ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نویسنده پیام
همتا آفلاین
thank you god
***
اعضا

ارسال‌ها: 146
تاریخ عضویت: Oct 2013
اعتبار: 16
سپاس ها 828
سپاس شده 1048 بار در 147 ارسال
حالت من: متعجب!


ارسال: #1
شعری زیبا
شقایق گفت :با خنده

نه بیمارم، نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش
حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی
نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز
نشان عشق و شیدایی
یکی از روزهایی که....
زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت
تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکیده
تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته
به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
ز آنچه زیر لب می گفت
شنیدم سخت شیدا بود
نمی دانم چه بیماری
به جان دلبرش
افتاده بود-اما-
طبیبان گفته بودندش
اگر یک شاخه گل آرد
ازآن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را و
بسوزانند
شود مرهم
برای دلبرش آندم
شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت
بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را
به دنبال گلش بوده
ویک دم هم نیاسوده
که افتاد چشم او ناگه
به روی من
بدون لحظه ای تردید
شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا
با ریشه از خاکم جداکردو
به ره افتاد......
واو می رفت و....
من در دست او بودم
واو هرلحظه سر را
رو به بالاها
تشکر از خدا می کرد
پس از چندی
هوا چون کوره آتش
زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش
تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت
گفت:اما چه باید کرد؟
در این صحرا که آبی نیست
به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد
که وای من
برای دلبرم هرگز
دوایی نیست
واز این گل که جایی نیست
خودش هم تشنه بود اما!!
نمی فهمید حالش را
چنان می رفت و
من در دست اوبودم
وحالامن.....
تمام هست اوبودم
دلم می سوخت
اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب
نسیمی در بیابان کو ؟
و دیگر داشت در دستش
تمام جان من می سوخت
که ناگه
روی زانوهای خود خم شد
دگر از صبر اوکم شد
دلش لبریز ماتم شد
کمی اندیشه کرد- آنگه -
مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را
با سنگ خارایی
زهم بشکافت
زهم بشکافت
اما ! آه ! !
صدای قلب او گویی
جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را
پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود
با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ؟
به جای آب خونش را
به من می دادو
بر لب های او فریاد
بمان ای گل
که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی
بمان ای گل
ومن ماندم
نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
ونام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد!
10-29-2013 12:53 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Sarah ، آنیتا ، Maryam Banoo ، علیسان ، ملیکا ، sina ، kamisat ، ماهرخ ، فاطمه بانو ، دلسا ، KOUROSH ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
علیسان آفلاین
اخراجی
*****
اعضا

ارسال‌ها: 967
تاریخ عضویت: Apr 2013
اعتبار: 110
سپاس ها 4006
سپاس شده 5230 بار در 643 ارسال
حالت من: خونسرد


ارسال: #2
RE: شعری زیبا
جوابيه
تو به من خندیدی و نمی‌دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش‌خش گام تو تکرار کنان می‌دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
      
حمید مصدق

:::

من به تو خندیدم
چون که می‌دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی‌دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می‌دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می‌شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
                    فروغ فرخزاد

[تصویر:  47bps5c0d63hlcltgv25.jpg]
10-31-2013 03:57 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Maryam Banoo ، همتا ، romina ، ملیکا ، sina ، ماهرخ ، Sarah ، فاطمه بانو ، دلسا ، KOUROSH ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
همتا آفلاین
thank you god
***
اعضا

ارسال‌ها: 146
تاریخ عضویت: Oct 2013
اعتبار: 16
سپاس ها 828
سپاس شده 1048 بار در 147 ارسال
حالت من: متعجب!


ارسال: #3
RE: شعری زیبا
داداش علی بابت شعری که فرستادی ممنون این شعرم از شاعری به اسم جوادنوروزیه که سالها بعد از حمید مصدق و فروغ فرخزاد از زبان سیب نوشته

* دخترک خندید و پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود…
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
” او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! ”
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
” مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! ”
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

مبادا گرفته باشی که شهر را به نماز آیات وا میدارم!!!
10-31-2013 04:25 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ملیکا ، Maryam Banoo ، sina ، علیسان ، ماهرخ ، Sarah ، فاطمه بانو ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
ملیکا آفلاین
مـــــیـــــــم
***
اعضا

ارسال‌ها: 207
تاریخ عضویت: Feb 2013
اعتبار: 32
سپاس ها 4340
سپاس شده 1422 بار در 207 ارسال
حالت من: سپاس‌گذار


ارسال: #4
RE: شعری زیبا
[تصویر:  13-8-27-19244513920425154229476844153.jpg]
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن.
پادشاه فصلها ، پائیز ..(مهدی اخوان ثالث)

[تصویر:  21670905397803657933.png]
10-31-2013 05:08 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط همتا ، Maryam Banoo ، sina ، kamisat ، علیسان ، ماهرخ ، Sarah ، فاطمه بانو ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
همتا آفلاین
thank you god
***
اعضا

ارسال‌ها: 146
تاریخ عضویت: Oct 2013
اعتبار: 16
سپاس ها 828
سپاس شده 1048 بار در 147 ارسال
حالت من: متعجب!


ارسال: #5
RE: شعری زیبا
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک الوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را.بجو مارا تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم،اهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم.تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت
وقتی تو را من افریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر ایا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی.ببینم من تورا از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟رها کن ان خدای دور
آن نامهربان معبود.آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت.خالقت.اینک صدایم کن مرا.با قطره اشکی
به پیش اور دو دست خالی خودرا. با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام.آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد.به نجوایی صدایم کن.بدان اغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات اوردم
قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک اغوشم,شروع کن,یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد
سهراب سپهری

مبادا گرفته باشی که شهر را به نماز آیات وا میدارم!!!
10-31-2013 11:45 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Maryam Banoo ، ملیکا ، sina ، علیسان ، ماهرخ ، Sarah ، فاطمه بانو ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
kamisat آفلاین
دوستون دارم
****
اعضا

ارسال‌ها: 561
تاریخ عضویت: Mar 2013
اعتبار: 52
سپاس ها 694
سپاس شده 3248 بار در 573 ارسال
حالت من: خونسرد


ارسال: #6
RE: شعری زیبا
از همه ممنونم که اینقد با حوصله شعرای عالی رو قرار دادن اینجا . فدای همه شما
8126

" تو " تنها دو حرف است با یک دنیا معنی که هنوز به نیمی از آنها هم نرسیده ام
11-01-2013 08:13 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Maryam Banoo ، sina ، ملیکا ، علیسان ، همتا ، ماهرخ ، Sarah ، فاطمه بانو ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
همتا آفلاین
thank you god
***
اعضا

ارسال‌ها: 146
تاریخ عضویت: Oct 2013
اعتبار: 16
سپاس ها 828
سپاس شده 1048 بار در 147 ارسال
حالت من: متعجب!


ارسال: #7
RE: شعری زیبا
درد بی درمان از دکتر مژگان عباسلو
مثل گیسویی که باد آن را پریشان می کند                                                هر دلی را روزگاری عشق ویران می کند
ناگهان می آید و در سینه می لرزد دلم
                                هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می کند
با من از این هم دلت بی اعتناتر خواست، باش!
                                موج را برخورد صخره کی پشیمان می کند؟!
مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت کِش است
                                هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می کند
اشک می فهمد غم افتاده ای مثل مرا
                                چشم تو از این خیانت ها فراوان می کند
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
                                درد بی درمانشان را مرگ درمان می کند

مبادا گرفته باشی که شهر را به نماز آیات وا میدارم!!!
(آخرین ویرایش در این ارسال: 11-02-2013 02:14 AM، توسط همتا. دلیل ویرایش : )
11-02-2013 02:12 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط علیسان ، ماهرخ ، ملیکا ، Sarah ، فاطمه بانو ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
ماهرخ آفلاین
رویای ناتمام...
****
اعضا

ارسال‌ها: 673
تاریخ عضویت: Jul 2013
اعتبار: 77
سپاس ها 1932
سپاس شده 4609 بار در 690 ارسال
حالت من: مهربون


ارسال: #8
RE: شعری زیبا
باز هم تنها نشستم دل گرفت...

                        گفتمش یادی کنم از آنکه یادم میکند....

من نمیدانم چرا...!

                       اما دلت ، بوی محبت میدهد......

روزی پر خواهم گشود و پرواز را تا بیکرانه ها تجربه خواهم کرد ...... 81
11-03-2013 09:08 AM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط همتا ، ملیکا ، Sarah ، فاطمه بانو ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
kamisat آفلاین
دوستون دارم
****
اعضا

ارسال‌ها: 561
تاریخ عضویت: Mar 2013
اعتبار: 52
سپاس ها 694
سپاس شده 3248 بار در 573 ارسال
حالت من: خونسرد


ارسال: #9
RE: شعری زیبا
وای ماهرخ جون
عزیز دلم
چقد شعرایی که انتخاب میکنی به دل میشینه
فدات شم
8104

" تو " تنها دو حرف است با یک دنیا معنی که هنوز به نیمی از آنها هم نرسیده ام
11-03-2013 12:10 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط همتا ، ملیکا ، Sarah ، فاطمه بانو ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
امید غایب
دوست همیشگی
*****
اعضا

ارسال‌ها: 1,200
تاریخ عضویت: May 2013
اعتبار: 189
سپاس ها 6881
سپاس شده 8451 بار در 1212 ارسال
حالت من: هیچ کدام


ارسال: #10
RE: شعری زیبا
کاش وقتی آسمان بارانی است
چشم را با اشک باران تر کنیم

کاش وقتی که تنها میشویم
لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم ...
11-03-2013 03:00 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط همتا ، ملیکا ، ماهرخ ، Sarah ، فاطمه بانو ، ℓιмιтℓєѕѕ ، ோீஸோல
ارسال پاسخ 

برای بروزرسانی موضوع کلیک کنیدMy-BB.Ir

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  شعری که تقدیم شده به ترنس ها حارث 1 223 01-09-2014 11:51 AM
آخرین ارسال: فاطمه بانو
  شعری دیگر از میراب عطش kamisat 1 275 11-01-2013 08:14 PM
آخرین ارسال: kamisat

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
Persian Translation by MyBBIran.com - Ver: 4.4
Powered by ، MyBB trnslt RaminNajafi.IR