رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مصاحبه سازمان دیدبان حقوق بشر از ایرانیان فراجنسیتی و تراجنسی
#1
[عکس: 1956378b6pnwj7ug5.gif]
مصاحبه سازمان دیدبان حقوق بشر از ایرانیان فراجنسیتی و تراجنسی

نقل قول:من می خواستم یک زندگی خوب و پاک داشته باشتم. بعد متوجه شدم
این کار چقدر مشکل است. دیگر بیش از این توان مبارزه نداشتم.

نقل قول:– افسانه، تراجنس ایرانی در تبعید، 11 آوریل 2010

ایران یک جامعه شدیداً جنسیت زده است ، جایی است که افراد باید بر طبق معیارهای سنتی مطابق با جنسیت بیولوژیکی شان عمل کنند. قانون ایران این ارزشها را منعکس کرده و رفتاری را که در تطابق با این معیارها نباشد مجازات می کند. (1) در مواردی که شخص دوجنسی باشد (یا خصوصیات بیولوژیکی مردان و زنان را همزمان نشان دهد)، دولت شخص را تشویق می کند که بین این دو جنسیت یکی را انتخاب نموده و عمل جراحی تغییر جنسیت را انجام دهد. اما ایران از این جهت منحصر به فرد است که اجازه می دهد چنین جراحی هایی برای افراد تراجنسی هم انجام شود. 


عمل جراحی تغییرجنسیت
پیش از انقلاب اسلامی سال 1979 دولت ایران هرگز موضوع افراد تراجنسی را رسماً مطرح نساخته بود. پس از 1979، ابتدا دولت جمهوری اسلامی جدید، تراجنسی ها  و مبدل پوشان جنسی را با زنان و مردان همجنسگرا در یک گروه قرار داده و رفتار آنها را جرم می شناخت. آنها تنبیه بدنی می شدند (شلاق زده می شدند) و احتمالاً تحت قوانین ضد لواط ایران اگر معلوم می شد که تراجنسی هستند، با اعدام مواجه می شدند. به هر حال  این  وضعیت در سال 1987 هنگامی که آیت الله خمینی فتوا یا فرمان مذهبی برای مریم خاتون ملک آرا صادر کرد و به وی اجازه داد که به عنوان یک زن زندگی کند و تحت عمل تغییر جنسیت مرد به زن قرار گیرد، تغییر یافت. (2) وی در سال 1997 تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گرفت.
  
در حالیکه چند کشور دیگر که اکثریت آنان با مسلمانان است به افراد تراجنسی اجازه عمل جراحی تغییر جنسیت را می دهند، ایران برای آنچه که روانپزشکان آن را «جنسیت پریشی» یا «اختلال هویت جنسیتی» می نامند، عمل جراحی تغییر جنسیت را مجاز می داند.(3) تا سال 2008، به جز تایلند، ایران بیش از هر کشور دیگری در جهان عمل جراحی تغییر جنسیت انجام می دهد.(4)
  

هنگامی که متخصصین پزشکی تشخیص می دهند شخص مبتلا به جنسیت پریشی است و وی قبول می کند تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گیرد، آنها ممکن است از مقامات محلی برای وی کسب اجازه نمایند که بتواند پیش از انجام جراحی، در مکان های عمومی به عنوان زن لباس بپوشد.(5) اما افرادی که بدون داشتن این اجازه ملبس به لباس جنس مخالف شوند، مبدل پوش جنسی و قانون شکن به حساب خواهند آمد. در یک فیلم مستند در سال 2008،  به نام «همرنگ جماعت شو» که به چگونگی زندگی تراجنس ها می پردازد، یک روزنامه نگار مذهبی محافظه کار، خطاب به یک تراجنس ایرانی در یک کلینیک اینطور می گوید: 
نقل قول:شما مردم خود این بلا را به سر خودتان آورده اید. وقتی که هنوز پسر هستید و جراحی نکرده اید تا دختر شوید، قانون، مذهب و عرف به شما اجازه نمی دهد مانند یک دختر لباس بپوشید. وقتی به شما اجازه رسمی برای جراحی بدهند آن را در جیبتان بگذارید و اگر پلیس جلوی شما را گرفت، آن را نشان دهید و کسی مزاحم شما نخواهد شد. وی ادامه می دهد: «اگر شما می خواهید مانند دختران لباس بپوشید اما بدن خود را به صورت مرد نگاه دارید، شما تراجنس نیستید بلکه مبدل پوش جنسی هستید. حتی ممکن است شک کنند که شما همجنسگرا هستید. تصمیم تان را بگیرید – یا دختر باشید و یا پسر.» (6)

هنگامی که شخص تراجنسی تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گرفت، قانوناً جنس «جدید» محسوب می شود –  مرد در مورد  تراجنسی زن به مرد ، و زن در مورد  تراجنسی مرد به زن. تمام مدارک قانونی مانند شناسنامه و پاسپورت نیز بر طبق آن تغییر می یابند. اما به هر حال پس از تکمیل این مراحل، به بسیاری از ایرانیان فراجنسیتی و تراجنسی توصیه می شود که در مورد گذشته شان با حکمت رفتار نمایند. این به این علت است هنوز هم در بین عموم ایرانیان موضوع فراجنسیتی یا تراجنسی بودن و عمل تغییر جنسیت را انجام دادن علیرغم قانونی بودنش، با بدنامی همراه است.
  
صبا، مرد همجنسگرایی که با بسیاری از تراجنسی های ایرانی در پاتوق های تهران معاشر بود، این مطلب را درباره واقعیت زندگی تراجنسی های  ایرانی گفت: 
اونها حتی چیزی رو که قانون مجاز دونسته نمی پذیرن. مشکل فقط فقدان محافظت های قانونی نیست، خانواده وفرهنگ هم هست. حتی وقتی که قانون ایران تراجنسی بودن رو مجاز می دونه، باز هم این با دیدگاه های فرهنگی ایرانی تضاد داره. همجنسگراها که حکمشون اعدامه. تراجنسی های  ایرانی هم ممکنه قانونی باشن اما باهاشون خیلی وحشتناک رفتار می شه. اغلب اونها نمی تونن کار پیدا کنن و جامعه هم اونها رو نمی پذیره.
  
همه فکر می کنن که چون تغییر جنسیت در ایران قانونی است، تراجنسی ها هیچ مشکلی ندارن. اشتباه می کنن. در هر صورت اینها اوراق قانونی رو برای همه تراجنسی هاصادر نمی کنند و حتی اگر هم همه این مدارک قانونی رو داشته باشی، کی حاضره هزینه جراحی تو رو پرداخت کنه؟ و تعداد خیلی کمی هستن که واقعاً می تونن این عمل رو انجام بدن، ازدواج کنن، کار کنن، و توی جامعه شهروندهای فعالی باشن.
(7)
  
حجت الاسلام کریمی نیا، یک روحانی میان رتبه که طرفدار حقوق تراجنسی هاست و پایان نامه دکترای خود را  درباره پیامدهای عمل جراحی تغییر جنسیت برای قانون اسلامی نوشته است، اظهار داشت که «حق تراجنسی ها برای تغییر جنسیت خود، از حقوق بشری است» و اینکه او سعی دارد «از طریق کار خود و در حقیقت برداشتن لکه ننگ و یا حقارتی که گاه به اینگونه افراد می چسبد، تراجنسی ها را به مردم معرفی نماید.» کریمی نیا اهمیت عمل جراحی تغییر جنسیت و نیز تفاوت میان تراجنسی های ایرانی و همجنسگرایان را شرح می دهد: 
نقل قول:اسلام برای مردمی که از این مشکل رنج می برند درمان دارد. اگر می خواهند جنسیت خود را تغییر دهند، راه باز است. این امر برای افراد  دوجنسی هم صادق است. آنها احتیاج به عمل جراحی دارند. آنها مجازند از طریق عمل جراحی تغییر جنسیت، یا مذکر شوند یا مؤنث. این مطلب اساساً با قضیه همجنسگرایان تفاوت دارد. آنها مطلقاً ارتباطی با این موضوع ندارند. همجنسگرایان کاری انجام می دهند که غیر طبیعی و خلاف مذهب است.(8)

علیرغم امکان پذیر بودن عمل جراحی تغییر جنسیت برای فراجنسیتی هایی که مایلند تحت چنین عملی قرار گیرند، سازمان دیده بان حقوق بشر و دیگر سازمان های حقوق بشر اظهار نگرانی نموده اند که دولت فعالانه افراد را به انجام جراحی بازگماری جنسی تشویق می کند، حتی  اگر تراجنس  و یا مایل به تغییر جنسیت از طریق جراحی نباشند.  گروه های حقوق بشر معتقدند که تشویق دولت ایران به انجام جراحی تغییر جنسیت و نیز این واقعیت که همجنسگرایی در ایران جرم تلقی می شود، انگیزه شدیدی برای همجنسگرایان، دوجنس گرایان و  ایرانیان فراجنسیتی که مایل به انجام جراحی نیستند، ایجاد می کند  تا عملاً بتوانند «قانونی» شوند. 
  
سازمان دیده بان حقوق بشر در طی تحقیقاتش با چند دگرباش از جمله مردان همجنسگرا صحبت کرد که به انجام جراحی تغییر جنسیت تشویق شده بودند. پیام س.، مردی همجنسگراست که تعریف می کند چگونه روانپزشک او سعی داشت او را قانع کند که تحت عمل جراحی بازگماری جنسی قرار گیرد: 
نقل قول:من، تنها، به یک روانپزشک مراجعه کردم که به من کمک کرد. ابتدا می گفت که تو یک  تراجنسی هستی و می تونی به راحتی عوض بشی. من بهش گفتم که من مرد هستم و عوض هم نمی شم. من از مردها خوشم میاد، اما دوست دارم به عنوان یک مرد باهاشون باشم نه به عنوان یک زن. من با مردانگی خودم هیچ مشکلی ندارم. من می دونستم که هرگز این کار رو نخواهم کرد. با وجود این، اون هرگز از کلمه «همجنسگرا» استفاده نکرد. اون فقط من رو یک «تراجنسی ضعیف» می نامید.(9)

بر طبق گفته آترینا، زن تراجنسی 27 ساله بسیاری از ایرانیان تراجنس که بی صبرانه در آرزوی انجام جراحی گماری جنسی هستند، مورد سوء استفاده قرار می گیرند. وی به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت: 
نقل قول:بعضی از دکترها هستند که می خوان از دوستانی که توان پرداخت پول جراحی رو ندارن سوء استفاده کنن. برای این دکترها مهم نیست که آیا مریضشون می دونه که واقعاً می خواد عمل بشه یا اینکه آیا باید عمل بشه، آیا جراحی به طور مناسب انجام می شه یا چه مشکلات احتمالی ممکنه پیش بیاد. دکترهایی هستن که می تونن قیمت جراحی رو پایین بیارن اما در عوض قیمت رو بالا می برن و با ادعاهای دروغین خودشون رو می فروشن. بیمارهای تراجنسی برای اونها مثل پله هایی هستن که دکترها برای سود کردن هر چه بیشتر ازشون بالا می رن.(10)

علیرغم تسهیلاتی که انتظار می رود تراجنسی های ایرانی از آن برخوردار شوند، سازمان دیده بان حقوق بشر دریافت که درصد بالایی از تراجنسی هایی که مورد مصاحبه قرار گرفته بودند در نتیجه  عوامل مختلفی از قبیل  طرد شدن از خانواده هایشان، ناتوانی در داشتن یک کار با ثبات و خشونت های جنسی، دچار ضربه های عاطفی شدیدی شده بودند. 

 تعداد چشمگیری از تراجنس های ایرانی، به ویژه تراجنسی های مرد به زن ، برای امرار معاش به صیغه یا «ازدواج موقت» تن داده بودند. چندین تن از آنان به سازمان دیده بان حقوق بشر گفتند علیرغم به رسمیت شناخته شدن تراجنسی ها در ایران، زندگی شان بدتر از دیگر اقلیت های جنسی است زیرا احساس می کنند که هم خانواده و هم جامعه هر دو به کلی آنها را طرد کرده اند. 
صحبت های هولیا، زن 25 ساله تراجنسی از تهران، بیانگر بسیاری از این احساسات بود: 
نقل قول:در ایران تراجنسی بودن یعنی نداشتن جا و هویت و با شخص مانند یک فاحشه برخورد کردن. حتی اگر شخص، تغییر جنسیت داده باز هم وضع همون طوره. مردم توی ایران قبولت نمی کنن. اونها این چیزها رو نمی فهمن. حتی با تغییر جنسیت دادن باز هم مردم به بدرفتاری و بی احترامی شون نسبت به تو ادامه می دن. وضع برای مردهای همجنسگرا و تراجنسی هایی مثل من خیلی سخته. ما هر جا می ریم مشکل داریم – در خانواده، در محله و در جامعه مون. مردم فکر می کنن ما جذام داریم. در ایران وضع مثل اروپا و امریکا نیست. در مورد این چیزها اطلاعاتی در دست مردم نیست. هیچ منبع اطلاعات فرهنگی یا اجتماعی برای کمک به مردم وجود نداره تا بفهمند که ما غیر عادی نیستیم. ما نمی تونیم راجع به این مسائل با خانواده و دوستها مون آزادانه صحبت کنیم. (11)

تحقیقات نشان می دهد ایرانیان فراجنسیتی/تراجنسی، به ویژه تراجنسی های مرد به زن، بیشتر احتمال دارد توسط نیروهای امنیتی هدف قرار گرفته و قربانی شوند، زیرا می توان آنها را آسان تر شناسایی نمود. آترینا، زنی تراجنسی، یکی از این حوادث را که طی آن وی در خیابان با پلیس برخورد داشته شرح داد: 
نقل قول:من به پلیس مدارک قانونی و پزشکی ام رو نشون دادم که می گفت من تراجنسی هستم. اونها فقط به من می گفتن «کونی اوا خواهر»(12) و لواط کار کثیف. اونها به من گفتن که من بیماری و آلودگی بین مردم پخش می کنم و بعد مدارکم رو توی صورتم پرت کردن و به من خندیدن.

توی ایستگاه پلیس اونها ما رو مجبور کردن بایستیم و به ما اجازه نمی دادن بشینیم. بدترینش این بود که اونها در مقابل ما می ایستادن و دستهاشون رو روی آلتشون می گذاشتن و به ما می خندیدن. اونها فاقشون رو لمس می کردن و می گفتن «این همون چیزیه که شما واقعاً دوست دارین؟» این برام شکنجه بود.(13)
هولیا واقعه دیگری رو تعریف کرد: 
نقل قول:یک بار من داشتم توی پارک راه می رفتم و دو تا از مأمورهای پارک اومدن پیش من و راجع به ظاهر من،  شروع کردن به ایجاد مزاحمت. اونها من رو مجبور کردن باهاشون به یک اتاق کوچک توی پارک برم. اونها اول من رو گشتن و بعد به من تجاوز کردن. خیلی وحشتناک بود. من گریه می کردم و می گفتم که به پلیس شکایت می کنم. وقتی کارشون رو تموم کردن، من رو مجبور کردن که اتاق رو با اونها ترک کنم. وقتی رفتیم بیرون اونها من رو تحویل پلیس دادن.

بهشون گفتم که دو تا مأمور پارک با من چه کار کردن. اونها خیلی عصبانی شدن و گفتن «چطور جرأت می کنی به همکارهای ما توهین کنی/ چرا دروغ می گی؟» اونها من رو به جرم توهین به همکارشون دستگیر کردن و بردن به ایستگاه پلیس. من به جرم داشتن قصد افزایش فساد اخلاقی متهم شدم. اونها به من می گفتن «ما بهت یاد می دیم که دیگه چنین دروغ هایی رو تکرار نکنی!» 
من پنج روز زندان بودم. من پنج روز توی یک سلول نمناک و متعفن در حبس انفرادی بودم. اجازه نداشتم شکایت کنم. احساس می کردم مثل یک آدم مرده هستم. حرف زدن درباره این اتفاق برام خیلی مشکله. (14)
سرگذشت افسانه
  افسانه، تراجنسی مرد به زن 42 ساله، مشکلات زندگی کردن در ایران به عنوان یک فراجنسیت و تراجنس را شرح داد. وی تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گرفت و به طور قانونی هویت خود را تغییر داد و به جستجو برای کار پرداخت. او به سازمان دیده بان  حقوق بشر گفت که برای کار به چند محل مراجعه نمود، اما باقی ماندن در سر کار را بینهایت مشکل یافت. همکارانش از رییس شان خواستند که او را از کار اخراج نماید علیرغم اینکه او قانوناً از سوی دولت، یک زن محسوب می شد.(15)
افسانه به رییس بعدی اش حقیقت را گفت. او از وی [افسانه] درخواست همخوابگی کرد. افسانه در شرایطی نبود که ازدواج کند، اما احساس کرد مجبور است برای مدتی با وی رابطه جنسی داشته باشد تا هنگامی که دیگر تحملش برای وی غیرممکن شده بود. وضعیت مالی سخت شد و چند تن از دوستانش پیشنهاد کردند که او راه های دیگری را برای امرار معاش برگزیند: «من راهی را در پیش گرفتم که نباید در آن پا می گذاشتم. من کاملاً عوض شده بودم. مقنعه ام (16) را کنار گذاشتم و روسری(17) پوشیدم و موهایم را رنگ کردم.» 
وی ادامه داد: 
نقل قول:حدود یک سال بعد مرد ثروتمندی را ملاقات کردم که مایل بود من رو صیغه کنه. حدود60 سال داشت و من تقریباً 23 یا 24 ساله بودم. من با دو زن تراجنسی دیگر و سه زن به یک مهمانی رفته بودیم. او شروع به صحبت با من کرد و پرسید چرا تصمیم گرفتم در این راه قدم بگذارم. من گفتم «دیگه این روزها کسی اینطور سؤال ها رو نمی پرسه.» اون گفت «حیفه که تصمیم گرفتی این راه رو انتخاب کنی، حالا می خوای با زندگیت چه کار کنی؟»

افسانه ادامه داد: 
نقل قول:عاقبت اون خونه خوبی نزدیک منزل خودش برام تهیه کرد. من حدود یک سال و نیم در اونجا موندم. اون حتی برام یک ماشین خرید. اون فقط اوقات به خصوصی می اومد و بعد می رفت سر کار. ما کاملاً زندگی های مجزایی داشتیم. من هرگز درباره زندگی دیگرش ازش نپرسیدم. بعد یک روز زنش فهمید و اومد خونه من. من هم گذاشتم بیاد تو. به محض اینکه نشست به من گفت «عزیزم می دونی که حاج آقا زن داره؟» من گفتم بله. اون از من پرسید چند وقته که باهاش هستم. من هم جواب دادم. اون به من گفت که یک نفر رو خصوصی استخدام کردن که اونو تعقیب کنه و دو هفته است که در مورد من فهمیده. اون مشکوک شده بود. از من پرسید «می دونی که من بچه هام به سن تو هستن؟»

افسانه گفت که در یک مرحله همسر این مرد به شدت خشمگین و پرخاشگر شد. اما افسانه او را آرام کرده و با او کنار آمد، در نتیجه وی بالاخره آرام شد. او از افسانه پرسید که آیا همسر حاج آقا است و افسانه پاسخ داد که او فقط همسر موقت است. سپس افسانه اسرارش را آشکار ساخت. همسر این مرد از افسانه قول گرفت که صیغه اش را باطل کند. او هم چاره ای جز اطاعت نداشت.
  
افسانه به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت که پس از این حادثه، او دوباره به زندگی سابقش بازگشت و با چندین مرد دیگر صیغه شد که مظنون است تعدادی از آنان اعضاء نیروهای امنیتی ایران بودند. در طی این مدت او تحقیرهای زیادی را تحمل کرد، چند تن از دوستان تراجنس خود را در اثر خودکشی یا قتل از دست داد، و چندین بار به او حمله شد، از جمله اینکه سه مرد لباس شخصی بر روی وی اسید پاشیدند. همچنین وی چندین بار دستگیر و زندانی شد و به علت تن فروشی شلاق خورد. او یکی از این حوادث را برای سازمان دیده بان حقوق بشر اینطور شرح داد: 
نقل قول:بار دیگر که منو گرفتن با دوست پسرم بودم. ما رو بردن وزرا.(18) یکی از مردهایی که اونجا کار می کرد منو برد طبقه بالا. اون پرسید آیا باز بودم یا نه.(19) من گفتم نه. بعدش گفت: «اونا بازت می کنن تا زن بشی، نه فاحشه. حالا که این راه رو انتخاب کردی، چادر سرت کن. من می خوام باهات یک  کاری بکنم. فکر کن من شوهرتم. لباسامو دربیار.» من ازش پرسیدم چرا از من می خواد این کارو بکنم... «می خوام ببینم واقعاً تا چه اندازه زن هستی.» من هم چاره ای جز اطاعت نداشتم.

تا حدود سال 1999 افسانه بالاخره توانست حدود 10000 دلار پس انداز کند تا آخرین مرحله عمل تغییر جنسیتش را انجام دهد. او برای جراحی به تایلند رفت. پس از بازگشت از این سفر شخصی را ملاقات کرد که عاشقش شد. او تصمیم گرفت تمام پیوندهایش با زندگی گذشته را گسسته و ازدواج را تجربه کند. او به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت: «من دیگر از تنها بودن خسته شده بودم.»
  
افسانه از همان ابتدا با شوهرش در باره اینکه چه کسی بوده، صادق بود و بر طبق گفته او، شوهرش هم او را همانگونه که بود پذیرفت. آنها بیش از چهار سال با یکدیگر بودند.
  
من به شوهرم گفتم که اون برای من مثل یک پدر و یک برادر می موند. من هرگز این چیزها رو نداشتم. بالاخره می تونستم برم بیرون و سرم رو بالا بگیرم.  من شوهر داشتم. بالاخره می دونستم کی هستم. من اوراق شناسایی ام رو چند سال پیش گرفته بودم اما حالا می فهمیدم که اونها فقط کاغذ هستند و بی معنی.
  
افسانه گفت که پس از ازدواجش مادر شوهرش واقعاً خیلی با او صمیمی شده و به او می گفت دلش می خواهد نوه داشته باشد. او و شوهرش به مادر شوهرش گفتند که وی [افسانه] قادر نیست حامله شود اما مادر شوهرش سعی داشت او را قانع کند که به درمان دارویی بپردازد یا به پزشک مراجعه نماید. افسانه گفت که پس از مدتی فشار ناشی از ظاهر سازی کردن برایش غیر قابل تحمل شد. شوهرش مایل بود که هنوز هم به این وانمود کردن ادامه دهد، اما او تصمیم گرفت به این تظاهر خاتمه دهد. افسانه و شوهرش بالاخره در بهار 2008 تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند. افسانه گفت که پس از شکست در زندگی زناشویی اش، احساس کرد که دیگر همه چیز را آزموده است. او از حق خود برای سهمی که به عنوان مهریه از دارایی شان داشت صرف نظر نمود و برای همیشه ایران را ترک کرد.
من می خواستم یک زندگی خوب و پاک داشته باشم. اما این آرزویی بیش نبود. من متوجه شدم که این کار چقدر سخت است. دیگر بیش از این توان مبارزه نداشتم. (20)



منبع: دیده بان حقوق بشر

(1)  برای مثال نگاه کنید به «ایران: به خانه های شخصی به دلیل امور غیر اخلاقی، یورش برده شد»، 27 مارس 2008؛ قابل دسترسی در http://www.hrw.org/en/news/2008/03/27/iran-private-homes-raided-immorality  (توضیح می دهد که چندین تن برای پوشیدن لباس های جنس مخالف دستگیر شدند).
(2)  فتوای اولیه خمینی از آن زمان مورد تأئید مجدد رهبر ایران، آیت الله علی خامنه ای قرار گرفته،  و نیز مورد حمایت روحانیون دیگر ایران هم بوده است. حجت الاسلام کریمی نیا، روحانی میان رتبه ای که  طرفدار حقوق تراجنسی هاست، اظهار داشته مایل است «پیشنهاد کند که  حق  تغییر جنسیت  جز حقوق انسانی تراجنسی ها است » و نیز در تلاش است تا  «از طریق فعالیت هائی که دارم مردم را با تراجنسی ها  آشنا کرده و در حقیقت ننگ یا توهینی که گاهی اوقات به این افراد تعلق می گیرد، زائل نمایم.»
(3)   پروژه صفرا، گزارش اطلاعات کشوری درباره ایران، سال 2004، قابل دسترسی درhttp://www.safraproject.org/Reports/SP_Country_Information_Report_Iran.pdf (تاریخ دسترسی: 23 اوت 2010).
(4)   در سال 2005، دکتر میرجلالی، یکی از برجسته ترین جراحان تغییر جنسیت در ایران، ادعا نمود که وی بیش از 300 مورد از اینگونه جراحی ها در طول یک دوره 12 ماهه انجام داده است. «جراحی های تغییر جنسیت ایران»، بی بی سی [“Iran’s s.e.x-Change Operations,” BBC]، 5 ژانویه 2005، قابل دسترسی در http://news.bbc.co.uk/2/hi/programmes/newsnight/4115535.stm (تاریخ دسترسی: 22 اوت 2010).
(5)   در طول این دوره افراد تراجنس همچنین می توانند با شروع هورمون درمانی، خود را برای انجام عمل جراحی تغییر جنسیت آماده نمایند.
(6)   طناز عشاقیان، «همرنگ جماعت شو» [Be Like Others]، 2008، پخش توسط ولف ویدیو، نیو آلمادن، کالیفرنیا [Wolfe Video, New Almaden, CA.].
(7)   «مصاحبه سازمان دیده بان حقوق بشر با صبا»، 28 سپتامبر 2007.
(8)   «همرنگ جماعت شو»، 2008.
(9)   «مصاحبه سازمان دیده بان حقوق بشر با پیام س.»،  27 سپتامبر 2007.
(10)   «مصاحبه سازمان دیده بان حقوق بشر با آترینا»، 29 سپتامبر 2007.
(11)   «مصاحبه سازمان دیده بان حقوق بشر با هولیا»، 7 نوامبر 2008.
(12)  «کونی» عبارتی توهین آمیز برای مردان همجنسگرا است. «اواخواهر» عبارتی توهین آمیز برای مردان زن نما است.
(13)   «مصاحبه سازمان دیده بان حقوق بشر با آترینا»، 29 سپتامبر 2007.
(14)   «مصاحبه سازمان دیده بان حقوق بشر با هولیا» ، 7 نوامبر 2008.
(15)   «مصاحبه سازمان دیده بان حقوق بشر با افسانه» ، 11 آوریل 2010.
(16)   مقنعه حجاب به سبک محافظه کارانه است که بیشتر صورت زنان را می پوشاند.
(17)   روسری واژه ای کلی برای هر نوع شال آزاد است که موی زنان را می پوشاند.
(18)   وزراء نام یک بازداشتگاه در تهران است.
(19)   «باز» اشاره به به این است که آیا تراجنسی مرد به زن که عمل جراحی تغییر جنسیت انجام داده قادر به انجام آمیزش جنسی واژنی هست یا خیر.
(20)  «مصاحبه سازمان دیده بان حقوق بشر با افسانه» ، 11 آوریل 2010.
پروانگی تو آرزوی من است ای هم قبیله
پاسخ }
#2
متاسفانه در برابر این اتفاقات و سرگذشتها هیچ حرفی نمیشه زد!!
خدا رو شکر الان وصع بهتر شده نسبت به دهه گذشته!!!
ولی انوز هستند گرگهای آدم نمای که تو جامعه منتظر بلعیدن طمعه هستند و این گرگها متاسفاته کسانی هستند که شاید کار تراجنسیتی ها بهشون میافته و مجبورن بهشون مراجعه کنند!!!!و گاها د ستان بخاطر شرایط سخت مالی تن به خواسته هرکس و ناکسی میدن!!نمیشه بهشون خرده گرفت و انتقاد کرد چون در جایگاه آنها نیستیم که بفهمیم چی میکشند که مجبور به این کار میشن!!! اما امیدوارم د ستان عزیز کمی هوشیار تر بشند و جسمی که با چندین سال جنگیدن بدست آوردن رو در اختیار هر کسی نزارند!!!
و در آخر جای تاسف داره که ایران و مردانش به این صورت در دنیا شناخته بشند!!!!
ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ،
ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﺑﮕﻮﯾﻢ !....
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﻤﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﻧﻪ ﺩﺭﺩﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﺩﻟﯽ ....
پاسخ }
#3
دنیا داره پیش چشت خراب میشه
پاسخ }
سپاس شده توسط: Mahsa-B ، AmirAliA2 ، Mighty
#4
:bbdd19:
...You can't judge me any more
پاسخ }
سپاس شده توسط: high flying ، Mahsa-B ، AmirAliA2 ، Mighty
#5
6ae4d5
[عکس: scyv_892.jpg]
پاسخ }
سپاس شده توسط: Mahsa-B ، AmirAliA2 ، Mighty
#6
لعنتیها Tongue Dodgy
پاسخ }
سپاس شده توسط: Mighty
#7
ما به امید  دنیایی بهتر نشسته ایم
پاسخ }
سپاس شده توسط: Mighty
#8
Persian marquetry (also known as Persian inlaid work and incrustation work) is one of the Iranian arts which involves decorating the surface of wooden or metallic artifacts with tiny pieces of wood, bone or metal. To produce a piece of handicrafts, the artist: 1- Produces the patterns with sticks of wood, brass, ivory, camel bones etc. 2-Then put the sticks together in triangular beams and joins in a strict order to form geometrical figures and finally 3- glue these patterns to the object. The smaller inlaid pieces the artwork contains, the higher value it has. Persian marquetry which is popular in different parts of Iran (especially in Shiraz and Isfahan) is used to decorate frames, pipes, jewel boxes and chessboards that is interesting to see in your travel to Iran.

https://www.journeytopersia.com/ExploreP...?pgindex=1


[عکس: 851378e8-60ed-4959-8183-f2a64f6be17b.jpg]
پاسخ }
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مصاحبه مرحله اول عمل کاشت پنایل ایمپلنت (برای نعوظ) در مرحله آخر عمل فالوپلاستی deldadeh 2 1,183 06-26-2017، 08:29 PM
آخرین ارسال: Daniyal
  مصاحبه اخذ مجوز پوشش در رشت و عدم امکان استفاده به دلیل ممنوع الکار شدن، سنت، ترس از deldadeh 0 496 06-24-2017، 03:21 PM
آخرین ارسال: deldadeh
Smile پرداخت هزینه جراحی افراد دارای اختلال هویت جنسی توسط سازمان‌های بیمه گر Sarah 17 6,740 12-20-2016، 04:01 AM
آخرین ارسال: mina2015
  تراجنسی و دیگر هیچ Mahtaa 3 1,899 10-08-2015، 02:21 PM
آخرین ارسال: محمد صادق
  حضور چند فرد تراجنسی در بین فوتباليستهاي زن ايراني Delaram 19 5,588 10-05-2015، 11:50 AM
آخرین ارسال: محمد صادق
  آیا نمایش درمانی در کاهش عوارض اختلالات تراجنسی موثر است ؟ deldadeh 2 1,071 08-29-2015، 12:30 PM
آخرین ارسال: viadajan
  تراجنسی ها سنت شکن نیستند deldadeh 0 801 08-29-2015، 02:59 AM
آخرین ارسال: deldadeh
  مصاحبه با سارا در رادیو جوان sara 16 4,466 09-02-2014، 06:18 PM
آخرین ارسال: آرمین
  درباره افراد تراجنسی چه می دانید؟ deldadeh 2 1,488 08-01-2014، 02:40 PM
آخرین ارسال: ahoo
  مصاحبه منصور ترنس FTM و بیتا اردلان ترنس MTF با مجله اقلیت deldadeh 5 2,546 07-30-2014، 10:41 AM
آخرین ارسال: رها

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان