رتبه موضوع:
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دست نوشته
(10-16-2017، 11:09 AM)omidam نوشته:
(10-16-2017، 10:44 AM)Aramesh نوشته:
در دلم يك پرنده
بي هيچ جراحتى
جان داده است

كبوتر سفيد وجودت رها ز بند بدن
به سينه ات  آرام آرميده است

ز خوف پليدان و جاهلان اي دوست
دمي ز بام  هوس‌هايشان رميده است

به ديده عشاق اگر به دل نگري
ز عشق جان تازه به تن دميده است
پاسخ }
سپاس شده توسط:
تنها تفاوتِ من با آدم‌های دیگر ، نگاهی‌ بود خودمانی و دلخوشی بی‌ مرزی که صبورم میکرد و امیدوار.
.
. دلتنگی‌ درد نیست، جراحتی ‌ست در سینه، ریشه دوانده به روح و روان. یک رعشه ی دائمی، سرگردان در تک‌ تک‌ سلول‌های بدن. وهمی بی‌ انتها که روز و شب ندارد، همیشه هست. .
با این حال انتظار برای بازگشت تو هرگز تلخ و غم انگیز نبود. در امتدادِ هر غروب، می‌‌دانستم این سکوت ِ زهر آگین و این تنهایی نامهربان جاودانه نیست. تو می‌آمدی . به آغوش کسی‌ باز میگشتی که رفتنت را باور نکرده بود. تنها کسی‌ که نگاهی‌ داشت خودمانی و دلخوشی بی‌ مرزی که صبورش می‌‌کرد و امیدوار. تنها کسی‌ که منتظرت بود.
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Farhad ، پانی ، Mighty
همین که در بعد فاصله، از دوست داشتنِ هم فرسوده نمیشویم دلیلِ محکمی ‌ست برای آویختنی دوباره به زندگی
من این ساده بودن های مقدس را با نزدیک شدن به هیچ بنی‌ بشری عوض نمیکنم حتی اگر آن یکنفر تو باشی‌ ‌ .

نیکی‌ فیروزکوهی
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Mighty ، Farhad
دیشب سعی کردند توییتر من رو هک کنند. تعداد Follower هام به انگشتان دست هم نمیرسند.خیلی جالب شد.
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Mighty ، Farhad
اغلب که شروع می شود
یک عاشقانه
قسم می خوریم
قسمِ تا ابد ماندن
تا ابد خواستن
تا یک روز
او که اول قسم می خورد
اول می رود
حالا این که که اول است و که دوم
زیاد فرقی هم ندارد
فرق آنجایی ست که یکی یادش می رود
اصلا یادی نداشته از آن همه قسم که حالا بخواهد فراموش کند
و یکی یادش می ماند
قسم ها را
حرف ها را
و درد از همانجایی آغاز می شود
که راه می رود تکرار می کند
هذیان می گوید
کابوس می بیند
که مبادا او بوده
که قسمش قسم نبوده
که مبادا که مبادا که مبادا…
.
می دانی بانو !
دست بر دهانِ کلام هایی که
با قسم شروع می شود باید گذاشت
تا لال شوند
بمیرند اصلا
که دیگر نشوند آفت
که نشوند شیطانِ رانده شده از
عشق
که نشود بلایِ
خانمان خراب کن
می دانی !
عاشقانه اگر عاشقانه باشد
ماندن اگر ماندن
دل
گواهِ همه ی قسم هایِ
نگفته
می شود!
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: پانی ، Farhad ، Mighty
تــهی می‌‌شـوم
در ســینـه ام
حســی
به شدت ناگــهانی‌ترین اتــفاق
خـودش را می‌‌کشـــاند
به زیـرِ صـفر
یــخ میزند قلــبی
که تپیدن را از تو مــی‌‌دانسـت
و ایســتادن را ... بـرای تو

كجاي زندگى باشم وقتى تو نيستى ؟
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Farhad ، only_general ، Mighty ، پانی
آخر منو به باد داد رویای باز اومدنت
زندونت آشنام کرد با عطر دوری زدنت
پنهون نشو هی رو برنگردون دیوونه میشم
این رسمش نبود که عاشق کنی و نمونی پیشم
تو خوابم نمیدیدم زندگیمو وقف تو باشه
آره راحت میگفتم جونمو بره من عاشق نمیشم

دلم خیلی براش تنگ شده.خدا تا کی تحمل کنم.گریه امونمو بریده.
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Mighty ، Farhad ، پانی
دلم میخواد پیش من باشی تا ابد تا جونم بگه برات
نمیتونم بمونم بی تو نگو نه نذار اشک من درآد
دلم میخواد داد بزنم اسمتو فریاد بزنم
تو کوچه پس کوچه شهر عشق تورو جار بزنم
وقتی تو میخندی میخوام دلمو از جاش بکنم
اونی که جون میده برات آره منم آره منم

خدایا خودت ارومم کن
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Mighty ، Farhad ، پانی
مثل اون دیوونه که یه عمر همش 
خیره به عقربه ی ساعت شد 
شدم اونی که اگه یه روزم نباشم 
همه میگن اگه مرد راحت شد
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Farhad
تو از رنج‌های من برایِ فراموش کردنت چیزی نمی‌دانی
هیچ کس نمی‌‌داند
هیچ کس جز خودم و همان خدائی که دیگر دوستم ندارد و دیگر دوستش ندارم
مثلِ یک پلنگِ وحشی با خودم دست و پنجه نرم می‌کنم
خودم با خودم حرف می‌‌زنم
میگذارم یک دیوانه که خودش را به زور در سرم جا داده نصیحتم کند.

شب‌ها ،
این شب‌هایِ تاریکِ طولانیِ بی‌ پدر
حرف‌های تو
آخرین حرف‌های تو
شکلِ یک سگِ هار می‌‌شوند
سگی‌ که وحشی تر از قبل وجودِ نازکِ مرا می‌‌درد 
و می‌‌درد
و می‌‌درد
... و من باز هر شب بیشتر دوستت دارم
و صبح که خسته و خون آلود و دلتنگ و کلافه بیدار می‌‌شوم
هنوز آرزو می‌کنم فراموشت کنم.
چنگ می‌‌زنم به ته مانده ی اراده‌ای که دارم
به آخرین قطره‌های غرورم التماس می‌کنم
... التماس ... التماس ... التماس 
کسی‌ ، چیزی ، نیروئی ، باید مرا از مراجعه
از تکرارِ یک اشتباه باز دارد.
کسی‌ باید منعم کند از این عشق
از این حس ِ مسموم
از این حقارتِ پی‌ در پی‌ که تو دچارم میکنی‌
کسی‌ باید مرا از این وابستگی
از این دلبستگیِ بیهوده یِ شرم آور نجات دهد
... آه بیزارم از خودم
بیزااار
بیزاااار
نيكى فيروزكوهى
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Farhad ، پانی


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  دل نوشته های در وصف پروانه ahmad61 5 633 10-16-2017، 04:38 PM
آخرین ارسال: omidam

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان