رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مطرح کردن با یکی از دوستام
#1
سلام به همگی
داستان زندگیمو توی تاپیک مشاوره نوشتم ولی امروز دلو زدم به دریا و مساله مو با یکی از دوستام مطرح کردم.
بهش گفتم که تنها حسی که بقیه زنها دارم مدل موهاشون و لباساشونه و وقتی یک خانومو میبینم که راحت هر چی دوست داشته پوشیده و بدون اینکه چیز عجیبی باشه داره توی خیابون راه میره حسودیم میشه و دوست دارم جاش باشم.
خلاصه بهش گفتم دوست دارم زن باشم.
ازم پرسید یعنی از مردها خوشت میاد؟
گفتم نمیدون ولی میدونم که از زن بودن خوشم میاد و دلم میخواد زن بشم.
بهم گفت تو هیچ حالت زنونه ای تا حالا ازت ندیدم گفتم من خیلی خوب فیلم بازی میکنم بیشتر از 15 ساله که دارم سعی میکنم کسی نفهمه این حالتهامو ولی دیگه تحمل ندارم میخوام خودم باشم.
بعد که بیشتر فکر کرد گفت یکی دو بار ازت یه چیزایی دیدم ولی خوب چون کم بوده ایگنورش کردم.
خلاصه بعد اینکه کلی باهاش حرف زدم و بهش گفتم اولین نفره که میدونه و دوست ندارم فعلا کس دیگه ای بدونه گفت که مامانش سالهای ساله که توی گروه های فمنیستی شهر مونیخ فعاله. یک وقتهایی هم میره برلین. یعنی هی میره مونیخ میره برلین و اونجا آدمهای زیادی مثل منو دیده و حتا یک دوست داره به نام سهیلا که دوست داره مرد باشه و خیلی روانشناس و جندرتراپیست و اینها میشناسه. ازش خواهش کردم به مامانش چیزی نگه چون من با سوزان خانم خیلی رودربایستی دارم خجالت میکشم.

خلاصه داستان اینکه چون زبان آلمانیش خیلی از من بهتره ازش درخواست کمک کردم تا بتونم یک روانشناس و مشاور خوب در این زمینه توی شهرمون یا آلمان پیدا کنم.

حالا به نظر شما به مادرش هم در میون بذارم یا خیلی زوده؟ چون زمانی که با این دوستم مطرح کردم تا یکی دو ساعت بعدش تمام عضلات بدنم تیر میکشید از فشار عصبی.
پاسخ }
سپاس شده توسط:
#2
(06-20-2018، 06:20 AM)m-p نوشته: سلام به همگی
داستان زندگیمو توی تاپیک مشاوره نوشتم ولی امروز دلو زدم به دریا و مساله مو با یکی از دوستام مطرح کردم.
بهش گفتم که تنها حسی که بقیه زنها دارم مدل موهاشون و لباساشونه و وقتی یک خانومو میبینم که راحت هر چی دوست داشته پوشیده و بدون اینکه چیز عجیبی باشه داره توی خیابون راه میره حسودیم میشه و دوست دارم جاش باشم.
خلاصه بهش گفتم دوست دارم زن باشم.
ازم پرسید یعنی از مردها خوشت میاد؟
گفتم نمیدون ولی میدونم که از زن بودن خوشم میاد و دلم میخواد زن بشم.
بهم گفت تو هیچ حالت زنونه ای تا حالا ازت ندیدم گفتم من خیلی خوب فیلم بازی میکنم بیشتر از 15 ساله که دارم سعی میکنم کسی نفهمه این حالتهامو ولی دیگه تحمل ندارم میخوام خودم باشم.
بعد که بیشتر فکر کرد گفت یکی دو بار ازت یه چیزایی دیدم ولی خوب چون کم بوده ایگنورش کردم.
خلاصه بعد اینکه کلی باهاش حرف زدم و بهش گفتم اولین نفره که میدونه و دوست ندارم فعلا کس دیگه ای بدونه گفت که مامانش سالهای ساله که توی گروه های فمنیستی شهر مونیخ فعاله. یک وقتهایی هم میره برلین. یعنی هی میره مونیخ میره برلین و اونجا آدمهای زیادی مثل منو دیده و حتا یک دوست داره به نام سهیلا که دوست داره مرد باشه و خیلی روانشناس و جندرتراپیست و اینها میشناسه. ازش خواهش کردم به مامانش چیزی نگه چون من با سوزان خانم خیلی رودربایستی دارم خجالت میکشم.

خلاصه داستان اینکه چون زبان آلمانیش خیلی از من بهتره ازش درخواست کمک کردم تا بتونم یک روانشناس و مشاور خوب در این زمینه توی شهرمون یا آلمان پیدا کنم.

حالا به نظر شما به مادرش هم در میون بذارم یا خیلی زوده؟ چون زمانی که با این دوستم مطرح کردم تا یکی دو ساعت بعدش تمام عضلات بدنم تیر میکشید از فشار عصبی.
سلام دوست عزیز. 
من خودم یکی دوسال آلمان زندگی کردم. اونجا میشه گفت خیلی بهتر کنار میان با اینجور مسائل. به نظر من تو باید خودت رو بروز بدی و به بقیه بگی چون باعث میشه آرامش پیدا کنی
پاسخ }
سپاس شده توسط:
#3
به نظر من اصلا نبايد با دوست مطرح کرد
چون خيلي ناراحت ميشه براتان.
و پنهان هم نميشه کرد

از دوستتان فرار کنيد ،قهر کنيد براي يه چيز الکي
بهتر از اينه که بهش بگيد.

من پزشک ميشم
پاسخ }
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مطرح نکردن با پدر و مادر هم به خاطر عذاب وجدان donya.sufi 49 10,908 07-26-2018، 12:52 PM
آخرین ارسال: Irantour
  مطرح کردن با خانواده moein 9 755 05-21-2018، 04:55 PM
آخرین ارسال: امیلی
  بنظر شما بهترین روش برای همراه کردن خانواده ها کدام میتواند باشد ؟ Sarah 35 10,011 03-18-2018، 06:10 PM
آخرین ارسال: «محمد»

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان