنها سبب ایجاد اتصالات عصبی جدید در ضمیر ناخوداگاه شما خواهد شد.
برای استفاده از فایل های صوتی خود هیپنوتیزم پنهان باید به این نکته توجه داشت که تکرار آن سبب کسب نتیجه بهتر از این فایل می شود. با تکرار است که ذهن ناخودآگاه شما دوباره برنامه ریزی می شود و در نتیجه واقعیت های جدید زندگی آنگونه که شما دوست دارید شکل خواهد گرفت.
پاسخ }
سپاس شده توسط: shayan.p
#4
قدرتمند ترين صلاح بشر كلام 
پس از تهيه فايل صوتي بينورال به همراه امواج الفا و استفاده از جملات تاكيدي يا affirmations كه بعضي از اين جملات شامل تو تستسترون بيشتري ترشح مي كني . هر لحظه ترشح تستسترون بيشتري داري . چرا همه به تو ميگن هيكلت رشد كرده ؟ و ...  متوجه افزايش دماي بدن و احساس قدرت بيشتر در كوتاه مدت و پس از ٥ ساعت استفاده مداوم متوجه سفت شدن عضلات و بم شدن نسبي صدا شدم كه ايده اي بزرگ در ذهنم جاي گذاشت كه آيا مي توان جنسيت را با جمله هايي مثل من يك دختر يا پسر كاملم تغيير دار ؟
پاسخ }
سپاس شده توسط: shayan.p
#5
مطالبتون رو خوندم فقط خواستم بدونم تاثیر این روش رو دیدید ؟؟ اگه تاثیر محسوسی داشته باشه که ععععاااااللللللللیه 
واقعا ازتون ممنونم امیدوارم خدا خودش جوابتونو بدهمرررسییی از تلاش هاتون امیدوارم یه روزی تو عرصه جهانی ازتون تشکر بشه اصلا نا امید نشید و همچنان ادامه بدید



خدا اینقدر بزرگ هست

که تمام بندهاشو 

به تمام آرزوهای پاکشون 

برسونه  Rolleyes


پاسخ }
سپاس شده توسط: «محمد» ، Mahsa-B ، sepehram
#6
درستی‌های قانون جذب 
قانون جذب در رابطه با خود فرد دو صورت درست پیدا می‌کند: یکی در امور روحی و روانی، مثلاً کسی که به شادی فکر کند، شادمان می‌شود و کسی که به ناراحتی‌ها بیندیشد، اندوهگین می‌شود. کسی که فکر کند می‌تواند خوب سخنرانی کند، موفق خواهد شد و کسی که برعکس فکر کند، نتیجة برعکس خواهد گرفت. ادعای قانون جذب در اتفاقاتی که در اختیار فرد است، قابل قبول است و با کمی اصلاح از سوی منابع دین تأیید می‌شود. اصلاحی که از سوی تعالیم دینی به این قانون وارد می‌شود این است که تفکر در مورد خود شادی یا اندوه یا آرامش و یا اضطراب چندان فایده‌ای ندارد، بلکه سامان دهی افکار و مدیریت احساسات مفید و کارآمد است و موجب پدید آمدن احساسات مثبت می‌شود. برای نمونه امام حسن می‌فرماید: «آنچه را از دینا خواسته‌ای و به آن نرسیده‌ای، طوری فرض کن که گویا هرگز به ذهنت خطور نکرده است.» (بحار ج78ص111) امام صادق علیه‌السلام فرمودند:‌ »رغبت به دنیا غم و اندوه به دنبال می‌آورد و دل بریدگی از آن آسودگی تن و روان را درپی دارد.» (میزان الحکمه ح3767) و نیز امام علی علیه السلام فرمودند: «یقین چه خوب اندوه را می‌راند.» (بحار ج77ص116) زیرا سرچشمة بی‌پایان سرور و شادمانی خداوند است. و به فرمودة امام کاظم: «کسی که خود را به اندوه می‌زند، اهل اندوه می‌شود.» (میزان الحکمه ح3781)
اگر ما به هریک از پدیده‌های روانی شادی، غم، آرامش و... فکر کنیم در درون ما اتفاق می‌افتد اما پایدارتر و زیربنایی‌تر این است که عوامل آنها را مدیریت کنیم و آنچه در تعالیم اسلام آموزش داده شده، شناخت همین عوامل و شیوة کنترل و مهار آنهاست. در اینجا نیز از نیروی فکر استفاده می‌شود، همانطور که در فرمایش امام حسن علیه‌السلام دیدیم به آنچه دست نیافته‌ای اصلا فکر هم نکن، این تکنیک را می‌توانیم «فراموشی عامل رنج» به نامیم. البته در بارة تکنیک‌های مدیریت احساسات در آیات و روایات سخن بسیار است؛‌ ولی آنچه به بحث حاضر مربوط می‌شود این است که اگر شما به یک احساس بیندیشی آن را در خود ایجاد خواهی کرد. در این مورد قانون جذب درست است.
دومین مورد درستی قانون جذب در مقدورات جسمی است، به لاغری فکر کردن و خود را با اندام مناسب تصور کردن بسیار مؤثر است، صد البته که تنها عامل نیست. بسیاری از بیماری‌ها به تصور و خیالات ما مربوط هستند، کسی که فکر کند سر درد دارد، به زودی سیستم عصبی او تجربة درد را برایش ایجاد خواهد کرد. و کسی که خود را تن‌درست و نیرومند می‌بیند، درست دیده است. از این رو امام صادق علیه السلام فرمودند: «هیچ بدنی با نیت و ارادة قوی، ناتوان نمی‌شود.» (میزان الحکمه ح20949) و از سوی دیگر بر شکایت نکردن از دردها و ناله و شیون سر ندادن تأکید شده است. «خداوند فرمود: کسی که سه روز بیماری را تحمل کند و به کسی شکایت و شیون نکند، گوشتی بهتر از گوشتش و خونی بهتر از خونش جایگزین می‌شود. اگر سلامتی یابد در حالی سالم می‌شود که گناهی بر او نمانده و اگر بمیرد به سوی رحمت من می‌آید.» (میزان الحمه ح 18786) در مقابل بی‌تابی کردن در بیماری‌ها یا سایر مشکلات در واقع رنج انسان را بیشتر می‌‌کند. (غررالحکم ح1198و1562) در این روایات سامان‌دهی به افکار و احساسات برای درمان و بهبودی هدف گرفته شده اما بر ارزش‌های اخلاقی نیز تأکید شده است. صبر، تسلیم خداوند بودن و ایمان به او بیش از افکار مثبت و احساسات خوب مورد توجه بوده و اساساً افکار و احساسات بر اساس ارزش‌های انسانی و اخلاقی طراحی شده است و چه بسا احساساتی که از این ارزش‌ها برنیامده باشد، تأثیر کمتری بگذارد.
سوم، در تصور و احساس دیگران نسبت به خودمان می‌توانیم از قانون جذب استفاده کنیم، کسی که خود را محبوب و دوست‌داشتنی می‌داند، البته در صورتی که کبر و غرور نداشته باشد، دوست‌داشتنی خواهد شد، کسی که خود را زشت یا زیبا تصور می‌کند، همانگونه به نظر می‌رسد. لذا در دعای هنگام نگریستن در آینه اینطور می‌خوانیم: «خداوندا همانطور که چهرة مرا زیبا آفریدی اخلاق و منش‌ام را نیز زیبا بگردان.» این دعا بهترین تلقین خودپذیری و اصلاح افکار برای درک زیبایی آفریدة خداست.
چهارمین مصداق درست قانون جذب که با شرایطی می‌توان درستی آن را تجربه کرد این است که سایر تصورات و احساسات دیگران را اگر چه دربارة ما نباشد می‌توانیم تغییر دهیم. برای مثال: فردی که شاد است، ممکن است دیگران را شاداب ‌کند و یا برعکس. اما این موضوع به شرایط روانی و خواست او مربوط است و تنها به اندیشه و احساس فرد تأثیر گذار وابسته نیست.
پنجمین صورت کارآمدی قانون جذب تأثیر بر احساس و برخی از رفتارهای حیوانات است. تصور آرامش و احساس امنیت برای حیواناتی که نزدیک ما هستند، موجب می‌شود که در کنار ما احساس امنیت کنند. در اینجا فرقی میان تمساح و یک گنجشک نیست. همچنین اضطراب شما آنها را نیز نگران و آشفته می‌کند. از این رو در روایات بسیاری به ما توصیه شده است که با حیوانات آرام و مهربان باشیم، بی‌جهت آنها را آزار ندهیم و شکار نکنیم. (میزان الحکمه باب حقوق الحیوان با 23 حدیث)
ششم، از دیگر درستی‌های قانون جذب تأثیر بسیاری از افکار منفی است، براستی اگر کسی فکر کند که نمی‌تواند کسب و کار خوبی داشته باشد، با شکست اقتصادی روبرو خواهد شد، کسی که فکر کند، بیمار است، بیمار خواهد شد، کسی که گمان کند، دوستان و نزدیکانش او را رها خواهند کرد، طوری رفتار می‌کند، که به همین نتیجه می‌رسد. این امور در ادبیات دینی با عنوان وسوسه شناخته می‌شوند و نه فکر. وسوسه‌ها از سوی شیطان است و معمولاً به صورت ناامیدی و ترس (آل‌عمران/157)، دشمنی و جدایی (مائده/91)، بی‌تابی(اعراف/176) و ناکامی (قرقان/29) در دل‌های ضعیف افکنده می‌شود. توصیه روایات این است که در این موارد نگذارید زندگار وسوسه‌ها به فکرتان بنشیند (نهج البلاغه خ91) و آن را بر ذهن و زبان جاری نسازید. (کنز العمال ح1709)
تمام این موارد درست به اموری محدود می‌شود که فکر از طریق سیستم اعصاب، احساسات و رفتارها و گفتار ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و نتیجة طبیعی آن را محقق می‌کند. همچنین نیروی فکر می‌تواند با نمودهای احساسی و رفتاری و گفتاری فرد، روی احساس، رفتا و گفتار سایر افراد نیز تأثیر بگذارد. کافی است که ما از طریق رفتار یا گفتار و یا حالت‌های خود بتوانیم اندیشه و احساس خود را منتقل کنیم. یک انسان شاد می‌تواند دیگران را نیز شاد کند. یک انسان با اعتماد به نفس، طوری سخن می‌گوید و رفتار می‌کند، که به دیگران نیرو می‌دهد. یک شخص قدرتمند طوری نگاه می‌کند که دیگران قدرت او را احساس می‌کنند.
انسان می‌تواند با رفتار و کلمات و احساسش حتی شعور و احساس حیوانات را تحت تأثیر قرار دهد. مثلاً آنها را آرام یا مضطرب کند و یا حرکاتی را به آنها بیاموزد. یعنی افکارش از طریق، احساسات و رفتارها منتقل می‌شود.
اما در تمام این موارد کارآیی قانون جذب محدود به مقدورات بشری است، مثلاً کسی با قامت صد و هشتاد سانت نمی‌تواند با تجسم اینکه قدش دومتر است، بیست سانت بر قامت خود بیفزاید؛ یا برای سگ خانگی خود بال‌هایی مثل پرستو ایجاد کند و یا بیماری‌هایی را درمان کند، که بنابه تقدیر الاهی به آنها مبتلا شده و نه با مسائل فکری خود. استفن‌هاوکینگ از بزرگ‌ترین فیزیکدانان روزگار ما مبتلا به فلج عمومی است. او بسیار خلاق، شاد و پر انرژی است، اما نتوانسته از روی ویلچر بلند شود یا دستان خود را به راحتی حرکت دهد و یا بدون دستگاه سخن بگوید.
ادعای باطل قانون جذب
آنچه که در قانون جذب بر آن تکیه می‌شود قدرت خداگونه ذهن یا همان تجسم است. ادعای قانون جذب صرفا شامل تاثیر افکار بر روان و درون خود انسان نمی‌شود، بلکه ادعایش درباره تاثیر افکار بر امور خارج از وجود انسان است؛ به این صورت که انسان می‌تواند با استفاده از نیروی خلاق ذهن بر امور بیرون از جسم تصرف کند و جالب آنکه این نوع تاثیر را از نوع تاثیر علت تامه بر معلول می‌داند. یعنی فقط از تاثیرگذاری و تاثیرپذیری ذهن و پدیده‌ها سخن نمی‌گویند، بلکه از خالقیت ذهن می‌گویند و خلق و آفرینش را به ذهن نسبت می‌دهند و ادعا می‌کنند که ذهن انسان هر چه را تجسم کند، در عالم خارج و نه درون انسان، به وقوع می‌پیوندد. بی‌تردید چنین ادعایی مورد قبول معصومین علیهم السلام نبوده و آنچه که در کلام این بزرگواران به آن اشاره می‌شده است، تاثیر افکار بر روان و درون انسان و نه قدرت خلق گونه ذهن بشر بوده است.
بنابراین نباید تصور شود که منظور از قانون جذب فقط مثبت اندیشی، تلقین، خوش بینی، حمل بر صحت و اموری از این قبیل است که در تعالیم اسلامی نیز بر تاثیر و اهمیت آنان تاکید شده است. بی‌تردید قانون جذب اگر درست قرائت شود و از غلوّها و تعمیم‌های نابجا دور بماند، با واقعیت سازگار است، اما به صورتی که امروزه در جامعه معرفی شده دروغی بیش نیست.
پاسخ }
سپاس شده توسط: Oghab ، sepehram
#7
حكم امام خامنه اي در مورد هيپنوتيزم 
طبق سؤال ١٢٣٥ كتاب اجوبه الاستفتائات 
آيا هيپنوتيزم جايز است ؟  
ج . اگر به منظور غرض عقلايي و با رضايت كسي كه مي خواهد هيپنوتيزم شود صورت بگيرد و همراه كار حرامي هم نباشد ، اشكال ندارد .
و سوال ١٢٣٦ كه عده اي نه به قصد درمان بلكه به منظور نشان دادن قدرت روحي انسان مبادرت به هيپنوتيزم مي كنند ، آيا اين عمل جايز است ؟ آيا افرادي كه در اين زمينه با تجربه هستند ولي متخصص آن نيستند . جايز است اقدام به اين كار كنند ؟ 
ج . به طور كلي يادگيري هيپنوتيزم و استفاده از آن به غرض عقلايي حلال و قابل ملاحظه اشكالي ندارد به شرط آن كه با رضايت و موافقت كسي باشد كه مي خواهد به خواب مصنوعي برود و ضرر معتنابهي هم براي او نداشته باشد .
پاسخ }
سپاس شده توسط: sepehram
#8
امواج آلفا (به انگلیسی: Alpha Wave) سومین موج تولید شده توسط مغز می باشد.
در این شرایط امواج مغزی ما کاهش پیدا کرده است، و حدودا چهارده سیکل در ثانیه است و هر چه احساس خواب آلودگی بیشتر بشود امواج نیز بیشتر و بیشتر کاهش می یابد.
محدوده فرکانس امواج مغزی آلفا چهارده تا هفت سیکل در ثانیه است و همانطور که بیان شد
هر چه خواب آلودگی بیشتر بشود یعنی امواج نیز کاهش بیشتر ی یافته است.
ابتدای محدوده آلفا حالتی از یک خواب سبک است وقتی که به تدریج خوابمان عمیقتر می گردد.
امواج مغزی آلفا در اختیار محدوده ناخودآگاهی ما قرار دارد، و مرز بین دو نیمکره مغز بشمار می آید.

امواج اصلی مغز
آلفا یکی از چهار موج اصلی مغز (دلتا، تتا، آلفا و بتا) است که در دستگاه ثبت امواج مغز به چشم می خورد. این امواج، ولتاژ های الکتریکی را در مغز به نوسان درمی آورند اما ولتاژ آنها بسیار پایین است. (چند میلیونیم ولت)، نوسان امواج آلفا حدود ده بار در ثانیه و محدوده آن 8 تا 13 دور در ثانیه است.
پاسخ }
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان