رتبه موضوع:
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
روانشناسی
#1
چگونه ذهنی آرام داشته باشیم؟

 [عکس: 14390.jpg] در این مطلب تمرینات مفیدی برای تغییر دیدگاه مغزی به شما ارایه داده ایم که باعث می شود تا مثبت تر بیندیشید و از همه اعمال و افکار خود آگاه باشید، بتوانید تمرکز بیشتر داشته باشید، انعطاف پذیری و کنترل واکنش های خود را بهبود ببخشید.
 
تغییر ذهن، تغییر زندگی
ریچارد ودیویدسون، پروفسور و نویسنده کتاب «زندگی احساسی مغز شما» می گوید: شخصیت، الگوهای فکری و واکنش های احساسی ما همه در مغز ما شکل می گیرند. اما انسان قادر است مغز و ذهن خود را تغییر دهد.
دید مثبت به خانه و محل کار خود داشته باشید
پروفسور دیویدسون پیشنهاد می کند برای اینکه دیدگاه مثبتی به کار و زندگی خود پیدا کنید، خانه و محل کار را با انواع خاطره ها و لحظه های شاد همچون عکس هایی شاد از مسافرت های خانوادگی پر کنید. برای اینکه پس از مدتی این عکس ها برایتان تکراری نشوند و اثر خود را از دست ندهند، هر چند وقت یکبار آنها را عوض کنید.

سپاسگزار باشید
پروفسور دیویدسون اعتقاد دارد انسان ها با نشان دادن مراتب تشکر و سپاسگزاری خود به دیگران می توانند به محیط اطراف و انسان های دیگر احساس مثبت و خوبی داشته باشند. برای این منظور، در چشمان مخاطب خود نگاه کنید و به او بگویید: «متشکرم». سپس همه رویدادهای و کارهای مثبت خود را در دفتری به طور روزانه یادداشت کنید.
از دیگران تعریف کنید
با یافتن و کشف کردن موقعیت های مختلف برای تحسین و تعریف کردن دیگران به مغز خود یاد می دهید تا خوبی های دیگران را ببینید و این در زندگی فردی شما نیز تاثیر شگرفی دارد و همین انرژی مثبت به ذهن و قلب شما نیز وارد می شود.
مدیتیشن کنید
پروفسور دیویدسون اعتقاد دارد، انسان ها برای آگاهی از درون خود به مکاشفه و اندیشه عمیق فکری نیاز دارند. هنگامی که کاملا هوشیار هستید و به اصطلاح ذهنتان باز است، صاف بنشینید، روی تنفس خود تمرکز کنید، به پاسخ های اعضای بدن خود دقت کنید و اگر به هر دلیلی حواستان پرت شد، دوباره با تمرکز بیشتر ذهنتان را به نفس کشیدن خود متمرکز کنید.
به زبان بدن خیلی توجه کنید
پروفسور دیویدسون می گوید اگر دوست دارید در اجتماع خوب ظاهر شوید و ارتباط درستی با مردم داشته باشید خوب است به رفتارها و واکنش های بدن مردم در موقعیت های مختلف دقت کنید و با خود حدس بزنید او اکنون چه احساسی دارد. سپس این تمرین را روی زبان بدن دوستان و همکاران خود تمرین کنید و ببینید به واسطه حدسی که زده اید، آنها چگونه پاسخ می دهند.
روزانه 10 دقیقه تمرکز کنید
اگر دوست دارید قدرت تمرکز و دقت خود را افزایش دید، هر روز 10 دقیقه در اتاقی ساکت روی زمین بنشینید، چشمان خود را باز نگه دارید و روی سوژه خاصی همچون لامپ روبرو یا تابلوی نقاشی تمرکز کنید. سعی کنید همه حواس و تمرکز شما روی همان سوژه واحد باشد و با چشم نیز آن را نگاه کنید. اگر ذهنتان به هر دلیلی از موضوع پرت شد، دوباره با نگاه عمیق به سوژه حواس خود را به آن برگردانید. این تمرین را هر روز 10 دقیقه روی سوژه های مختلف انجام دهید.

محرک های احساسی را شناسایی کنید
اگر دوست ندارید بر اساس هیجانات و احساسات خود واکنش نشان بدهید و تمایل دارید همیشه متعادل و منطقی برخورد کنید، باید برای خود فهرستی از رویدادهای خاص را یادداشت کنید که باعث تحریک احساسات شما شده اند. سپس چند نفس عمیق بکشید و در حالی که آرام و ریلکس هستید، حدود 15 دقیقه زمان بگذارید و به واکنش های خود در رابطه با آن موضوع فکر کنید.
مجسم کردن مهربانی و همدردی
پروفسور دیویدسون پیشنهاد می دهد اگر دوست دارید در زندگی مهربان، شفیق و انعطاف پذیر باشید این تمرین را 4 تا 5 بار در هفته به مدت 5 تا 10 دقیقه انجام دهید: تصور کنید یکی از دوستان یا همسایه های شما در زندگی زناشویی خود با مشکل روبرو شده است و شما به او دلداری می دهید و سعی در آرام کردن او دارید. در هر دم خود به او دلداری دهید و در بازدم های خود تصور کنید درد او کمی تسکین یافته است. این باعث می شود تا دردهای بشری تا اندازه ای آرام شوند.






پاسخ }
#2
ببخش تا بخشیده شوی 

همه ما بارها با این دغدغه ها همراه بوده ایم؛ «آیا می توانم خودم را ببخشم» ،

«چطور می توانم او را ببخشم، نه هرگز نمی توانم»...
 
برای بسیاری از ما گذشتن و بخشیدن کاری بسیار سخت و گاه غیرممکن است، درصورتی که برای بعضی دیگر چندان هم سخت نیست و می توانند به راحتی دیگران را ببخشند و اشتباهاتشان را فراموش کنند. در واقع وقتی از بخشیدن دیگران خودداری می کنیم ترجیح می دهیم به جای آنکه گامی در جهت بهبود اوضاع برداریم، در گذشته و مشکلات آن باقی بمانیم و همواره دیگران را سرزنش کنیم. هنگامی هم که نمی توانیم خودمان را ببخشیم ماندن در احساس گناه را ترجیح می دهیم و بدین ترتیب در شرایط روحی بدی قرار خواهیم گرفت.

بخشش چیست؟

بخشیدن، فراموش کردن و ازخودگذشتگی نیست و با تحمل کردن افرادی که ما را رنجانده اند فرق دارد. شما مجبور نیستید دیگران را ببخشید ولی هنگامی که بدانید اگر از اشتباهات دیگران بگذرید و به آنها نچسبید، چقدر آرامش بیشتری دارید، هرگز کینه توزی، خشم و قهر را انتخاب نمی کنید. فراموش نکنید که بخشیدن نشانه عزت نفس بالای شماست. بخشیدن، فراموش کردن و رها شدن از احساسات شدیدی است که به حوادث گذشته مربوط می شود. وقتی نمی توانیم دیگران را ببخشیم، خود را فردی فراموش شده، مأیوس و ناتوان می دانیم. در واقع ما نمی توانیم منکر اشتباهات خود شویم؛ اما می توانیم رفتار خود را تغییر دهیم تا شرایط مطلوب تر و آینده بهتری را به خود نوید دهیم.


در واقع بخشش، آمادگی برای رهایی از رنج های گذشته و تصمیمی است برای پایان دادن به مشکلاتی که از گذشته با خود داریم. البته در بخشی از وجود ما این باور وجود دارد که می توانیم آرامش فکرمان را با پیروی از نفرت، خشم و رنج به دست آوریم و همواره حساب و کتاب های عادی داشته باشیم و دچار حالاتی مانند کینه، نفرت و خشم شویم. بدین ترتیب نمی توانیم آرامش داشته باشیم. بخشش می تواند ما را از زندانی که با ترس و غضب در ذهن خود ساخته و بر خود تحمیل کرده ایم رها کند.

همه ما می رنجیم

برای همه ما پیش آمده که بارها و بارها از دیگران رنجیده ایم. بعضی از رنجش ها کوتاه و گذراست و می توان آنها را زود فراموش کرد؛ اما هنگامی که احساس می کنیم کسی عمیقا آزارمان داده است به مرحله دشواری می رسیم؛ آیا باید بگذاریم این رنج در وجودمان بماند و شادمانی ما را با خود ببرد یا باید از معجزه بخشش برای التیام زخم هایمان بهره مند شویم؟ اما اگر بخشش، دردی را که ما در وجود خود احساس می کنیم و عذابمان می دهد درمان می کند، دلیل خوبی داریم که بتوانیم دیگران را ببخشیم. البته این طبیعی است که بعضی ارتباطات باید قطع شوند و بعضی موقعیت ها باید تغییر کنند و این شاید ناراحت کننده به نظر برسد. در واقع گاهی اوقات نمی توانید مطمئن باشید که آیا قربانی یک حادثه غیرقابل اجتناب هستید یا به شکل ناعادلانه ای آزرده شده اید. شاید لازم باشد برای تشخیص نوع رنجش هایتان بیشتر دقت کنید تا بتوانید تفاوت دردی را که از حساسیت های خودتان به وجود می آید با رنجی که به خاطر دیگران احساس می کنید، تشخیص دهید.


امروزه پزشکان معمولا بیماران خود را نسبت به عوارض جانبی و خطرناک داروهایی که استفاده می کنند، آگاه کرده و بیماران نیز با احساس مسئولیت بیشتری نسبت به سلامت خود اشتیاق زیادی برای مطالعه و کسب اطلاعاتی در زمینه آثار منفی داروهایی که مصرف می کنند نشان می دهند. باید توجه داشت افکار ناراحت کننده ای که به ذهن خود وارد می کنیم نیز عوارض منفی زیادی بر سلامت ما دارند. بنابراین اگر می خواهیم خود را از فشار و ناراحتی های ناشی از درد و رنج ها رها کنیم باید مراقب افکارمان باشیم. همانطور که در مورد داروها و تأثیرات جانبی آنها بر جسم خود مواظب و حساس هستیم، تأثیرات جانبی و مخاطره آمیز نبخشیدن و کینه داشتن از دیگران و افکار منفی می تواند آثار بسیار بدی بر سلامت جسمانی و روانی ما بگذارد. برای مثال می توانیم به این امراض و ناراحتی ها بر اثر نبخشیدن اشاره کنیم؛ سردرد، کمردرد، زخم معده، اضطراب، بی خوابی و ناامیدی. بسیاری از ما برای درمان بیماری های جسمانی خود همیشه در حال مصرف دارو هستیم، درحالی که برای افکار بیماری زایی که به ذهن خود وارد می کنیم هیچ انتخاب و گزینشی نداریم و اجازه می دهیم حتی چیزهایی که سلامت جسم مان را تهدید می کنند به راحتی وارد ذهنمان شوند.


اما چگونه از ابتلا به این بیماری ها جلوگیری کنیم و کدام دارو قوی ترین بوده و بیشترین اثر را برای شفای افکار بیماری زا دارد؟ «بخشش» پاسخگوی تمام این سؤالات است زیرا قوی ترین و شعف انگیزترین دارو محسوب می شود و قدرت رفع تمام این علائم و بیماری ها را دارد.

چرا نمی بخشیم؟

هنگامی که بیش از حد به منیت های خود بچسبیم بخشیدن دیگران برایمان سخت می شود. نیرویی از درون به ما نهیب می زند؛ «او به تو توهین کرده، نباید او را ببخشی» ، «چطور می توانی بگذاری کسی با تو بدرفتاری کند» و. . . این نوع منیت ها در بعضی شرایط سخت تأثیر بیشتری بر ما می گذارد و راحت تر شنیده می شود و آن هنگامی است که به خاطر مشکلات زندگی تحت فشار قرار گرفته ایم و دائم از دیگران توقع داریم به ما کمک کنند. در این مواقع است که ندایی از درون ما را به بخشیدن ترغیب می کند. اما فراموش نکنیم که همیشه قدرت انتخاب برای ما وجود دارد؛ یعنی می توانیم به جای تسلیم در برابر اینگونه وسوسه ها، گذشت و بخشش را برگزینیم و به این ترتیب خودمان نیز به آرامش بیشتری دست یابیم.


همواره به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر بتوانید ببخشید، بیشتر نیز دریافت می کنید. در واقع هر آنچه در زندگی ارزش داشته باشد فقط زمانی افزایش می یابد که بخشیده شود. هنگامی که گمان می کنید با بخشیدن چیزی را از دست داده اید به معنای واقعی نبخشیده اید. اگر بااکراه ببخشید، هیچ نیرویی در پس آن وجود ندارد. در واقع مهم ترین چیز نیتی است که در پشت عمل شما نهفته است.


نیت همواره باید ایجاد شادی و نشاط برای شخص بخشایشگر باشد زیرا شادمانی به عنوان پشتوانه و حامی برای شماست و بازگشت عملتان نیز به طور مستقیم به میزان بخشایش بستگی دارد؛ البته اگر واقعا از ته دل و بی قید و شرط باشد.


شاید برای بسیاری از ما بخشیدن کار آسانی نباشد. اگر شما هم جزو این دسته افراد هستید، توقع نداشته باشید یکباره بتوانید دیگران را ببخشید. عمل بخشیدن نیازمند زمان است؛ اما هر چه بیشتر روی آن کار کنید بیشتر به آن پی خواهید برد. پس برای سلامت جسم و روان خودتان هم که شده همین حالا تصمیم بگیرید بخشیدن را تمرین کنید. شما می توانید این کار را با بخشش های کوچک شروع کنید تا کم کم بتوانید کسانی را هم که خیلی شما را آزرده اند ببخشید.

چطور ببخشیم؟

تحقیقات نشان داده افرادی که می توانند ببخشند، افسردگی، خشم و استرس کمتری دارند و امیدشان به آینده هم بیشتر است. همچنین سیستم ایمنی بدنشان قوی تر است و نشاط و شادابی بیشتری را تجربه می کنند.


برای تمرین بخشش هرگز منتظر عذرخواهی دیگران نباشید. بسیاری از افرادی که شما را رنجانده اند اصلا قصد عذرخواهی ندارند. بنابراین اگر منتظر شنیدن معذرت خواهی آنها باشید، ممکن است هیچ وقت نتوانید آنها را ببخشید. سعی کنید گاهی از دید دیگران به مسائل نگاه کنید؛ اگر گاهی با فرد موردنظر همدردی کنید، ممکن است متوجه شوید که این کار را از روی نادانی، ترس یا حتی علاقه انجام داده است.


فواید بخشش را بشناسید. مطالعات نشان می دهند افرادی که قدرت بخشش دیگران را دارند توانایی و انرژی بیشتری دارند. همچنین اشتهای بهتر و الگوهای خواب بهتری هم دارند. فراموش نکنید که باید بتوانید خودتان را هم ببخشید. برای بعضی افراد بخشیدن دیگران راحت تر از بخشیدن خودشان است. اما توجه داشته باشید که اگر نتوانید خودتان را ببخشید، اعتماد به نفستان را از دست می دهید و همواره احساس گناه می کنید.


شما برای اینکه بتوانید راحت تر ببخشید، باید موانع بخشش را از سر راهتان بردارید و فکر و بینش خود را نسبت به آن تغییر دهید. در واقع برای اینکه فکر و ذهن ما آماده بخشش شود، باید به خود بقبولانیم که باورها و موانع گذشته از بین رفته اند و دوباره نمی توانند بر زندگی حال و آینده ما تأثیر بگذارند. ترس یکی از مهم ترین موانع بر سر راه بخشش است. اینکه نتوانیم از فکر گذشته رها شویم، مانعی بر سر راه بخشش خواهد بود. تحقیقات نشان داده است افکار و احساساتی که در ذهن خود پرورش می دهیم در بسیاری مواقع باعث بروز ناهنجاری و علائم فیزیکی مانند اضطراب، افسردگی، تحریک پذیری، هیجان، انواع سردردها، کمردردها و. . . می شود و سیستم ایمنی بدن را نیز ضعیف می کند. گاه نیز قضاوت های نادرست ما مانع از آن می شود که بتوانیم دیگران را ببخشیم؛ بنابراین هیچ گاه دیگران را بدون توجه به شرایط خاص خودشان قضاوت نکنید.


به یاد داشته باشید افکار و عقاید ما تعیین می کنند که چگونه زندگی کنیم و هدف و نتیجه ای هم که از بخشش حاصل می کنیم رها کردن مشکلات مربوط به گذشته است. متأسفانه بسیاری از ما در هاله ای از ترس نسبت به گذشته و وحشت از آینده زندگی می کنیم و گذشته و آینده درنظرمان یکسان است؛ درحالی که اگر بخواهیم می توانیم در آینده آرامش بیشتری نسبت به مشکلات تلخ گذشته داشته باشیم.


البته با بخشیدن، واقعیت های گذشته عوض نمی شوند زیرا گذشته را نمی توان تغییر داد. ما فقط می توانیم دیگران را ببخشیم تا به آرامش بیشتری برسیم. بخشش به ما اجازه می دهد با گناه، سرزنش و احساس شرم خداحافظی کنیم و به ما یاد می دهد که با دوست داشتن دیگران از شر ترس های گذشته رها شویم






پاسخ }
#3
چطور واقعا زندگی کنیم

 [عکس: 7977.jpg] همه ما زنده هستیم، می خوریم، می آشامیم، می خوابیم، بیدار می شویم و با دیگران تعامل داریم. اما آیا واقعا زندگی می کنیم و معنای زندگی واقعی را می دانیم؟
 
گاهی همه از زندگی کردن غافل هستیم و فقط کارهای تکراری را هر روز انجام می دهیم تا زنده بودن خود را به خود و دیگران ثابت کنیم.
برای درک بهتر همه جوانب زندگی ادامه مطلب را مطالعه کنید.
1. به همین امروز و اکنون فکر کنید. دیروز رفته و فقط تجربه ای از آن باقی مانده است. فردا نیز هنوز نیامده است و نگرانی در مورد آن بی مورد است.
2. همیشه مشکلات و هیجانات زندگی را در آغوش بکشید و از آنها نهراسید و فرار نکنید.
3. موفقیت ها و ایده های خوب خود را یادداشت کنید. همیشه به خود اعتماد به نفس بدهید.

4. همه انسان ها را دوست داشته باشید. دوست داشتن دلیل نمی خواهد.
5. به خود عشق بورزید و برای احترام و رضایت خود تلاش کنید.
6. مردم و اطرافیان را آن طور که هستند بپذیرید و قبول کنید.
7. مهربان و مبادی آداب باشید.
8. صرف نظر از تفاوت ها دیگران را با همه وجود قبول داشته باشید. بدون توجه به عقاید هر فرد به او احترام بگذارید.
9. به دیگران در هر سنی که هستند و هر گذشته ای که دارند احترام بگذارید و موقعیت های اجتماعی آنها را در نظر نگیرید.
10. به هیچ کس حسادت نکنید. حسادت باعث کم شدن خوشبختی می شود و هرگز زندگی کامل و عالی نیست و در هر زندگی کمی و کاستی هایی وجود دارد بنابراین به نقاط منفی تمرکز نکنید تا باعث شود به دیگران حسادت کنید.
11. برای خود هدف و آرزو تعیین کنید و برای محقق کردن آنها برنامه ریزی و تلاش کنید. هدف داشتن یکی از دلایل اصلی برای زندگی درست است زیرا رسیدن به آنها باعث رضایت و خوشبختی است.
12. در رابطه زناشویی، کاری یا اجتماعی همیشه مورد اعتماد باشید و خیانت نکنید.
13. واقع گرا باشید. اهداف و آرزوهای قابل دستیابی برای خود تعیین کنید و به خود فرصت بدهید. نقاط ضعف، مشکلات یا کمبودهای خود را کشف و آن را تا حد امکان برطرف کنید.
14. همیشه متعادل باشید. تفاوت میان خوب و بد را نشخیص دهید. سعی کنید خوبی ها و بدی ها را تحلیل کنید.
15. روی ذهن، فکر و رفتار خود کنترل داشته باشید. سعی کنید در مواقع نیاز آنها را تغییر دهید. حرف های دیگران را بشنوید و از آنها مشورت بگیرید ولی در آخر به حرف دل خود عمل کنید.
16. عادت کنید همیشه مثبت گرا باشید. کارهای مثبت انجام دهید و خواسته هایتان همه مثبت باشند.
17. در تصمیم گیری سرعت عمل داشته باشید اما در تغییر آنها کند عمل کنید. به قلب و دل خود گوش دهید. شما باید به خود اعتماد داشته باشید و بتوانید روی تصمیمات خود با همفکری دیگران تکیه کنید.
18. روی معنویات و روح تمرکز کنید و باعث آرامش ذهن خود شوید. در هفته چند بار مدیتیشن کنید.
19. خود را آزاد و رها کنید. اجازه ندهید تمایلات و اشتیاقات شما را در تملک خود بگیرند. همیشه تصمیمات درست بگیرید و به دنبال هوس های زودگذر موقعیت های اصلی زندگی خود را از دست ندهید.
20. همیشه لبخند بزنید. اگر لبخند کافی نیست، بخندید. برای این منظور اگر لازم است جوک و لطیفه پیدا کنید تا همیشه لبخند را به لب های شما بیاورد.

21. نسبت به تغییرات انعطاف پذیر باشید و سفت و سخت بر موضع و تفکرات اشتباه خود پافشاری نکنید. گذشته ها را فراموش کنید و به اکنون بچسبید.
22. برای خود اهداف کوتاه مدت تعیین کنید که در عرض یک یا چند روز بتوانید آنها را انجام دهید. برنامه هایی همچون ملاقات با دوستان، بیرون یا سینما رفتن یا انجام دادن کارهای عقب افتاده.
23. اشتباهات خود و دیگران را ببخشید تا روحی آرام داشته باشید.
24. با خود و دوستان خود صادق باشید. حساب گر نباشید.
25. از شرایط و موقعیت های کنونی خود راضی باشید.
26. همیشه به دین و مذهب و نیروی واحد و برتر اعتقاد داشته باشید که شما را راهنمایی و هدایت می کند.
27. هدف تعیین کنید و در مسیر رسیدن به آن حرکت کنید. دست از تلاش برندارید. تنبلی نکنید. مطمئن باشید انسان می تواند هرکاری دوست دارد را انجام دهد. واقع گرا باشید و در جهت تحقق اهداف گام بردارید.
28. خودتان باشید. همیشه خودتان باشید تا دیگران نیز از شخصیت واقعی شما خوشحال باشند و خود شما را دوست داشته باشند.
29. وقتی ناراحت و شکست خورده هستید، دیگران را سرزنش نکنید. از خود بپرسید چرا به خود اجازه می دهید ناراحت و ناراضی باشید؟ از اشتباه های خود درس بگیرید و آنها را در همان گذشته ها رها کنید.
30. هوش احساسی خود را تقویت کنید. همیشه در حال آموختن باشید و دست از یادگیری بر ندارید. دانش زیاد به هیچ کس آسیب نمی رساند.
از همین امروز تلاش کنید تا شاد زندگی کنید. اجازه ندهید مسایل ساده باعث عصبانیت، ناراحتی یا ناامیدی شما بشوند. تغییرات لازم را در خود به وجود بیاورید.






پاسخ }
#4
رازهایی از زنان که مردان باید بدانند

 [عکس: 14373.jpg] یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد. به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند.
 
• یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار، عشق می ورزد.
• زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است.
• وقتی زنی عاشق می شود، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد.
نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید.
• یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود.
• پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد، به احساس عشق، نوازش و ملاطفت نیاز دارد.
• زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند.
• لحظاتی که مرد، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد.
• هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است.
• هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد، در عرش سیر خواهد کرد.
7• یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند.
• یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید.
• وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند.
مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند. در اینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد.
• هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند.
• به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند.
• زن درست مثل یک موج است، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد.
• هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند.
• مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند.
• این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد.
• وقتی زنی از موضوعی می رنجد، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند.
• دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان، عدم پذیرش، قضاوت نادرست و ترک شدن است، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست.
• ماهیت یک زن، درخواست است.
• در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد. ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد.
• بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند، نیازهایشان را انکار می کنند.
• حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی، اشتباه بزرگی است.
• یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
• امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند، رنج می کشند، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند.
• یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند.
• یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است. اما وقتی آن زن لبخند می زند، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد.
• همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند، بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند، تا حدودی کمتر از این اندازه، به ایشان بخشیده شده است.
• اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند.
• یک زن، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور می کند او نیز به همین ترتیب آزادش گذاشته است.
• وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید. پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.






پاسخ }
#5
در آرایشگاه های زنانه واقعاً چه می گذرد

 [عکس: 14479.jpg] در آرایشگاه های مردانه، کسی حوصله انتظار کشیدن ندارد. مشتری ها زیاد به اینکه چه کسی سرشان را می زند، اهمیت نمی دهند. همه دوست دارند زودتر کارشان تمام شود تا بروند و به زندگی شان برسند و... اما همین بودن و ماندن در آرایشگاه برای خیلی از خانم ها، خود زندگی است! آنجا خوش می گذرد.
 
آنجا ولوله ای برپاست که قدیم ها می گفتند: مثل حمام زنانه، اما حالا که اجتماع زنان موهبت حمام های عمومی را از دست داده، آرایشگاه ها را پاتوق کردند. آنجا مکانی ست برای دید و بازدید، دم به دقیقه یکی یا گروهی وارد می شوند و دیده بوسی آغاز می شود. مانتوها و چادرها آویخته می شود تا شوی غیر رسمی لباس و قمپزهای خفن شروع شود. بعد بازار اخبار تازه و بازگویی شایعات، داغ می شود. بعد درددل و گاهی هم اشک و هق هق. اما بیشتر صدای خنده است که گوش فلک را کر می کند و آرایشگرها که مهمانداری می کنند. یک آرایشگر زن که چند سالی است وارد این کار شده. توضیح می دهد:
نقل قول:نخواهیم هم مجبوریم داستان زندگی همه مشتریان را بدانیم. می آیند درددل می کنند، از زندگی شان تعریف می کنند، از شوهرشان، بچه هایشان. راستش اینجور جاها، خانم ها از همدیگر چیز یاد می گیرند. مهم ترین چیز هم این است که چطور با شوهرشان مبارزه کنند! بساط های خرید و فروش، یکی از مهم ترین ارکان آرایشگاه های زنانه اند؛ بیشتر لباس زیر، لباس خواب، شال، روسری، لوازم آرایش، بدلی جات و... در مواردی CD فیلم یا موزیک های جدید هم دیده شده که می فروشند.
حرف موسیقی شد، یادمان رفت بگوییم توی آرایشگاه معمولاً موزیک هم پخش می شود. در این مورد هم گرچه دستور رسیده که فقط حق پخش موسیقی های بی کلام دارند، اما گاهی که خانم ها فضا را خودمانی می بینند، از آهنگ های روز غافل نمی شوند. بیشتر بی کلام هایی که استفاده می کنند هم موزیک کارهای معروف ایرانی است که بدون صدای خواننده پخش می شود.
این کارناوال ساکن، یک چیز کم دارد. اگر گفتید چه؟ اینجور خانم ها به چه چیز دیگری علاقه مندند؟ بله، فال! انواع و اقسام فال ها در آرایشگاه های زنانه رواج دارند. از فال قهوه و چای و حافظ بگیر تا ... . فالگیرها (که بیشتر فال قهوه می گیرند) هم مثل کارکنان، با آرایشگاه پورسانتی کار می کنند. ضمناً فقط آن ها که در آرایشگاه های بزرگ فعالند، هر روز به آنجا می روند. در سایر آرایشگاه ها، فقط روز خاصی سر و کله خانم فالگیر پیدا می شود. یا وقتی به اندازه کافی مشتری جمع شد، به او تلفن می کنند تا بیاید.
طبیعتاً هر آرایشگاه سبک و سیاق خودش را دارد و مشتریانش هم متناسب با آن جمع می شوند. در بعضی مکان ها گرداننده آرایشگاه به شدت مواظب سلامت اخلاقی محیط کار خود هستند و بعضی جاهای دیگر، اصلاً خود صاحب کار است که فضا را خراب کرده. یکی از قدیمی های این حرفه می گوید: محیط بعضی از آرایشگاه ها خیلی افتضاح است. چون فضا بسته و کاملاً زنانه است، هر کاری دلشان می خواهد می کنند و واقعاً این ها هستند که کمی این شغل را بدنام کرده اند.
مهم ترین عامل جذب : آمد داشتن
پیشتر درباره عوامل جلب مشتری، گفتیم که فقط مهارت آرایشگر مهم نیست و امور دیگری هم در آن تاثیر دارد که از نظر خانم ها حتی مهم تر از مهارت است. حالا وقتش است تا راز مهمی را با شما در میان بگذاریم: آن ها به دست آرایشگر به شدت اهمیت می دهند و به آمد داشتن آرایشی که طرف برایشان انجام می دهد، اعتقاد دارند. حتی خود آرایشگرها هم خیلی محکم درباره این قضیه حرف می زنند و می گویند:
نقل قول:اگر بیشتر مردم درباره اش حرف می زنند، ما خودمان بارها این قضیه را به چشم دیده ایم...
آن ها معتقدند آرایش (خصوصاً روی اصلاح صورت و ابرو حساسند) در زندگی خیلی از مشتریانشان تاثیر سریع گذاشته. از ماجراهای متعددی می گویند که در روزهای کار در آرایشگاه شاهد رخ دادن شان بوده اند؛ قصه هایی مثل این: شوهر خانومی با او اختلاف داشته و از خانه قهر کرده. به عیال پیغام داده: طلاقت می دهم. خانم گرفته و غمگین، اتفاقاً گذرش به آرایشگاه می افتد و اصلاح می کند. فردا صبح زود، یک جعبه شیرینی و هزار بوسه تشکر نصیب بچه های آرایشگاه می شود. آقا به خانه برگشته و از رفتارش اظهار ندامت کرده!
آن ها طوری با آب و تاب و جدیت این ماجراها را تعریف می کنند که آدم وسوسه می شود پی یک ماه خانه نشینی را به تن بمالد و خودش را بسپارد به دست این اصلاح گران معجزه گر، بلکه مشکلات ما هم حل شد! باید موقع کار خوش اخلاق باشی تا درباره ات فکر بد نکنند، بد به دل مشتری نیفتد. اگر اتفاق ناجوری برای طرف بیفتد، می گویند آرایشگرش, بد دست بوده، بد دل بوده. برای خودمان هم این مسئله ایست، اما جداً آنقدر دیده ایم که باور کرده ایم دست مان در زندگی و سرنوشت مشتری ها تاثیر دارد.
مهارت و مدرک کیلویی چند؟
به این ترتیب که تا اینجا عرض شد، دو عامل مهم مشتریان را به سالن های زیبایی می کشد: یا خوش دستی آرایشگرها، یا شهرت و زرق و برق آرایشگاه. اما پس مهارت و درستی کار استادهای سلمانی مونث چه؟ یعنی در آرایش بانوان، کیفیت کار اصلاً مهم نیست؟ شک نکنید که دیگر اینقدرها هم اوضاع کشکی نیست. هرچند که این روزها دیگر گرفتن مدرک آموزش و اجازه آرایش، خیلی راحت تر از قبل شده و آرایشگرهای کیلویی فراوانند.
آن قدیم ترها، تمام ابهت آرایشگر و آرایشگاهش به مدرکی بود که توی یک قاب درست و حسابی، بالای آینه ها و چراغ ها می درخشید. کمپانی هایی مثل شوارتسکف یا اورئال (تولید کننده لوازم آرایشی) تا اوایل دهه شصت هم در ایران نمایندگی های فعالی داشتند که به شکل مرتب، اقدام به برپایی کلاس های آموزشی می کردند. از این کلاس ها استقبال خوبی می شد، چراکه مدرک گذراندن این دوره ها اعتبار زیادی داشت و گرفتن دپلم این شرکت ها به این سادگی نبود؛ 6 ماه آموزش جدی و امتحانات پایان دوره سفت و سخت، نمی گذاشت کسی قسر در برود.
این روزها اما مدارک رنگارنگ که معلوم نیست کدام به کدام برتری دارد، بر در و دیوار آرایشگاه ها دیده می شوند، که شاید از همه بهترشان مدارک فنی حرفه ای باشد. اما آیا با این دست کلاس ها (مثلاً دوره های یک ماهه، موسوم به فشرده!) کسی آرایشگر می شود؟ چه می دانیم، شاید بشود!
تلفات آرایشگاهی
همیشه اینطور نیست که همه چیز خوب و جو آرایشگاه خوش و پرلبخند باشد؛ گاهی هم حوادث ناجوری در این محیط ها می افتد که بخش عمده اش ناگفتنی ست. از جیغ جیغ و گیس کشی و دعواهای معمول زنانه که بگذریم، دیده شده که دوستی های درون آرایشگاهی، گاهی به جاهای ناجور ختم شده اند.
دیگر اینکه فضای فریبا و خواستنی آرایشگاه ها باعث تمایل و جلب خانم های بسیاری به این حرفه شده. زنان و دختران زیادی با ورود به این دنیای کاملاً زنانه و آزاد، شخصیت شان دستخوش تغییر شده و چه طلاق ها و چه از راه به در شدن های بسیار که ریشه در محیط کار این بانوان (با عرض معذرت) بی جنبه داشته است. مریم (که گفتیم از پیشکسوت هاست) می گوید:
نقل قول:توی این سال ها که دارم کار می کنم، دخترهای زیادی را دیدم که به اسم آرایشگری آمدند ولی فقط فضای آرایشگاه را دوست داشتند.
تا کمی آزادی پیدا می کنند هم خوب خوبه شان سیگاری و مشروب خور می شود، بقیه هم که می روند و اوضاع شان آنقدر ناجور می شود که رویمان نمی شود بگوییم همکار ما بوده... واقعاً محیط آرایشگاه برای این ها خطرناک است.
زنانی هم که به قول او, تا می آیند توی این فضا، خودشان را گم می کنند و با دست خودشان زندگی شان را خراب می کنند. قصه هایش تمام نشدنی ست...
دزدانی هم هستند که آرایشگاه را به عنوان محیط کار انتخاب کرده و از غفلت ناشی از پرچانگی و غیبت های آبدار بعضی ها، استفاده می کنند تا کیف ها و طلاهای مشتریان بیچاره را سرقت کنند. در تمام موارد مشاهده شده هم خانم های شاهد و ناظر، روی یک نکته توافق دارند:
نقل قول:دختره به حدی زبل بود که کارش حرف نداشت! یک لحظه سرم را آنور کردم ببینم خواهرم چه می گوید، دار و ندارم را برد.
شاید اگر آماری وجود داشت که برای محکم کردن ادعایمان ذکر کنیم، متوجه می شدید چرا از دزدی در آرایشگاه ها نوشتیم. آمارشان به شدت بالاست بی تردید.
اما خطرات آرایشگاه فقط به این موارد ختم نمی شود؛ حوادث بد دیگری هم هست که در یک لحظه زندگی عده ای از آدم های لبریز از امید و آرزو را به نابودی کشانده اند. بدترین حادثه در سال 1359 اتفاق افتاد. در یک روز شوم، در حالی که سه عروس مثل دسته گل همزمان زیر دستگاه سشوار بودند، سه راهی تقسیم برق اتصال کرد و طفلی ها - هر سه تایشان- پرپر شدند. این اتفاق در یکی از آرایشگاه های معروفی که قبلاً ذکرش رفت، رخ داد.
دلیل حادثه، استفاده از تنها یک سیم رابط برای دستگاه های پرمصرف سشوار حرفه ای بود. اما آیا کسی جرات گفتن این خبر به خانواده ها که در انتظار آمدن عروس، داشتند شادی می کردند، را داشت؟ بدتر از آن، وقت رسیدن دامادهای بی خبر بود؛ سه مجنون که مثل صاعقه زده ها، خوابیدن تن بی جان سه عروس در کنار هم را باور نداشتند...
چند سال بعد، عروسی دیگر، ماجرای تلخی دیگر؛ وقتی قرار بود برای براق شدن و جلوگیری از قرمز شدن چشم ها، به چشم عروس خانم قطره مخصوص ریخته شود، دستیار آماتور آرایشگر اشتباهاً از چسب مژه استفاده کرد. نتیجه فاجعه بار بود: ابتدا چسبیدن پلک های عروس بیچاره، همراه با سوزش و درد شدید، و آخرش هم از دست دادن دو چشم به جای رفتن به حجله گاه و خانه بخت...
قربانی حادثه بعدی عروس نبود، اما مگر فرقی می کند؟ ما بی خود رمانتیکش می کنیم، والا آدم آدم است دیگر. نیست؟ این یکی پوست سرش ور آمد و با موهای بلندش یک جا کنده شد. دلیل: برای ساختن مواد دکلره مو، به جای پودر و اکسیدان، از آمونیاک قوی استفاده شده بود.
لابد حالا نچ نچ می کنید و اگر مونث باشید، وحشت برتان می دارد که: ای وای هفته آینده وقت آرایشگاه دارم! اما اگر مذکر هستید، با بنده دست به دعا بلند کنید: خدایا، از این که ما را زن نیافریدی و از این بلایا مصونیم، شدیداً ممنون!

   منبع : ایران ناز






پاسخ }
#6
معمولی بودن در زندگی میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد

مثلا:
شاگرد معمولی بودن. قیافه معمولی داشتن. دونده معمولی بودن، نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن و معمولی رقصیدن و معمولی جشن عروسی بر پاکردن، معمولی مهمانی دادن، فرزند معمولی داشتن
منظورم از "معمولی" همان است که عالی و ایده آل و منحصر به فرد و کمیاب و در پشت ابر ها نیست، بلکه همین جا، روی زمین، کنار ما،فراوان و بسیار هست.
فرهنگ ایده آل گرایی تیغ دولبه ای ست که هم انگیزه ای ست مثبت برای پیشرفت و هم می تواند شوق و ذوق فراوان آدمهای معمولی را شهید کند. من مثلا بعد از سالها با علاقه نقاشی کشیدن، روزی که فهمیدم در نقاشی خیلی معمولی ام برای همیشه نقاشی را کنار گذاشتم. این کنار کشیدن زمانی بود که همکلاسی دبیرستانم، در عرض دو دقیقه با مداد بی جانش، چهره معلم مان را کوبید کنار طرحی که من بیست دقیقه طول کشیده بود تا دزدکی در حاشیه جزوه از او بکشم.

حقیقت این است که دوستم در نقاشی یک نا بغه بود و تمرین و پی گیری من خیلی با نبوغ او فاصله داشت و من لذت نقاشی کشیدن را از خودم گرفتم تا خفت معمولی بودن را تحمل نکنم.
آن روزها آنقدر ضعیف بودم که با شاخص های "ترین" زندگی کرده و خود را مقایسه می کردم. و این ترین بودن آدم را ضعیف و شکننده می کند.
شاید همه آدم ها اینطور نباشند. من اما، همیشه در درونم یک سوپر انسان داشته ام که می خواست اگر دست به گچ بزند، آن گچ حتماً بایستی طلا شود. یک توانای مطلق که در هیچ کاری حق معمولی بودن را ندارد.
اما امروز فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار، نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند، نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدم ها را، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.
حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های "معمولی". و این هراس می تواند حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.

تصمیم گرفته ام خودِ معمولی م را پرورش دهم. نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با "ترین"هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی ا م عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به منِ معمولی عشق بورزند.

از طرف یک شهروند معمولی  ---    تهمینه میلانی






پاسخ }
#7
چگونه آرامش داشته باشیم و شاد زندگی کنیم


 
رازهای آرامش و شادی در زندگی

در دنیای پراضطراب و سراسر استرس امروز، آرامش و راحتی خیال نعمتی است كه بسیاری آرزوی آن را دارند. اما برای رسیدن به آرامش تنها آرزو كافی نیست، بلكه باید قدم پیش نهاد و كاری كرد. آن چه در پی می آید برخی تكنیك های روانشناختی است كه ضمن كمك به رفع تشویش و نگرانی، آرامش، نشاط و شادی را در زندگی ما رونق می بخشد.


راز اول: با خدا ارتباط برقرار كنید

حداقل نیاز انسان به روح خدایی، مانند احتیاج نوزاد است به مادر. به همان میزان كه جسم برای ادامه حیات به هوا و غذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی و روح ربانی محتاج است. آرامش جان، زمینی حاصلخیز است كه دانه های "خواست و نیاز" در آن به خوبی می روید، نیازهای به حق خود را در یاد خداوند كه آرامش جان و قلب است، بكارید تا به خوبی تحقق یابند. خداوند همراه كسی است كه او همراه خداوند باشد. با توجه به خداوند و خواندن نام های او، همراهی و پشتیبانی خدا را به سوی خود جلب كنید. انسان همان است كه به آن توجه می كند، پس به خداوند توجه كنید تا الهی شوید! به خدا توكل كنید. هرچه ارتباط شما با خدا، "آن نیروی عظیم و خرد لایتناهی" بیشتر و بیشتر شود، آرامش و نشاط بیشتری را در خود تجربه می كنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود، ترس و اضطراب بیشتری بر شما چیره می شود. خداوند فرموده است: "اگر مرا یاری كنید، شما را یاری می كنم و قدم هایتان را استوار می گردانم." یار خدا بودن یعنی بر اساس قوانین الهی رفتار كردن، گناه نكردن، كمك به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و غیره. "یار خدا بودن" در واقع همان "یاری كردن به خود" است.

راز دوم: مثبت فكر كنید

هر فكر، صورتی از انرژی است كه در جهت نیكی یا بدی خود تولید می كنیم. با اندیشیدن به افكار بهشتی با نیروی بهشتی مرتبط می شویم، شادی را احساس می كنیم و آفتاب سرور را هر جا كه رویم، می تابانیم. یاد بگیرید كه احساس هایتان را از طریق افكار مثبت مهار كنید. به دقت افكارتان را زیر نظر بگیرید و هنگامی كه یك فكر منفی هجوم می آورد، خودتان را وارسی و به جای آن یك فكر مثبت جایگزین كنید. ذهن مثبت، اوضاع مثبت را به خود جلب می كند. به خاطر داشته باشید كه عالم، به نیات ما پاسخ می دهد. افكار و عقاید ما به صورت انرژی از وجودمان ساطع می شود و به جهان بیرون راه می یابد و محیط سعی می كند آنچه را كه می خواهیم، به ما هدیه كند. راز توفیق آن است كه میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود و دیگران همیشه بهترین ها را بخواهیم. چرا كه حتی اگر در مورد دیگران نیت بد و منفی داشته باشیم، آثار مخرب آن گریبانگیر خودمان می شود. چه زیباست كه بهترین نیات و آرزوها و افكار را برای خود و دیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش و شادی برسیم.

راز سوم: قضاوت خود را به تأخیر بیندازید

در این جهان، هیچ حادثه ای برحسب تصادف نداریم و در همه وقایعی كه روی می دهند، لطف و رحمت الهی نهفته است. تمام حوادث برای ما پیام هایی دارند كه سبب تكامل روحمان می شوند. مثلاً شما می توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زمانی بفهمید و یا حتی ممكن است تا زمانی كه زنده هستید متوجه نشوید. زیرا بسیاری از این وقایع فراسوی ادراك ما و جزء اسرار الهی هستند و تلاش برای فهم حكمت خداوند با هوش محدودمان، مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است. همچنین در ذهن الهی از دست دادنی ای وجود ندارد و اگر شما به ظاهر چیزی را از دست می دهید، معادل آن شیء و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام این اشیاء به عنوان وسیله ای برای تكامل و زیبایی روح شما هستند. بیایید كاملاً بپذیریم كه در هر موقعیت نامطلوب، نیكی پنهانی برای همه وجود دارد. "ساقی هر چه ریزد از لطف اوست."

راز چهارم: بر آرامش درونی تمركز كنید

در دل توفان هم، آرامش نهفته است. مهم نیست كه در هر زمانی از روز چه اتفاق بیفتد. هرچه مسائل به نظر مشكل و پردردسر بیایند و هرچه قدر هم كه بخواهیم كارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم، باید فقط به خلوتگاه درون خویشتن برگردیم و آرامش درونی پیدا كنیم. برای دسترسی به خلوتگاه درونی، چشم هایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور كنید. این فضا جایی است كه ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد- به آن جا بروید. از دور دست، استاد معنوی تان از راه می رسد؛ در گوشتان زمزمه می كند: "هرجا می توانید خوبی كنید، در هرچه می توانید، به هرشكل كه می توانید، هر وقت كه می توانید، به همه اشخاصی كه می توانید و تا زمانی كه می توانید." نور سفیدی فضای دلتان را آرام می كند، سپس بر این آرامش حاصل شده تمركز كنید.

راز پنجم: از آنچه هستید راضی باشید

بدن وسیله زندگی است نه جوهر آن. آن قدر كه ما انسان ها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم، یك درخت با تنه اش مشخص نمی شود. تجربیات ما باید مثل شاخه های درخت به ما شكل بدهد، ولی این كار را نمی كند. فقط جوهره وجودمان است كه با شرایطی محیطی از بین نمی رود، شكسته نمی شود و یا در معرض دید و بررسی دیگران قرار نمی گیرد. وجود داشتن، پرمعنا و پرمفهوم است: من وجود دارم، من هستم، من اینجا هستم، من در حال شدن هستم، تنها من هستم كه زندگی ام را می سازم و... هر كدام از ما انسان ها در این دنیا مأموریت خاصی داریم. با كمك كردن به دیگران و مهرورزی به آنان، باعث تكامل روحمان می شویم. رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار كردن است و زندگی ما به منزله یك سفر است و هدف نیست. منظور از بیداری، فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایای زندگی است. مانند: بیداری روحی، بیداری جسمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... بیداری به زمان، مكان و خلاصه در یك كلام "بیداری الهی"!

راز ششم: به دستورات اخلاقی احترام بگذارید

از كنجكاوی كردن در زندگی دیگران دوری كنید. از خواندن نامه های شخصی و دفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مكالمات خصوصی آن ها اجتناب كنید. بدون درزدن و اجازه گرفتن وارد هر مكانی نشوید. سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید. تلاش نكنید كه به زور، افكار و عقاید دیگران را تغییر دهید. زیرا در صورت رعایت نكردن این دستورات، آرامش خود را بر هم می زنید. به پدر و مادر خود نیكی كنید. با آنان با صدای بلند صحبت نكنید. "بتی. جی. ایدی" می گوید: "زمانی كه شما به درگاه خداوند دعا می كنید، این دعاها به صورت شعاع های نورانی به طرف آسمان بالا می روند و فرشته ها برای اجابت آن به زمین می آیند. ولی در میان این شعاع های نورانی یكی از همه فوق العاده قطورتر و نورانی تر است و فرشتگان به محض مشاهده آن سریع به آن مورد رسیدگی می كنند. این پرتو قدرتمند و خیره كننده مربوط به دعای مادر در حق شما است. دعای مادر خالصانه ترین دعاهاست." چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب احترام بگذارید و نیازهای آنان را تأمین كنید، زیرا كه مهر و نیكی به آنان، سبب آرامش و نشاط در شما می شود.

راز هفتم: دید جدیدی پیدا كنید

پرهای دم طاووس رنگارنگ هستند و هنگامی كه از زاویه ای خاص به آنها نگاه می كنید، درخشش و زیبایی بی نظیری دارند. خیلی از مسایل در زندگی، هنگامی ارزش خود را نشان می دهند كه از زاویه درست دیده شوند؛ ولی نگرش های متشابه و كلیشه ای، دیدن این زیبایی ها را مشكل می سازد. اگر به هر مسأله ای از زاویه ای درست نگاه كنید، در آن چیزهای باشكوه و زیبایی خواهید دید. سعی كنید همه چیز و همه كس را با چشم های تازه ای ببینید كه از طریق عادت، تیره و تار نشده اند. با این روش، شما می توانید ثروت های نامحدودی را كشف كنید. به خاطر داشته باشید كه اگر از زاویه ای درست به تمام چیزها و اشخاص نگاه كنید، هر شخص یا هر شیء از طرف خالقتان برای شما ارمغان و پیام زیبایی به همراه خواهد داشت. فلورانس می گوید: "تمام انسان ها همچون حلقه های طلایی هستند در زنجیره خیر و صلاح من."

راز هشتم: صفت های مثبت خود را افزایش دهید

از غیبت، تهمت، قضاوت نسنجیده در مورد افراد یا حوادث، حسادت، كینه، دروغ، جر و بحث كردن با دیگران و خلاصه رنجاندن دیگران به شدت پرهیز كنید. زیرا با انجام دادن این گونه اعمال تراكمی از نیروهای منفی را به دور خودتان جمع می كنید، كسی كه از این همه نیروهای منفی عذاب می كشد، خودتان هستید. زمانی كه به دیگران خوبی و كمك می كنید، تجمعی از نیروهای مثبت به دور خودتان فراهم می آورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می شوند، هنگامی كه وضو می گیرید، الكتریسیته های ساكن را به سطح بدن خود می آورید؛ آب نیز رسانا است و شما امواج آلفا (امواج آرامش بخش) تولید می كنید. با كشیدن مسح سر، این امواج را به كورتكس مغز انتقال می دهید و باعث می شوید كه ناحیه شلوغ ذهن آرام گیرد. با مسح پا، انتقال امواج آلفا را در اندام های پایینی سرعت می بخشید. بیشترین منطقه ای كه در روی كره زمین امواج آلفا دارد، كعبه است. زمانی كه شما نماز می خوانید و در جهت خانه خدا قرار می گیرید و ۷ قسمت بدن شما با زمین تماس پیدا می كند، امواجی را دریافت می كنید كه باعث آرامش شما می شوند. برای افزایش نیروهای مثبت خود می توانید در یك وان حمام، پر از آب و نمك، به مدت ۲۰ دقیقه قرار بگیرید. در بطری های رنگی آب خوراكی بریزید و به مدت ۲ ساعت در معرض نور شدید آفتاب قرار دهید؛ سپس آن ها را در یخچال بگذارید و در موقع لزوم بنوشید. بدون كفش و جوراب روی چمن راه بروید؛ زیرا طبیعت منبع انرژی نیروهای مثبت است.

راز نهم: حس ها را از همدیگر، جدا كنید

اغلب، ما به این مسأله توجه چندانی نداشته ایم كه حواس پنجگانه خود را از یكدیگر تفكیك و آن ها را به صورت مجزا از یكدیگر حس كنیم. ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی پرورش دهید. امروز بر بینایی تمركز كنید، فردا برمزه، روز بعد بر بویایی و ... مثلاً: زمانی كه در حال دوش گرفتن در حمام هستید، قطرات آب را روی بدن خود احساس كنید و از این كه باعث تمیزی و آرامش شما می شود، لذت ببرید. موقعی كه در حال غذا خوردن هستید فقط بر طعم و مزه غذا تمركز كنید. وقتی در حال ریختن چای در استكان هستید، به صدای ریزش آن گوش دهید. به این ترتیب، شروع به جدا كردن تجربیات حسی تان از یكدیگر كنید و از بابت هر كدام لذت ببرید.

راز دهم: وسایل اضافی را از محیط زندگی تان خارج سازید

اشیاء درون خانه تان را لمس كنید و از خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟ كتاب ها را از درون قفسه بیرون بیاورید و ببینید آیا دوباره قصد خواندن این كتاب ها را دارید. هر شیء یادگاری را بررسی كنید و از خودتان بپرسید آیا هنوز لحظه ای را كه این شیء به یادم می آورد، برایم مهم و با ارزش هستند؟ لباسهایتان را باز كنید و توجه كنید كه آیا به تمام این لباس ها احتیاج دارید و از آخرین باری كه آنها را پوشیده اید چه قدر زمان می گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟ بعد از این بررسی كاملی كه به عمل می آورید تمام وسایل و لباس های اضافی تان را یا به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج كنید. زیرا كه هر شیء انرژی خودش را دارد و اگر به كار نرود در خانه به آب راكد تبدیل می شود. همچنین جای مناسبی برای جوندگان و پشه ها می گردند. پس باید مراقب باشید و بگذارید انرژی آزادانه جریان یابد و آب جاری گردد. اگر كهنه ها را نگه دارید، تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابد. پس برای چرخش انرژی و پیشرفت در زندگی تان وسایلی را كه مورد احتیاج تان نیست از محیط خارج سازید.
.
.



[عکس: Screenshot_2017_03_15_10_40_35_946.jpeg]
           You're a Diamond, dear  
            They can't break you
    
پاسخ }
#8
چگونه فردی صبور باشیم

صبور بودن يعني توانايي انتظار كشيدن و طاقت آوردن بدون آنكه شكايتي در كار باشد. گاهي، اوقات ديگران شما را نا اميد مي كنند و توقعات شما دير برآورده مي شود. بدون آنكه به فكر تندي يا كندي حوادث باشيد، به ياد داشته باشيد كه هنوز تا پايان ماجرا فرصت باقي است. اين مهم نيست كه چه اتفاقاتي خواهد افتاد، مهم آن است كه شما چگونه واكنش نشان مي دهيد. طي مدتي كه انتظار مي كشيد، كار سازنده اي انجام دهيد. بدين ترتيب، ذهن و وقت شما درگير مي شود و از استرس و نگراني در امان مي مانيد.

یادگیری اینکه صبورتر باشیم بعضاً بستگی به این دارد که چند مهارت را بکار گیریم در مواقعی که داریم کنترل خود را از دست می‌دهیم...

اگر معمولاً عکس‌العمل‌های ناگهانی نشان می‌دهید، ممکن است راحت کنترل خود را از دست بدهید. باید یاد بگیرید نشانه‌های اینکه دارید از کوره در می‌روید را بشناسید و خود را آرام کنید. لازم است دست نگه دارید، نفس عمیق بکشید یا تا ۱۰ بشمارید. تصمیم بگیرید چکار باید بکنید و همان کار را انجام دهید. بعد از یک زنگ تفریح به مو قعیت قبلی برگردید، با فکری باز و واکنشی سنجیده.

کج‌خلقی بودن می تواند کار صبور بودن را مشکل کند. ما باید یاد بگیریم که کنترل اوضاع را در دست داشته باشیم، حتی در مواقع کج‌خلقی و بالا گرفتن احساسات. باید مشکل را بشناسید و سپس سعی کنید دریابید از کجا سر چشمه گرفته است. باید بدانید که می توان رفتار را تغییر داد، ولی این کار زمان و تمرین نیاز دارد. پس شما همچنان به استراتژی‌های آنی نیاز دارید، مثل عقب کشیدن و دور شدن از قضیه.

چیز دیگری که صبوری را دشوار می‌سازد، کمبود ارتباط است. ما اکثراً عصبانی می شویم بخاطر اینکه نمی‌توانیم باور کنیم که دیگران نمی توانند مشکل را دریابند. یک کار کوچک ممکن است نتیجه بزرگی بدهد.

کاستن از سرعت کار به آرامش کمک می‌کند،پس آرام باشید.

 توصیه شده که برای کسب مهارت صبور بودن باید حواس جمع داشت و  به مسائل اهمیت داد، باید بتوانیم توجه کاملمان را معطوف لحظه و کار در حال انجام بکنیم.

باید انتظارات را کم کرد.

البته غیر ممکن است آدم همیشه صبور باشد و سعی کند تنشهای واقعی‌اش را ینهان سازد.

****

امام علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید:
بلا و گرفتاری برای افراد ظالم و ستمگر تأدیب است و برای مؤمن آزمایش و برای پیامبران درجه و برای دوستان و اولیای خدا بزرگواری است.


امیر المؤمنین علیه السلام
بهترین مردم کسى است که ، زمانیکه نعمتى به او اعطا شد ، شکر گوید ، و زمانیکه به مصیبتى گرفتار شد ، صبر کند ، و زمانیکه به او ظلم شد ، گذشت نماید.

حضرت علی علیه السلام
 شخص صبور، پیروزی را از دست نخواهد داد هر چند طول بكشد.
.
.



[عکس: Screenshot_2017_03_15_10_40_35_946.jpeg]
           You're a Diamond, dear  
            They can't break you
    
پاسخ }
#9
دلایـل مهم خستـگی و راه های غلبـه بر آن

[عکس: sleep.jpg]

 آیا شما توانایی انجام کارهای تان را ندارید و بلافاصله از انجام کارهای روزمره تان خسته می شوید؟ در چنین صورتی خواندن این مقاله را به شما توصیه می کنیم:


[عکس: bolet_o.gif]  خواب ناکافی
یکی از شایع ترین دلایل خستگی، کم خوابی است.

راه
حل:
هر شب ۷ الی ۸ ساعت بخوابید.

[عکس: bolet_o.gif]  قطع تنفس در خواب (Sleep Apnea)
بعضی افراد با این که شبانه ۸ ساعت یا بیشتر هم می خوابند، باز هم در طول روز خسته اند. Sleep Apnea در واقع قطع موقتی تنفس در خواب است که مدت چندین ثانیه طول می کشد. هر بار که شما دچار این حالت می شوید برای لحظاتی از خواب بیدار می شوید و ممکن است خود شما هم از این بیدار شدن های کوتاه اطلاعی نداشته باشید.

راه حل: در صورت اضافه وزن، وزن خود را کم کنید، سیگار را ترک کنید.

[عکس: bolet_o.gif]  غذای ناکافی
تغذیه ناکافی هم یکی دیگر از دلایل خستگی است. همچنین خوردن غذاهای اشتباه! می تواند چنین مشکلی ایجاد کند. اگر شما روز خود را با خوردن شیرینیجات شروع می کنید، گلوکز خون شما به سرعت افزایش می یابد و به همان سرعت نیز پایین می آید در نتیجه شما پس از مدت کوتاهی احساس کسالت و خستگی می کنید.

راه حل: همیشه یک صبحانه کامل بخورید. سعی کنید صبحانه شما شامل پروتئین و کربوهیدرات های کمپلکس باشد مانند تخم مرغ و غلات. این ترکیب غذایی یک منیع انرژی است که به تدریج در اختیار سلول های بدن شما قرار می گیرد.

[عکس: bolet_o.gif]  کم خونی (Anemia)
آنمی یکی از دلایل خستگی در خانم هاست و زمانی اتفاق می افتد که اکسیژن کافی توسط گلبول های قرمز در اختیار سلول های بدن قرار نمی گیرد. آنمی با یک تست خون ساده قابل تشخیص است.

راه
حل:
درمان آنمی به علت ایجاد کننده آن بستگی دارد. مثلا آنمی کمبود آهن(Iron Deficiency Anemia) با کمک مکمل غذایی آهن یا غذاهای دارای آهن مانند گوشت، جگر، لوبیا و ... درمان می شود.

[عکس: bolet_o.gif]  افسردگی
افسردگی علاوه بر اینکه بر روی روان اثرات سوء می گذارد، بلکه باعث اختلالات فیزیکی مانند خستگی، سردرد و بی میلی جنسی می شود. اگر به مدت ۲ هفته یا بیشتر به این علایم دچار شدید، احتمالا به افسردگی دچار شده اید. افسردگی به خوبی به روان درمانی و دارو پاسخ میدهد. برای درمان حتما به پزشک مراجعه کنید.

[عکس: bolet_o.gif]  کم کاری تیروئید (Hypothyroidism)
تیروئید یکی از غدد درون ریز بدن است که در گردن و جلوی حنجره واقع شده است. این غده متابولیسم و سوخت و ساز بدن را کنترل می کند. هنگامی که فعالیت این غده کم می شود شما دچار خستگی و کسالت می شوید.

راه
حل:
یک تست خون می تواند کم بودن هورمون های تیروئید شما را تایید کند. هورمون های سنتتیک که توسط پزشک شما تجویز می شوند به راحتی متابولیسم بدن شما را به حالت عادی بر می گردانند.

[عکس: bolet_o.gif]  خوردن کافئین زیاد
همه ما می دانیم که خوردن کافئین باعث افزایش هوشیاری و تمرکز می شود. اما محققان به این نتیجه رسیده اند که خوردن مقادیر زیاد مواد غذایی حاوی کافئین ممکن است باعث ایجاد خستگی شود.

راه
حل:
از خوردن قهوه، چای، شکلات و داروهای حاوی کافئین به مقدار زیاد پرهیز کنید.

[عکس: bolet_o.gif]  عفونت پنهان مجرای ادرار
معمولا عفونت مجرای ادرار با علائمی چون سوزش ادرار و احساس ادرار فراوان داشتن شناخته می شود. اما این عفونت بعضی وقت ها هیچ علامتی غیر از خستگی ندارد.

راه
حل:
یک تست ادرار می تواند وجود یا عدم وجود این عفونت را تایید کند. با پزشک خود مشورت کنید.این عفونت و خستگی ناشی از آن به راحتی در عرض یک هفته از بین می رود

[عکس: bolet_o.gif]  دیابت
در افراد دیابتی گلوکز در خون باقی می ماند و توسط سلول ها استفاده نمی شود و به انرژی تبدیل نمی شود. در نتیجه بدن به کمبود انرژی و خستگی دچار می شود.

راه حل: برای تایید ابتلا یا عدم ابتلا به دیابت به پزشک مراجعه کنید. این بیماری نیز قابل کنترل است.

[عکس: bolet_o.gif]  بیماری های قلبی
بیماری های قلبی خصوصا در سنین بالا باعث ایجاد خستگی حتی در حین انجام کارهای ساده روزانه می شوند.

راه
حل:
مشورت با پزشک و استفاده مرتب از داروهای تجویز شده و تغییراتی در سبک زندگی، باعث تحت کنترل در آمدن بیماری های قلبی می شوند.

[عکس: bolet_o.gif]  حساسیت های غذایی
بسیاری از پزشکان بر این عقیده اند که آلرژی به بعضی مواد غذایی می تواند باعث خواب آلودگی و خستگی شود. چنانچه پس از خوردن بعضی مواد غذایی خاص دچار کسالت میشوید، احتمال حساسیت به آن ماده غذایی را در نظر بگیرید.

راه حل: می توانید با پزشک خود مشورت کنید و یا اینکه از خوردن مواد غذایی که این حالت را در شما به وجود می آورند خودداری کنید.

[عکس: bolet_o.gif]  سندرم خستگی مزمن (Chronic Fatigue Syndrome)
چنانچه خستگی شما بیش از ۶ وجود داشته و شدت خستگی شما به حدی است که از عهده کارهای روزانه خود بر نمی آیید، احتمال ابتلا به این بیماری وجود دارد. شایع ترین علامت این بیماری، خستگی شدید و دائم بدون علت خاص است.

راه
حل:
مشورت با پزشک و انجام دادن بعضی تمرینات بدنی خاص و تغییراتی در سبک زندگی باعث بهبودی می شود.


- راه حلی سریع برای خستگی های متوسط
  چنانچه شما به خستگی متوسط که هیچ دلیل خاص پزشکی برای آن پیدا نشده است دچارید، ممکن است ورزش کردن یک راه حل خوب باشد. یک پیاده روی یا دوچرخه سواری ۲۰ دقیقه ای به مدت ۳ روز در هفته راه بسیار مناسبی برای غلبه بر خستگی است.
منبع: پزشکان بدون مرز






پاسخ }
#10
می خواهید بدانید بچه شما چه شکلی میشود

 [عکس: 14529.jpg] چهره کودک شما ترکیبی از چهره شما و چهره همسر شماست! حالا تو این اوضاع که مردم قبل از به دنیا آمدن بچه شان حتی صد در صد نمی دانند که پسر است یا دختر، فکر کنید شما حتی یک عکس از بچه تان در یک سالگی دو سالگی دارید!!
 
[عکس: 1384377485.jpg]
برای این کار لازم نیست به دکتر بروید یا پیش یک جادوگر که داخل گوی اش چهره فرزند شما را به شما نشان بدهد! فقط کافی است پشت کامپیوتر خود بنشینید و یک عکس از خود و همسرتان را به سایتی که در ادامه معرفی می کنم آپلود کنید و چهره فرزند خود را ببینید!
بعلاوه این سایت مثل دکترها و جادوگرها هیچ مبلغی از شما دریافت نمی کند و رایگان است.
همچنین این سایت تصویری از افراد مشهور نیز دارد (زن و مرد) که شما می توانید در صورت نداشتن همسر از آن تصاویر استفاده کنید! شما می توانید از جرج بوش تا برد پیت، آنجلینا جولی و... را انتخاب کنید یا اگر هم تصویر همسرتان را دارید، تصویر او را آپلود کنید!!
قدم به قدم با ما باشید تا به شما چهره فرزند آینده تان را نشان دهیم:
1- ابتدا وارد سوید: www.makemebabies.com
2- در قسمت Upload Your Photo، عکسی از خود که چهره تان واضح باشد را وارد و آپلود کنید. روی go کلیک کنید. (فرمت تصویر باید Jpeg)
3- حالا عکس شما را نشان می دهد اگر نیاز به برش دارد انجام دهید و اگر احتیاجی ندارد روی Next کلیک کنید!
4-حالا شما باید چهره همسر خود را وارد کنید! شما می تواند از لیست تصایر افراد مشهور استفاده کنید یا چهره همسرتان را آپلود کنید.
5- اگر چهره همسرتان را وارد بعد از آپلود تصویر را به شما نشان می دهد که اگر خواستید برش بدهید، اگر هم نخواستید روی next کلیک کنید.
اگر از لیست افراد مشهور انتخاب کردید کار ساده تر است و شما بعد از آن صفحه ثبت نام را می بینید که می توانید از آن با کلیک Skip بگذرید!
6- حالا شما عکس خود و همسر خود را می بینید، زیر آن قاب هایی را می بینید که یکی از یکی زیباتر است، یکی از آنها را انتخاب کنید تا تصویر کودک دلبندتان در آن قرار گیرد!
7- حالا باید جنسیت او را انتخاب کنید! شما می توانید تعیین کنید پسر باشد تا دختر! یا می توانید این انتخاب را به خود سایت بدهید! از آنجا که کار از محکم کاری عیب نمی کند یکبار پسر و دفعه دوم دختر انتخاب کنید.
8- حالا ملیت که مربوط به رنگ پوست می شود را تعیین کنید! آفریقا (سیاه پوست)، هند و اروپائی سفید پوست) یا مختلط... این سایت ادعا می کند اگر تعیین رنگ یا ملیت را به سایت بسپاریم که خودش اتوماتیک تشخیص دهد، تا 90 درصد به واقعیت نزدیک تر است!!! برای این کار بگذارید حالت پیش فرض که همان Auto-Detcet باشد!
9- حالا اسم فرزند خود را نیز انتخاب کنید!
   منبع : ایران ناز






پاسخ }


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  روانشناسی و شبه روانشناسی Aramesh 1 638 03-27-2016، 11:33 PM
آخرین ارسال: Sina
  تستهای روانشناسی(افسردگی .اضطراب و....) BanooAlisaa 35 8,336 02-19-2016، 04:28 PM
آخرین ارسال: نمیدونم واقعا نمیدونم
  روانشناسی(مشاوره) BanooAlisaa 1 975 01-28-2016، 04:32 PM
آخرین ارسال: BanooAlisaa

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان