رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وقتی مهمون میاد
#1
بدترین مشکل وقتیه که مهمون میاد و از اون بدتر اینکه مهمونا با وایکینگا تفاوت چندانی ندارن درست وقتی داری غذا میخوری شروع حرف پسر دایی یا دختر دایی کافیه که بگه چرا گوشاتو سوراخ کردی یا ابروهات نازکه یا موهات اونجوریه که کل بحث مهمونا بطور کاملا بهت اختصاص پیدا کنه و همه بگن راستی چرا با بقیه فرق داره و نگاه های چپ چپ مادر که یعنی بیا اخر این کارات ابِرو واسمون نزاشت!
هیچی به بدیه این نیست که نتونی بگی بابا من دوووووووست دارم لاک بزنم ابروهام نازک باشه اینجوری باشم اما نمیتونی بگی و تو نصیحتای دیگران که تو پسری نباید اینکرارو کنی فردا می خوای یه زندگی بچرخونی!!! فقط سر تکون میدی و تایید میکنی که اره حق با شماست! دلم میخواد داااااااااااد بزنم من نمیخوام شبیه شما زندگی کنم نمی خوام یه زندگی بچرخونم! تلخه  همین میشه که اصلا سعی میکنی سر میز شام نباشی و یه جورایی موش و گربه بازی شروع بشه وقتی همه غروبی نشستن میوه چایی میخورن و گل میگن گل میشنون پشته سرت تو تو خیابون هی به دوستت میگی این پاساژ و هم بگردیم تا مهمونا تو خونه خسته بشن    وقتی هم که میای زودی یه سلام و بعد بدو تو اتاق پای کامپیوتر درست در حالی که مامان داد میزنه بیا شام بخور و میگی نههههههه من نمیخورم و به نوشتنه این چیزا ادامه میدی! همینجوری میگزره و میگزره تا صبح میشه خواهر میگه بیا منو برسون! میری برسونیش تو راه از بخت بد گشت ارشاد از راه میرسه! مدارک بیا پایین بعد از اثبات اینکه خواهرمه از فلان جا میایم داریم فلان جا میریم خونمون کجاست بابامون چیکارست و اینا میگه خب یه ور موهاتو چرا زدی؟ میگم اینورش داشت میریخت زدمش خوب شه!میخنده و میگه  شیشه مصرف میکنی؟ همینجوری که به این فکر میکنی من قلیونم نمیکشم این چه جوری فکر میکنه که به این نتیجه رسیده میگی نه و اونم میگه چرا مصرف میکنی! با نه گفتنا بالاخره قبول میکنه که خب مصرف نمیکنی.گوشاشو گوشاشو برگرد بیبینم  تو مثلا پسری48 9eb84f؟  دلت میخواد بگی اصلا اینا که میپرسی چه ربطی به تو داره ولی نمیشه نباید حرصشو در بیاری و میگی بله بله حق با شماست این در حالیه که سرباز بغل دستیش خودشو میکشه و گردنو 360 درجه میچرخونه تا ببینه دقیقا چی هستی خلاصه بعد از کلی حرفایی الکی بالاخره مدارک و میده و به ادمه راه میپردازی!
تو راه برگشت کاملا اتفاقی وقتی تو پارک واسه اب خوردن  میری میبینی اِاِاِ  اِ اِ دو تا تی اس دارن راه میرن! بدو بدو میری یه چیزی بگی در این مواقع قلبه ادم مثل طبل جنگی میزنه و حرف پیدا کردن سخت میشه در حالی که از خوشحالی داری میترکی که تو این کهکشان کسایی هم شبیه ت هستن میگی سلام تی اسی همین که اینو میگی یه لات الاف هم میاد اب بخوره ولی کل نگاه و توجه ش به شماست که چی میگید! واسه همین بی خیال میشی چون اون بیچاره ها انگار تو پارک ابرو دارن و نمیخوان کسی بفهمه تی اس یعنی چی! خلاصه همین که سر برگردوندی میبینی ده تا ادم بیکار زل زدن بهت نگاه میکنن و میگن هوی هی اهای اینو خلاصه در کمال پرویی میگی چیه ادم ندیدین؟ اونا هم میگن چرا ادم دیدیم ولی تو مگه ادمی؟   سرتو میندازی پایین و کل حواصت به اینه که کی کاملا از پارک بیرون میری.....
 اینا زندگی معمولی و روزمره یه ادمه که با دیگر ادم ها تفاوت داره خودشم نمیدونه چرا!   فقط وسطه خنده ها به این فکر کن که خسته شدم از زندگی از بودن از اینکه  باشم
دیگه نوبت توٍ خسته شی دنیا بشکنی / اینبار ایستادم تا اخرش با کفش اهنی
 باتّ میجنگم تا نَگی ترسیده بود پیاده شد / بسّ که پشت پا زدی گذشتن از تو ساده شد!
پاسخ }
#2
سلام درست ما تی اس هستیم ولی نباید خودمونو تابلو کنیم تا هرکسی شخصیت ما رو زیر سئوال ببره .یا علی 






پاسخ }
#3
ماهیسان ، هم درد عزیزم میشه گفت که این تنها یک روی قضیه است . طرف دیگر این دردنامه موقعی است که اینبار دعوت به مهمانی میشویم و به زور به قسمتهای مردانه یا زنانه فرستاده میشویم که بنا به نوع ترنس بودنمان باید این محیط ها رو که 180 درجه با روحیات و اخلاقیات ما تفاوت داره تحمل کنیم .اگر مرد باشیم که باید به صحبتهای همیشگی مردان درباره سیاست و پول و... گوش کنیم و اگر هم زن باشیم که باید به صحبتهای زنان دیگر درباره مد های تازه به بازار آمده و مدل لباس های افراد تو مهمونی و...  .  
مدام هم چشممان به آن طرف اتاق به قسمت ممنوعه برای ما، نظاره گر باشد و حسرت بودن در جمع مطابق با روحیاتمان رو بخوریم. البته من خودم به شخصه از رفتن به مهمانی تا حد امکان امتناع میکنم ولی بعضا موقعیتهایی پیش می آید که ناگزیز به حضور در جمع و مراسماتی میشویم که ناچاراً جز تحمل کار دیگری نمیشود کرد و حسرت بودن در آن طرف را خوردن .
virtual_lifeee@
پاسخ }
#4
آره سخته
عزیزم
من درکت میکنم
حتی سعی کنی تابلو نشی
بازم علامت سوالی
ولی خوب میشه اینو کم کنی. یعنی سعی کنی مثه مردا باشی و زجر بکشی
منم همیشه تیپم بینابینه
چون ار اول اینجور بودم کمتر تابلو میشم
اگر به خانه من آمدی،
برایم ای مهربان
چراغ بیاور و
یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم... 
پاسخ }
#5
من که وقتی مهمون بیاد و یا بخوان برن مهمونی در هر دو مورد میرم تو اتاقم و آهنگ گوش میکنم و لذت میبرم بجای اینکه برم و زجر بکشم...1358126041
virtual_lifeee@
پاسخ }
#6
فوبیا بیماری که ادمو جمع گریز میکنه! تو جمع بالاتر از 4 نفر استرس و حالت اظطراب شدید E2c8a8
دیگه نوبت توٍ خسته شی دنیا بشکنی / اینبار ایستادم تا اخرش با کفش اهنی
 باتّ میجنگم تا نَگی ترسیده بود پیاده شد / بسّ که پشت پا زدی گذشتن از تو ساده شد!
پاسخ }
سپاس شده توسط: فاطمه بانو ، Sarah ، deldadeh ، KING ، hesam ، maryam ، مصطفی
#7
مسئله اینجاست که این دیگران هستند که نمی فهمند ولی میخواهند این نفهمی را با به زیرسوال بردن شخصیت دیگری، جبران کنند! البته نگرانی جامعه به چند علت است که یکی مربوط به باورهای آن جامعه است که آن هم مجموع اعتقادات و تجربیات است و دیگری بی اطلاعی که متاسفانه در مورد پدیده ای بنام ترنس هردوی این موارد صادق است چرا که جامعه او را دختری که در جلد یک پسر خلق شده (بی اطلاعی) نمیبیند، بلکه پسری میبیند که بخاطر انحراف تمایل دارد لذت دختربودن را بچشد واصطلاحا ضعیفه و مفعول باشد که این هم بنابه تجربه جامعه هدف یعنی لواط که طبق اعتقاد همان جامعه عملی غیر قابل گذشت است

اما در جوامعی که سنت و مدرنیته در تقابل با یکدیگر نبوده بلکه گذار کرده و یا در حال گذار از سنت به مدرنیته هستند(هرچند با ضریب کمتر نسبت به گروه اول) موضوع ترنس دیگر یک موضوع لاینحل نیست و به همین دلیل در همین ایران خودمان برخورد خانواده های سنتی و امروزی با عضو ترنس کاملا متفاوت و در برخی موارد متضاد یکدیگر است. مثلا عضو ترنس در خانواده سنتی ترد اما در خانواده مدرن حمایت میشود چرا که خانواده اولی او را منحرف ولی دومی او را بیماری میبیند که نیاز به یاری و درمان دارد

لیکن ممکن است در هر دو نوع خانواده برخوردهای دیگری هم شاهد باشیم بطور مثال در یک خانواده سنتی که انس و الفت شدیدی بین اعضاء ایجاد شده ،اقدام به اختفای مورد و مشکل عضو منحرف! (از دید آنان) و هضم موضوع به جای طرد نمایند
" تو " تنها دو حرف است با یک دنیا معنی که هنوز به نیمی از آنها هم نرسیده ام
پاسخ }
#8
من که دیگه تصمیم گرفتم موهامو کوتاه کنم گشواره نندازم لاکامو پاک کنم صبحا برم کوه اینقدر داد بزنم تا صدام خش دار بشه چاق تر بشم ته ریش بزارم ..... میدونی چرا چون دوروبریام لیاقت ندارن واقع بین باشن دوست دارن واسشون ادا در بیاری و همیشه قیافه واقعیتو پنهان کنی    تا روزی که از همه این ادم دور بشم همینطوری میمونم تا برم جایی که فرهنگ ادما اینقدری باشه که تو لباس و اخلاق و رفتار ادم دخالت نکنن و به خودشون اجازه ندن واسه سرنوشت دیگران تصمیم بگیرم Angry
دیگه نوبت توٍ خسته شی دنیا بشکنی / اینبار ایستادم تا اخرش با کفش اهنی
 باتّ میجنگم تا نَگی ترسیده بود پیاده شد / بسّ که پشت پا زدی گذشتن از تو ساده شد!
پاسخ }
سپاس شده توسط: Sarah ، ardalan ، deldadeh ، KING ، hesam ، maryam
#9
یادمه تو کمیسیون پزشکی قانونی یه دکتر بهم ضعیف بودن و محدودیت های بعد از تغییر جنسیت و بهم گوشزد کرد اینکه دختر میشه و ....بهش گفتم اگه من تو یه جامعه و کشوری مثل افغانستان یا پاکستان و...بودم شاید جرات نداشتم حتی تمایلاتم و به نزدیک ترین کسم بگم یا از اون جامعه فرار میکردم یا خودم و سرکوب چون باید بین بریده شدن سرم و تمایلاتم یکی و انتخاب کنم باید منصف بود ما در کشوری زندگی میکنیم که تغییر جنسیت ازاده خیلی راحت میشه رفت دادسرا و بدون ترس تقا ضای تغییر جنسیت داد پزشکان متخصص روان پزشک در این زمینه وجود داره و هر ساله هم خیلی از دوستان این عمل و انجام میدن مدارکشون عوض میشه و به زندگی دوباره بر میگردند اما باید به یک سری از مسابل هم با دید منطقی نگاه کرد ما در یک کشور نیمه مدرن زندگی میکنیم بعضصی خانواده ها دارای فرهنگ بالا و سطح سواد و شعور اجتماعی مطلوب هستند و بعضی خانواده ها هم متاسفانه از سطح فرهنگ بالایی برخوردار نیستند و هنوز نگاهشان به اطراف سنتی و عقب مانده است ساختار جامعه ما و افرادی که هر روز در کوچه و خیابون میبینم برگرفته از همین بافت اجتماعی هست پس به طبع بخش نه جندان کم ادم های اطراف ما تفکر سنتی دارند جامعه ما یک جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته هست خیلی نباید توقع خودمون و از مردم پیرامونمون بالا ببریم از همه نباید توقع داشت که اختلالات جنسی و درک کنند خیلی از بچه های ترنس حتی خودشون هم نمیدونستند مشکلشون چیه چه خوب چه بد ما در این کشور داریم زندگی میکنیم و اطرافمون هم پر است از خط قرمز های گونا گون البته نسبت به کشور های عثب افتاده خیلی خیلی بهتریم حتی در همین کشور ترکیه رفتار های بدی با تراجنسی ها دارند ...بنا براین یا باید این هنجار ها رو رعایت کرد یا برای ازادی بیشتر به کشور های متمدن تر مهاجرت کرد
پاسخ }
سپاس شده توسط: فاطمه بانو ، Sarah ، deldadeh ، KING ، hesam ، maryam
#10
[عکس: 1956378b6pnwj7ug5.gif]
ماهیسان جان آروم باش دختر خوب...
پروانگی تو آرزوی من است ای هم قبیله
پاسخ }


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  وقتی دلتون شکست بیاید اینجا... maaan 116 18,550 07-16-2019، 12:11 AM
آخرین ارسال: jinse2000
  غصه داره وقتی... nazi 289 47,135 06-11-2019، 08:50 PM
آخرین ارسال: jinse2000
  مادرم وقتی منو حامله بود سلام 75 17,263 03-14-2019، 12:53 PM
آخرین ارسال: گندم
  بدترین رفتار انکار آمیز خانوادتون چی بود وقتی گفتین ترنس هستید؟؟؟ Ivan 19 1,076 05-15-2018، 08:38 PM
آخرین ارسال: Ivan
  وقتی میخوای خودت نباشی! mahisan 25 6,455 11-07-2015، 07:54 PM
آخرین ارسال: نیلوفر

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان