رتبه موضوع:
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دست نوشته
#1
یه موقع هایی هم هست
که باید بشینی خوب فکر کنی.. 
به این که کیا اومدن تو زندگیت و به چه قیمتی اومدن !
به این که یه سِری آدما می یان،که فقط تو لحظه قشنگن
وقتی باهاشون پیش می ری 
تازه می فهمی دنیاتون با هم متفاوتِ
گره ی کار میدونی کجاست؟ 
میدونی چرا اینطوری میشه؟
از اونجاست که:
تکلیفت با خودت که هیچ
با دلت هم معلوم نیست !!
نمیدونی با خوت چند چندی
هرکی به نوع خودش زندگی میکنه و زیباس
هرکی به نوع خودش محترم.. 
اما همه برایِ هم ساخته نشدن که ، شدن !!؟؟
از اول هیچکی زشت نیست همه اول یه رابطه زیبا به نظر میان
این دستِ تو که بفهمی کی واقعا زیباس
کی فقط حرف زیبایی هارو میزنه...
این خودمونیم که انتخاب می کنیم!
بعضی ها ذاتشون آرامش ِ فکر کردن بهشون آرومت میکنه ، حتی از دور.. حتی نگاه کردنشون آرامش ِ.
فکر بکنی می بینی بعضی آدما میان و میرن
اصلا اومدن که بــِرن
امــــا 
بعضی ها هم هستن که بوی موندگاری میدن 
که این مسیرو باهات تا تهِ تهِ ِتهش میان
اینا بوی ِ ناب آدمیت میدن 
اگه از همون اول فکر کنیم ،بدونیم کجای کاریم 
هر کسی واسه چی اومده ؛ کجای زندگیمونه ،که هدفش چیه، 
مسافر ِیا که موندگار ...
اینطوری 
نه از رفتنِ کسی خرده میگریم
نه از رفتارِ کسی آزرده خاطر ...
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
#2
چشم به راهِ کسی بمان
که آمدنش عجیب بوی ماندن بدهد
که از پشتِ نگاهت بفهمد 
معنایِ درد هایت را
معنای دلتنگی هایت را
چشم به راهِ کسی بمان
که از شوق دیدن تو
تمامِ خیابان های شهر را میانبر بزند !
اصلا
آنها را دوتا یکی کند
تا زودتر از تو به خانه برسد
بعد بیاید ببیند
که تو زودتر خودت را به خانه رسانده ای
بی قرارِ قدمهایش شوی
بی تاب آغوشت شود
بوسه بارانش کنی
بوسه بارانت کند
طوری در آغوشت بگیرد
که خودت را
بیشتر مچاله ی آغوشش کنی
و بگویی :
من دلم گم شدن می خواهد
گم شدن میانِ آغوشت
بعد لبخندت برایش
تا بناگوش باز شود !
آنوقت زیر لب
به خدا خواهی گفت:
خدا جان بگذار زمستانت بماند
نرود اصلا
آخر من دیگر
گرفتار تابستان
گرم اغوشش هستم !
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
#3
باور کن 
آنقدر ها هم سخت نیست
فهمیدن اینکه
بعضی ها می آیند که 
نماننــد نباشند نبیـننـد
و تــو
اگر تمامی ِدنیا را هم حتی به پایشان بریزی
آنها تمامی ِبهانه های دنیا را جمع می کنند
تا از بین آنها بهانه ای پیدا کنند
که بــــروند دور شـــوند
که نـــمانند اصلا 
پس به دلت بسپار 
وقتی از خستگی هایِ روزگار
پناه بردی به هر کسی
لااقل خوب فکر کن ببین
از سر علاقه آمده ، یا از سر ِ ... !!!
تا دنیایت پر نشود 
از دوست داشتن هایِ پر بغض
که دمار از روزگارت درآورد !
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
#4
اون چِشاتو ببند
انگشتاتو بزار رو قلبت 
حالا یک نفسِ عمیقِ عمیق بکش
نیگاه کن ببین می شناسیش ؟
ببین تا کجا دوسش داری ؟
اصلا به این که هست اهمیت میدی ؟
به این که هست فکر کردی ؟
به این که با همه ی کوچیکیش 
تموم غمِ هاتو یه تن ِ واست به جون می خره ؟
از اینکه وقتی کسی کنارت نیست 
اما اون هست؟
انگشتاتو بزار رو چشمات
منصف باش بگو چقدر مثل بارون باریدن تا آروم بگیری ؟
حالا با انگشتات لباتو لمس کن 
خوب فکر کن 
ببین چقدر برات سکوت کردن اون موقع هایی که میخواستی داد بزنی؟
اینبار انگشتاتو بردار بزار رو گوشات
چقدر همراهیت کردن تو مسیرهایی که همه گفتن نرو
اما اون اعتنایی نکرد تا تو به حرف دلت گوش بدی ... 
_
گاهی فقط گاهی
بفهم ،درک کن
باور داشته باش خودِ خودتو ... !
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
#5
یه جایی هست ....
به اونجا که برسی، دیگه
" از ته دل "
نمیتونی بگی :
دوسِت دارم
مواظب خودت باش
شما عزیز دل منی
هیچ احساسی اونقدر تا تَه دلت نمیره پایین
که با خودش این حرفا رو بیاره بالا ..
از اونجاس که،شروع می کنی به حذف،
حذف ِ
عــــــــــادت ها 
احســـــاس ها 
آدمــــــــــــــها
بی تفاوت که میشی
تنها برایِ خودت 
روزها را می گذرونی !
از یک جایی به بعد
تو می مانی و خدایت
و زمزمه ی همیشگی ات میشود :
"قـــــلبم "
را از نوچی ِتمامی ِ یادها شسته ام
این روزها
لمس دستان خــــدا 
زیر پوستم
دردناک ترین امنــیت است ... !
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
#6
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد
که خودت انگشت به دهان می مانی...!!
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید
فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی..!! پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت
نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای
فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت
میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری وگوشه ای
گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط"
نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت
تنگ می شود...
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
#7
از خدا پنهان نبود از تو چه پنهان 
یکی بود که بود 
که بی دلیل بود
بی هوا دوستت داشت
که نگاهش بعد از خدا 
تنها تو را می دید ...
در یــــادت بماند !
با خنده هایت گل از گلش می شگفت
با بغض هایت گریه می کرد
که هر روز با دعای خیر راهی ات می کرد
هر شب خستگی هایت را شانه بود
در یـــادت بماند !
تو یک "من" داشتی
که همه جوره به پایِ دوست داشتنت می نشست
که می رنجید اما عاشق تر میشد
که خسته می شود اما کم نمی آورد 
تمامی ِ اینها را هم نخواستی به یادت بیاوری
تنها این را بدان
و به یادت بسپار 
توبرایِ من دنیایی بود 
که با تو
هراسی نداشت از ماندن
اما تو ...
تنها مسافری بودی، آمده بودی تا نفسی تازه کنی
مرد راه عشق نبودی ... 
اصلا تو _ تو ماندنی نبـــودی ... !
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
#8
آدم ها اهلی می شوند.
و این اهلی شدن، تازه اول کار است.
هر کسی برای اهلی شدن قلقی دارد. 
مدل من با تو، و تو با دیگری فرق می کند.
یکیمان از آن هایی هستیم
که دوست داشتن هامان را با بوسه نشان می دهیم
و هی می گوییم عزیزم، جانم...
یکی دیگر موقع ابراز احساسات 
طرف را می بندیم به مشت و لگد
(نه از آنهایی که درد می آورد و زخم می زند به روح)
و هی می گوییم خره، بی شرف و از این دست.
می خواهم بگویم هر کسی راه و قلق خودش را دارد،
بعد تازه میرسیم اول راه !!!
بعد از اهلی شدن، خیلی هامان گند می زنیم. 
از این به بعدش را بلد نیستیم. مراقبت را نمی دانیم.
آقای جناب ...
بانو ...
اهلی که شدی،اهلی که کردی،
باید یادمان بماند که اویی که دوستش داریم،
که در آغوش ماست، 
عاقل است... جایز نه !! اما ممکن است به اشتباه !
پشت این جسم روح دارد.
از یک چیزهایی خوشش می آید، از یک چیزهایی نه.
گاهی هم ممکن است حوصله ی ما را نداشته باشد، 
دلش تنهایی بخواهد...
بعضی وقت ها دوست دارد 
با کسی حرف بزند که تو 
سایه اش را با تیر می زنی !
اما خب او دوست دارد با او اختلاط کند 
و هیچ هم ربطی به قلبش ندارد.
یادت نرود که اهلی تو شده است، که تو اهلی او شده ای.
که بیکار که نبوده.
می توانسته او را انتخاب کند. اما تو را خواسته ... !
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
#9
آدمها مي آيند
گاهي زندگي ات مي شوند
گاهي تنها خاطره ای در ذهنت
آن ها كه زندگي ات ميشوند
چشمانشان
دستانشان
گواهِ بودنشان است
آن ها كه تنها در نقطه ای از ذهنت مي مانند
نقش عاشق پیشه ها را بازی می کنند
می آیند 
كه نباشند، که نبينند
تنها خاطره میشوند 
گاهي با يادشان ، از سادگیت لبخندی مي زني آن هم تلخ از زهر
گاهي هم يادشان بغضی می شود که بیخ گلویت را قلقلک می دهد
اما تو لبخندت را کنار بگذار
برای کسی که بی تابِ خنده هایِ توست
بی تردید در این دنیا 
یک نفر
تو را آنقدر می خواهد
که گویی
قبل از او
هیچکس در قلبِ تو
خانه ای نداشته که نداشته ...!!
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
#10
سـاده بودن ؛ سـاده ماندن 
کارِ آسـانی نیست
گاهی همه چیز خیلی ســـاده اتفاقِ می افتد 
ساده،
مثل نگاهی 
مثل سلامی
ساده اگر آغاز شد
ساده باش
ساده بمان ...
ساده ها مانــدنی ترند
دوست داشــتنی تـرند
ساده بمان ...
برای لحظه هایتــان 
برای خاطرِدل ِ " اوی ِ " زنـدگی ات 
ساده ها عهد شکستن کارِشان نیسـت
از همان ابتدا راه دلبسته می شوند 
پایِ دل دادگی شان می مانند
بیا و باور کن 
سادگی
از همه چیز
زیبا تر است
ماندنی تر است ...
_
بیا ساده باشیم ،
ساده بمانیم و باور کنیم
هـنـــوز هم می شود
ســــاده عاشق بود
ســــاده عاشق ماند ... !
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  دل نوشته های در وصف پروانه ahmad61 5 636 10-16-2017، 04:38 PM
آخرین ارسال: omidam

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان