رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دست نوشته
تنها نشستم با خودم بغضم گرفته
 من باز دلتنگت شدم بغضم گرفته
 تو فکر حال من نباش و زندگی کن 
 گریم نمیگیره یکم بغضم گرفته
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Mighty ، Farhad
کاش؛
سرم را می گذاشتم روی پایت بانو!
برایم لالایی میخواندی.
عجیب خسته ام؛
دلم هم ؛ عجیب می گیرد این روزها!
غمگینم برای دلم!
بی قراری می کند و من انگار نه انگار!
می ترسم قهرش بگیرد؛
دیگر دوستم نداشته باشد!
می گویم شب به خوابم بیا
با دلم حرف بزن؛ نوازشش کن 
بگو باور کند؛
کاری از من ساخته نیست!
بگو می خواهد؛ اما نمی شود!
بگو...
هیچ...
تنها بگو؛ آرام بگیرد 
صبر هم حدی دارد!
به یکباره ؛ به خودش می آید و می بیند؛
جایش را داده ام
به یک تکه سنگ؛
خیال هر دویمان را 
راحت کرده ام!
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Farhad ، Mighty
نگذار هرکس که آمد و ماندنی نشد

تو را ، 
دلت را ،
صداقتت را با خودش یدک بکشد... 
که هروقت از سرِ بی حوصلگی ، 
از سرِ نبودنِ آرامشی، 
آمد و سراغت را گرفت ، 
حالت را پرسید ، 
دلت را قل قلک داد و باز رفت و گم شد ،
تو بمانی و دنیایی اشک... 
تو بمانی و چرا و اما و اگر ... 
آنکه میرود باید می رفته ... 
اصلا برایِ رفتن آمده بود ... 
تو هم برو ، تو هم خودت را از لحظه هایش که هیچ ، از فکرش هم بگیر ...
تو باید تمامت بماند برایِ کسی که تمامش تنها و تنها برایِ توست!
ماندنی هرجا میرود با تــــو میــــرود... 
تو هم نباشی خاطرت با او هست... !!!
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Farhad ، Mighty
ناامیدی مشکل حل نمیکنه باید جنگید تا پیروز شد
پاسخ }
سپاس شده توسط: margan ، Aramesh ، Mighty ، الناز2
دور می‌‌شویم ناگهان
 از خاطرِ آدم ها
 چنان سواری شتاب زده 
در مه
 چنان گم کرده راهی
 در خمِ یک کوچه 
عمر لبخند‌هایِ ما 
چون سهمِ ما از عشق 
... چه کوتاه ... 
چه کوتاه . 
نيكى فيروزكوهي
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Farhad ، Mighty
گاهی‌ کشفِ یک حقیقت بسیار هولناک تر و درد ناک تر از وجودِ آن است و من یک غروبِ پائیز فهمیدم، در رویا‌های او جایی‌ برای شیفتگی‌‌های صادقانه ی من نیست. دیدار‌هایِ ما برای او معنایِ خاصِ خودش را داشت. من اما، در دوست داشتنم بی‌ نیاز بودم. لحظه‌ها را به کمال زندگی‌ می‌‌کردم، چه در کنارِ او، چه بی‌ حضورِ او
نگاهِ ما به عشق چقدر متفاوت بود ... و من نمی‌د‌انستم .
،
نیکی‌ فیروزکوهی
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Farhad
این متنو تو اینستاگرام یکی از دوستان خوندم خیلی خوشم اومد ببخشید ک مال خودم نیس ولی خداییش خیلی قشنگه، امیدوارم شما هم دوست داشته باشین وبه خدا امید داشته باشین 81 

حاکمی هر شب در تخت خود به آینده دخترش می اندیشید ...که دخترش را به چه کسی بدهدتا مناسب او باشد .

در یکی از شبها وزیرش را صدا زد و از اوخواست که شبانه به مسجد برود تا جوانی را مناسب دخترش پیدا کند که مناجات و نماز شب را بر خواب ترجیح دهد .

از قضا آن شب دزدی قصد دزدی در آن مسجد را کرده بود تا هرچه گیرش بیاید از آن مسجد بدزدد.

پس قبل از وزیر و سربازانش به آنجا رسید . در را بسته یافت واز دیوار مسجد بالا رفت و داخل مسجد شد .

هنگامی که بدنبال اشیاء بدرد بخورش می گشت وزیر و سربازانش داخل شدند و دزد صدای در راشنید که باز شد بنابراین راهی برای خود نیافت الا اینکه خود را به نماز خواندن مشغول کرد .

سربازان داخل شدند و اورا در حال نماز دیدند ، 
وزیر گفت : سبحان الله ! چه شوقی دارد این جوان برای نماز....ودزد از شدت ترس هرنماز را که تمام می کرد نماز دیگری را شروع می کرد .

تا اینکه وزیر دستور داد که سربازان مراقب باشند از نماز که تمام شد نگذارند نماز دیگری را شروع کند و او را بیاورند ، و اینگونه شد که وزیر جوان را نزد حاکم برد .و حاکم که تعریف دعا ها ونمازها ی جوان را از وزیر شنید ، به او گفت : تو همان کسی هستی که مدتهاست دنبالش بودم و می خواستم دامادم باشد ، اکنون دخترم را به ازدواج تو در می آورم و تو امیر این مملکت خواهی بود .

جوان که این را شنید بهت زده شد و آنچه دیده و شنیده بود را باور نمی کرد ، سرش را از خجالت پایین آورد و با خود گفت : خدایا مرا امیر گرداندی و دختر حاکم را به ازدواجم در آوردی ،فقط با نماز شبی که ازترس آن را خواندم ! اگر این نماز از سر صداقت و خوف تو بود چه به من می دادی و هدیه ات چه بود اگر از ایمان و اخلاص می خواندم !
اگر فکر میکنید که میتوانید
واگر فکر میکنید که نمیتوانید
در هر دو صورت درست فکر کرده اید.
●▬▬▬▬▬▬๑۩۩๑▬▬▬▬▬▬▬●
هنری فورد

پاسخ }
سپاس شده توسط: الناز2 ، Aramesh ، Matin11
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها
مثل همیشه آخرحرفم را با بغض می خوانم
چندیست لبخندها ی لاغر خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم روزی بنام روز مبادا نیست
آنروز هر چه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند امروز نیز روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که باید نه بایدها
!!!...هر روز بی تو روز مباداست.
(قیصر امین پور)
پاسخ }
سپاس شده توسط: Aramesh ، Q.u.e.e.n
برای خودمان، خودم وتو می نویسم. برای تو که خواسته یا ناخواسته از من و ما فاصله گرفته ای. برای خودم که انگار روزگار درازیست از این رابطه جا مانده ام. برای روزهایی که فکر می کردم تو را و حرفهایت را همانگونه که هستید، می فهمم. برای روزهایی که توقعت با تصورت از انسانی که حتی زیر پوستی ترین درد دلهایت را به کمال درک کند، یکی بود. ما در هجوم بی رحمانه سو تفاهم ها، بی دفاع تر از آنی بودیم که فکر می کردیم. باورمان این بود که مهر و صداقت ریشه های دوستی را چنان محکم کرده است که هیچ طوفانی قدرت لرزاندن شاخه های تنیده شده بر پیکر این رابطه را ندارد.



ما در اشتباه بودیم خوبِ من!
گرچه تجربه های مشترک و نگاه زیبایی که به شعر و نقاشی و سفرهای دور دست داشتیم و مصاحبت های بی نظیرما را بهم نزدیک می کرد ولی ما تفاوت هایمان را ناچیز شمرده بودیم یا شاید ندیده بودیم یا شاید اصلا نخواستیم ببینیم، بس که همه لحظه ها قشنگ بودند و آسمانی ... بس که همه چیز خوب بود
از آن سالها تا همین امروز، بارها دستم را چنان بی ریا بسویت دراز کرده ام که باور کنی قهر، دلیل فاصله هاست و نه مرگِ رابطه ها. دوست داشتم بفهمی که کینه تنها دست مایه ی بغض های نشکسته و حرفهای نزده. است وغرور، حقیرترین واکنش درتعاملات میان وارستگی ودلبستگی ست .
ما هیچ بخششی به یکدیگر بدهکار نیستیم زیرا ما بیش از همه از خودمان و از تصویرهایی که ساخته بودیم، رنجیده ایم. تصویرهایی که شبیه ما بود ولی ما نبودیم.
مرزهای ما کجا بود خوبِ من؟ مرزهایمان کجا بود؟
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط: margan ، فاطمیا
ارکیده، قاصدک درهم شکسته نیست. اصلاً قاصدک نیست.
[عکس: gender-symbols.jpg?1370280854]
پاسخ }
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  دل نوشته های در وصف پروانه ahmad61 5 542 10-16-2017، 04:38 PM
آخرین ارسال: omidam

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان