رتبه موضوع:
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پرسش از مشاور (سما درمانلو)
سلام صبح عالی بخیر 

خانم درمانلوی محترم  در رابطه با تغییر جنسیت بفرمایید که :

- اگر شخصی کارمند دولت باشد وبخواهد تغییر جنسیت بدهد آیا بعد از تغییر ،شغلش را از دست خواهد داد ؟( البنه این را بگویم که در این شغل مرد وزن ملاک نیست یعنی هردو جنس می توانند مشغول به کار باشند ) اگر شغلش را ازدست بدهد  آیا می تواند از باز نشستگی وحقوق آن بهره مند شود؟

- اگر فرد مذکور بعد از بازنشستگی اقدام به تغییر جنسیت کند ، آیامی تواند مثل سایر باز نشستگان عادی جامعه ، حقوقش را دریافت نماید ؟

- ایا این فرد میتواند از بیمه (همه بیمه ها) برای عمل جراحی اش استفاده کند ؟ 

- آیا بیمه تمام مخارج را تقبل می کند ؟

- آیا به کارمند دولت یکسال مرخصی می دهند تا اعمال جراحی اش به اتمام برسد ؟(مرخصی با حقوق )

- آیا پوشش ترنسها در جنس مورد نظر برای آن است که به این جنس عادت کنند واگر عادت نکنند نمی توانند ادامه دهند وتغییر کنند؟ یا اینکه جز روند تغییر است ؟



با تشکر وامتنان فراوان

 امیر نوید
پاسخ }
سپاس شده توسط: ts.ftm1994
(08-11-2018، 12:35 PM)امیر نوید نوشته: سلام صبح عالی بخیر 

خانم درمانلوی محترم  در رابطه با تغییر جنسیت بفرمایید که :

- اگر شخصی کارمند دولت باشد وبخواهد تغییر جنسیت بدهد آیا بعد از تغییر ،شغلش را از دست خواهد داد ؟( البنه این را بگویم که در این شغل مرد وزن ملاک نیست یعنی هردو جنس می توانند مشغول به کار باشند ) اگر شغلش را ازدست بدهد  آیا می تواند از باز نشستگی وحقوق آن بهره مند شود؟

- اگر فرد مذکور بعد از بازنشستگی اقدام به تغییر جنسیت کند ، آیامی تواند مثل سایر باز نشستگان عادی جامعه ، حقوقش را دریافت نماید ؟

- ایا این فرد میتواند از بیمه (همه بیمه ها) برای عمل جراحی اش استفاده کند ؟ 

- آیا بیمه تمام مخارج را تقبل می کند ؟

- آیا به کارمند دولت یکسال مرخصی می دهند تا اعمال جراحی اش به اتمام برسد ؟(مرخصی با حقوق )

- آیا پوشش ترنسها در جنس مورد نظر برای آن است که به این جنس عادت کنند واگر عادت نکنند نمی توانند ادامه دهند وتغییر کنند؟ یا اینکه جز روند تغییر است ؟



با تشکر وامتنان فراوان

 امیر نوید
سلام عزیزم لطفا با شماره 86712796 تماس بگیرین ممنون
پاسخ }
سپاس شده توسط: ts.ftm1994
(05-16-2018، 10:25 PM)asenahakan نوشته: سلام.خسته نباشید خانوم درمانلو.ممنون که هوای ما رو دارید. Rolleyes

من سوالم این هست که ترنسم یا همجنسگرا یا چی؟روانپزشک گفته ترنسی..ولی خوب اعتمادی نیست به روانپزشکای ایران(بخاطر مستندهایی که دیدم ومطالبی که خوندم که خیلی تاکید دارن رو تغییر جنسیت اجباری وتلقینی توی ایران میترسم که مسیر اشتباهو برم).چیکار باید بکنم که مطمعن شم؟

از ابتدای زندگیم که یادم میاد تا مهد رفتنم که توسط جامعه وخانواده تفکیک جنسی نشده بودیم همیشه با پسرا بازی میکردم(یعنی دختری نبود که باهاش بازی کنم.همه گزینه های ممکن برای بازی پسر بودن) و همه رفتارهام پسرونه بود.متنفر بودم که مامانم منو دختر مببینه وهی یادآوری میکنه که سنگین وخانومانه رفتار کن وکارهای دخترونه بکن....عاشق بابام بودم.چون مثل یه مرد باهام رفتار میکرد...تقریبا از همه پسرا مردونه تر رفتار میکردم...عاشق این بودم برم کلاس رزمی وهمه روکتک بزنم:-"

بعدکودکستان وتو ابتدایی هم جنسیت خاصی نداشتم وکلا هیچ فکری در این مورد نداشتم..فقط درس میخوندم...وبازی هام ختم میشد به فوتبال با دایی هام وداداشم وهمچنان خوشم نمیومد از اشپزی وکارهای دخترونه که مامانم مجبوم میکرد انجام بدم تا برای زندگی موقع شوهر کردن لازمم بشه:/...
راهنمایی خجالت میکشیدم از بدنم..حس آشنا بودن باهاش نداشتم..عجیب غریب بود تغییراتم برای خودم...چون قبل  اون هیچ وقت فکر نمیکردم بدنم اون شکلی خواهد بود تو آینده.. حس کردم وقتی دست میزنم به بدن دخترا یجوری میشم وخوشم میاد...وفهمیدم هیچ کدوم از دخترا اینطوری نیستن.. Exclamation
برای اینکه منو بیشتر تحویل بگیرن وجلب توجه کنم سعی میکردم مثل خودشون شم ودخترونه باشم ودخترونه رفتار کنم...ولی اکثر روزا حتما یه دعوا داشتم وهمه جام خاکی بود ولباسام پاره پوره...

دبیرستان شدیدن عاشق یه دختر شدم....اوایل نمیدونستم چرا اونطوری میشم نسبت بهش..وبعدن فهمیدن اسم اون احساس که اونطوری میشدم عشقه...یعنی بقیه بهش میگن عشق....دبیرستان هم برای طرد نشدن سعی میکردم مثل دخترا باشم..ولی خوب اکثر چیزایی که میخریدم رو مسخره میکردن ومیگفتن مثلا کفشت پسرونست و عقلت نمیرسه دخترونه بخری(با اینکه خیلی سعی میکردم دخترونه بخرم)..همچنین در حد خودکشی متنفر بودم که پسری به دید بد نگاه کنه بهم....یا چادر سر کنم....در حد کتک جلوی چادر سر کردن مقاومت کردم...حس خفگی بهم دست میداد وقتی برام خواستگار میومد یا مامانم بهم میگفت باید شوهر کنی...

تا الان که 21 سالمه حدودن عاشق چند نفر دیگه شدم از دخترا ...هم اف تو ام بینشون بود هم دختر خیلی دختر(فم)
تو افکار خودم برای رابطه جنسی هم جسم مردونه متصور میشم برای خودم..هم زنونه..ولی تو افکارم هیچ وقت با یه مذکر نبودم..

حس میکنم با بیشتر شدن سنم ودیدن اینکه بین داداشم وداییام وبقیه پسرا ومن روز به روز بیشتر تفاوت قائل میشن..رفتارهام پسرونه تر میشه..دوست دارم همون دیدی که به داداشم دارن رو به منم داشته باشن.به منم موتور بدن.محدودم نکنن..منم ریش داشته باشم..برای منم ماشین اصلاح بخرن.بهم به دید موجود ضعیف نگاه نکنن و...
ولی از طرفی عاشق پختن کیک وآرایشگری وآموزش دادن رقص به بقیه وخیاطی وموسیقی وراحی لباس وکلا عاشق چیزای هنریم..
.
تشخیصتون چیه؟میترسم تحت تاثیر حرفای روانپزشک قرار بگیرم وسعی کنم ادای ترنسارو دربیارم درحالی که فقط همجنسگرام.

 سلام عزیزم لطفا با شماره 86712796 تماس بگیرین ممنون
پاسخ }
سپاس شده توسط: ts.ftm1994
(10-07-2017، 02:56 PM)سحــرا نوشته: با سلام
بنده ترنسی هستم که نزدیک سه سال است جراحی کرده ام.اما هنوز گاهی در خوابهایم خودم را در پوشش قبل از عمل میبینم و در خواب به استرس زیادی دچار می شوم و فکر میکنم منکه عمل کردم چرا این لباس ها تنمه. بنده بعد از عمل توسط خانواده حمایت شدم و جایگاه اجتماعی و شغل خیلی خوبی هم دارم. تمام اطرافیانم هم من رو پذیرفته اند خداروشکر.اما به نظر شما علت این خوابها چی هست؟
با تشکر


بقیه که عمل کردند نظرشون چی هست؟
خوشگِل یعنی کسی که گِل و طینتش پاك و خوب است. خوشگِل آن قدر مشغول جمال خودش است که وقت ندارد از عیب دیگران صحبت و از آنها غیبت کند.
مرحوم دولابی
پاسخ }
سپاس شده توسط: ts.ftm1994
سلام شبتون بخیر. من نمیدونم این بخش هنوز کار میکنه یا نه اما پیامم رو به این امید که خانم درمانلو جواب بدن.
من قصد دارم برم پیش روانپزشک اما میخوام قبل از اون از یک سری چیز ها درمورد خودم مطمئن بشم. من فکر میکنم یک ترنس اف تو امم اما مطمئن نیستم. تمام عمرم حس و حال های پسرونه داشتم. از لباس های پسرونه خوشم می‌اومده تا قبل از هفت سالگی یک اسم پسرونه داشتم و با هر کسی که منو خانم کوچولو... خطاب میکرد بحث میکردم. دوست دارم تو یک رابطه من حمایت گر باشم من فاعل باشم. نمیتونم خودمو با یک مرد تصور کنم. گاهی از اندامم بدم میاد و دلم میخواد از شرشون خلاص شم. همیشه اونارو نادیده میگرم. حتی به یک دختر علاقه‌مند شدم و یک مدت با اسم یک پسر باهاش چن میکردم. اون مدت از این که منو به اسم پسرونه صدا کنه غرق لذت میشدم. 
وقتی تو خیابون، بین جمعیتم، زمانی که مانتو و شلواری میپوشم که بتونم باهاشون حس کنم پسرم اعتماد به نفس بیشتری دارم. وقتی از لحظا ذهنی این حس رو دارم حالم بهتره و راحت تذ با مردم ارتباط برقرار میکنم. در حالی که وقتی تو قالب دخترانه فرو میرم. نه اعتماد به نفس دارم نه روم میشه با کسی حرف بزنم. 
الان به درجه‌ای رسیدم که نمیدونم احساسم واقعیه یا تلقین. هرچند قبل از تحقیق کردن درمورد ترنس ها من تمام طول روز احساس پسرانه داشتم. کارهام و رفتارام و تکه کلام هام پسرونه بود. 

به نظرتون ممکنه من یک ترنس باشم.
پاسخ }
سپاس شده توسط: ts.ftm1994
سلام و درود
همین اول بگم قراره قصه زندگیمو تعریف کنم اگه در موردم کنجکاوین بخونین Big Grin اگه نه که فقط بخش آخرو بخونین و اگه میتونین راهنماییم کنین... 04  
من توی یک خانواده بشدت سنتی و یذره کمتر مذهبی متولد شدم!! از بچگی عاشق سوپر قهرمان ها بودم و فکر میکردم وقتی بزرگ بشم میشم یکی مثل سوپرمن! 1356929779 تفکیک جنسیتی اصلا واسم قابل درک نبود...علاقه ی خاصی به اسباب بازی ها نداشتم چه دخترونه و چه پسرونه ولی به طرز عجیبی حیوونارو دوست داشتم فرقی نداشت مورچه باشه یا ملخ،عاشق هیجان و ماجراجویی بودم و دوست داشتم یه جانورشناس یا جهان گرد باشم... بازی با پسرای فامیل بهم حس خیلی خوبی میداد، دوست داشتم منم مثل اونا قوی باشم
وقتی هفت سالم شد و به مدرسه رفتم کم کم متوجه تفاوتی که بین دخترا و پسرا میذاشتن شدم،سخت بود ولی با خودم فکر میکردم بزرگتر که بشم همچی درست میشه!همونطور که سنم بیشتر میشد این تفاوتها بیشتر اذیتم میکردن...اما همچنان عاشق بازی های پسرونه و تیپ پسرونه بودم...تا اینجا زیاد سخت نبود ولی رسید به اینجا که Undecided ؛ وقتی تو تعطیلات عید مشغول بازی(یه بازی با چوب که ما بهش میگفتیم خُرخُر! 1361993858 ) با پسرای فامیل و غرق در شور و شعف بودم و تقریبا بازیمون تموم شده بود بابام صدام زد!و از اونجایی که من چند ماهی بود به سن تکلیف رسیده بودم و پدرم هم بسیاااار سنتی بود!!!! بشدت سرزنشم کرد و گفت دیگه حق ندارم اینطوری رفتار کنم....از برخورد بابا خیلی ترسیدم و تو تنهاییم اشک ریختم... 6ae4d5 و از اونجا دیگه سعی کردم فقط تو تنهایی های خودم مردِ خودم باشم...همیشه تو تنهایی پسر درونمو آزاد میکردم و به خودم دلداری میدادم...
بزرگتر که میشدم کنار اومدن با جسم یک دختر واقعا واسم عذاب آور بود Sleepy .. از اینکه سینه هام از فرم پسرونه داشتن درمیومدن و بزرگتر میشدن متنفر بودم... بدتر از اون زمانی بود که برای اولین بار پریود شدم!! مگه پسرام پریود میشن!! خیلی سخت بود و نمیخواستم قبولش کنم..مادرم اومد و توضیحات لازمُ داد ولی نمیدونست درد من چیه...اونشبُ هیچوقت فراموش نمیکنم.. تا صبح گریه کردم...
همِچی خیلی سخت گذشت و من وارد دبیرستان شدم یه احساسات عجیبی داشتم!قطعا میدونید منظورم چیه!از دخترا خوشم میومد و دوست داشتم اینو بدونن! Big Grin سال بعد با یه دختر آشنا شدم و عاشقش شدم،دستمو مینداختم گردنش گاهی مدتها یواشکی بهش خیره میشدم و گاهی یهویی میبوسیدمش ! .. از اونجایی که شخصِ خیلی شوخ، سرحال و بذله گویی بودم همه بچه های کلاس کارای منو به شوخی میگرفتن و میشه گفت کل مدرسه منو میشناختن و دوسم داشتن...
من اما هیچوقت جرات نداشتم برم پیش مشاور و حقیقتو بگم Sad میترسیدم به مادرپدرم بگن... خیلی از برخورد خانوادم هراس داشتم و میترسیدم اگه بفهمن منو از عشقم جدا کنن... 
وقتی دوران دبیرستان تموم شد ازم جدا شد به دانشگاه دیگه ای رفت و کم کم ارتباطشو با من قط کرد هیچوقت ازش نپرسیدم در مورد احساساتم چیزی فهمیده یا نه ولی خودم حس کردم فهمید و ترکم کرد...
افسردگی گرفتم، ترک تحصیل کردم و 5 سال به بهانه کنکور و نیاوردن رشته دلخواهم خودمو تو خونه حبس کردم و همه ارتباطاتم با دنیای بیرون رو قط کردم(ناگفته نماند اومدن خواستگار و هربار جور کردن بهانه و رد کردنش هم خیلی واسم نگرانی و اضطراب بوجود میورد ) ... بشدت افسرده بودم تا جایی که امید به زندگیم تقریبا به صفر رسید...پسری که امیدی نداشت اما جرات خودکشی رو هم نداشت...
الان اینجای زندگیمم!...مدت زیادی نیست که تصمیم گرفتم هرطوری شده به زندگی برگردم!و بشم همون آدم شاد و شنگول سابق!شاید باورش سخت باشه ولی واقعا نمیدونستم تعداد ترنس ها اینقدر زیاده و همچین انجمن هایی هست.. حتی نمیدونستم از اشخاصی مثل ما تو ایران حمایت میشه!!!از این نظر واقعا خوشحالم
چیزی که جا افتاد اینه که من هم سعی کردم به اندام های جنسیم آسیب بزنم 1402294310 .... البته خوشبختانه آسیب جدی نزدم 112 (2) و از این بابت خیلی خوشحالم چون امیلیِ عزیز گفتن برای عمل ضروریه که سالم باشن Smile
---------------------------------------------------
یه سوال دارم آیا شناختم نسبت به خودم کاملا درسته؟ من حقیقتا یه ترنس من هستم؟؟؟
و مسئله ای که خیلی نگرانم کرده پدر و مادرم هستن میتونم پیش بینی کنم چه عکس العملی نشون میدن... بهشون حق میدم اما میشه گفت مطمئنم پدرم نه تنها هیچ جوره موافقت نمیکنه بلکه سعی میکنه شوهرم بده‌ !!!!فیلم آینه های روبرو رو دیدین...
بخاطر همین واقعا میترسم...چون هیچ امیدی به رضایتشون ندارم... آیا رضایت والدین برای گرفتن مجوز الزامی هست؟؟؟؟آیا هیچ امیدی ندارم اگه نتونم رضایتشون رو بگیرم؟؟؟
خیلی نگرانم من...
!! Fighting 
پاسخ }
سپاس شده توسط: گندم
(04-29-2019، 03:35 PM)ts.ftm1994 نوشته: سلام و درود
همین اول بگم قراره قصه زندگیمو تعریف کنم اگه در موردم کنجکاوین بخونین Big Grin اگه نه که فقط بخش آخرو بخونین و اگه میتونین راهنماییم کنین... 04  
من توی یک خانواده بشدت سنتی و یذره کمتر مذهبی متولد شدم!! از بچگی عاشق سوپر قهرمان ها بودم و فکر میکردم وقتی بزرگ بشم میشم یکی مثل سوپرمن! 1356929779 تفکیک جنسیتی اصلا واسم قابل درک نبود...علاقه ی خاصی به اسباب بازی ها نداشتم چه دخترونه و چه پسرونه ولی به طرز عجیبی حیوونارو دوست داشتم فرقی نداشت مورچه باشه یا ملخ،عاشق هیجان و ماجراجویی بودم و دوست داشتم یه جانورشناس یا جهان گرد باشم... بازی با پسرای فامیل بهم حس خیلی خوبی میداد، دوست داشتم منم مثل اونا قوی باشم
وقتی هفت سالم شد و به مدرسه رفتم کم کم متوجه تفاوتی که بین دخترا و پسرا میذاشتن شدم،سخت بود ولی با خودم فکر میکردم بزرگتر که بشم همچی درست میشه!همونطور که سنم بیشتر میشد این تفاوتها بیشتر اذیتم میکردن...اما همچنان عاشق بازی های پسرونه و تیپ پسرونه بودم...تا اینجا زیاد سخت نبود ولی رسید به اینجا که Undecided ؛ وقتی تو تعطیلات عید مشغول بازی(یه بازی با چوب که ما بهش میگفتیم خُرخُر! 1361993858 ) با پسرای فامیل و غرق در شور و شعف بودم و تقریبا بازیمون تموم شده بود بابام صدام زد!و از اونجایی که من چند ماهی بود به سن تکلیف رسیده بودم و پدرم هم بسیاااار سنتی بود!!!! بشدت سرزنشم کرد و گفت دیگه حق ندارم اینطوری رفتار کنم....از برخورد بابا خیلی ترسیدم و تو تنهاییم اشک ریختم... 6ae4d5 و از اونجا دیگه سعی کردم فقط تو تنهایی های خودم مردِ خودم باشم...همیشه تو تنهایی پسر درونمو آزاد میکردم و به خودم دلداری میدادم...
بزرگتر که میشدم کنار اومدن با جسم یک دختر واقعا واسم عذاب آور بود Sleepy .. از اینکه سینه هام از فرم پسرونه داشتن درمیومدن و بزرگتر میشدن متنفر بودم... بدتر از اون زمانی بود که برای اولین بار پریود شدم!! مگه پسرام پریود میشن!! خیلی سخت بود و نمیخواستم قبولش کنم..مادرم اومد و توضیحات لازمُ داد ولی نمیدونست درد من چیه...اونشبُ هیچوقت فراموش نمیکنم.. تا صبح گریه کردم...
همِچی خیلی سخت گذشت و من وارد دبیرستان شدم یه احساسات عجیبی داشتم!قطعا میدونید منظورم چیه!از دخترا خوشم میومد و دوست داشتم اینو بدونن! Big Grin سال بعد با یه دختر آشنا شدم و عاشقش شدم،دستمو مینداختم گردنش گاهی مدتها یواشکی بهش خیره میشدم و گاهی یهویی میبوسیدمش ! .. از اونجایی که شخصِ خیلی شوخ، سرحال و بذله گویی بودم همه بچه های کلاس کارای منو به شوخی میگرفتن و میشه گفت کل مدرسه منو میشناختن و دوسم داشتن...
من اما هیچوقت جرات نداشتم برم پیش مشاور و حقیقتو بگم Sad میترسیدم به مادرپدرم بگن... خیلی از برخورد خانوادم هراس داشتم و میترسیدم اگه بفهمن منو از عشقم جدا کنن... 
وقتی دوران دبیرستان تموم شد ازم جدا شد به دانشگاه دیگه ای رفت و کم کم ارتباطشو با من قط کرد هیچوقت ازش نپرسیدم در مورد احساساتم چیزی فهمیده یا نه ولی خودم حس کردم فهمید و ترکم کرد...
افسردگی گرفتم، ترک تحصیل کردم و 5 سال به بهانه کنکور و نیاوردن رشته دلخواهم خودمو تو خونه حبس کردم و همه ارتباطاتم با دنیای بیرون رو قط کردم(ناگفته نماند اومدن خواستگار و هربار جور کردن بهانه و رد کردنش هم خیلی واسم نگرانی و اضطراب بوجود میورد ) ... بشدت افسرده بودم تا جایی که امید به زندگیم تقریبا به صفر رسید...پسری که امیدی نداشت اما جرات خودکشی رو هم نداشت...
الان اینجای زندگیمم!...مدت زیادی نیست که تصمیم گرفتم هرطوری شده به زندگی برگردم!و بشم همون آدم شاد و شنگول سابق!شاید باورش سخت باشه ولی واقعا نمیدونستم تعداد ترنس ها اینقدر زیاده و همچین انجمن هایی هست.. حتی نمیدونستم از اشخاصی مثل ما تو ایران حمایت میشه!!!از این نظر واقعا خوشحالم
چیزی که جا افتاد اینه که من هم سعی کردم به اندام های جنسیم آسیب بزنم 1402294310 .... البته خوشبختانه آسیب جدی نزدم 112 (2) و از این بابت خیلی خوشحالم چون امیلیِ عزیز گفتن برای عمل ضروریه که سالم باشن Smile
---------------------------------------------------
یه سوال دارم آیا شناختم نسبت به خودم کاملا درسته؟ من حقیقتا یه ترنس من هستم؟؟؟
و مسئله ای که خیلی نگرانم کرده پدر و مادرم هستن میتونم پیش بینی کنم چه عکس العملی نشون میدن... بهشون حق میدم اما میشه گفت مطمئنم پدرم نه تنها هیچ جوره موافقت نمیکنه بلکه سعی میکنه شوهرم بده‌ !!!!فیلم آینه های روبرو رو دیدین...
بخاطر همین واقعا میترسم...چون هیچ امیدی به رضایتشون ندارم... آیا رضایت والدین برای گرفتن مجوز الزامی هست؟؟؟؟آیا هیچ امیدی ندارم اگه نتونم رضایتشون رو بگیرم؟؟؟
خیلی نگرانم من...

عزیزم . من مشاور نیستم  ولی به نظر من شما طبق چیزی که نوشتید ترنس هستید . بزرگترین نشانه ترنس بودن جندر دیسفوریا یا ملال جنسیتی هست که شما دارید . دلیلش اینکه زمان بلوغ از بزرگ شدن سینه و علایم دیگه احساس بدی داشتید . در مورد پدر و مادرتون زندگی شما مال شماست و اونها اگرچه میتونند طبق نظر خودشون شما را راهنمایی کنند . ولی در نهایت این انتخاب شماست که چطور میخواید زندگی کنید . ضمن اینکه شما در مورد ترنس بودنتون حق انتخابی نداشتید و خدا یا مادر طبیعیت شما را اینطور خلق کرده . به نظر من دو تا کار میتونید الان بکنید و انتخابش بستگی به شرایط خانوادگی خودتون داره . یکی اینکه یک مشاور آشنا به موضوع ترنس ها پیدا کنید و فعلا پیشش مشاوره برید و تا زمانی که نیاز نشده چیزی به پدر و مادرتون ندید(این در صورتی خوبه که مطمِنید اگر اونها بدونند دردسر ایجاد میکنند) یا اینکه خودتون سعی کنید اطلاعات بدست بیارید در مورد ترنس بودن و منطقی با پدر یا مادرتون (هر کدوم منطقی تر هستند و راحت تر میتونید باهاش صحبت کنید) صحبت کنید و از اونها بخواهید که در انتحاب روانشناس و راهی که در پیش رو دارید کمکتون کنند .
ویدیوهای من را در کانال های اینستاگرام یا یوتوبم دنبال کنید . هر روز یک ویدیو با موضوعی متفاوت 
https://www.youtube.com/channel/UCHq5s1e...subscriber
https://www.instagram.com/emily.core.509/
https://www.instagram.com/transes_are_angles123/channel
پاسخ }
سپاس شده توسط: ts.ftm1994
(05-01-2019، 01:49 PM)امیلی نوشته: عزیزم . من مشاور نیستم  ولی به نظر من شما طبق چیزی که نوشتید ترنس هستید . بزرگترین نشانه ترنس بودن جندر دیسفوریا یا ملال جنسیتی هست که شما دارید . دلیلش اینکه زمان بلوغ از بزرگ شدن سینه و علایم دیگه احساس بدی داشتید . در مورد پدر و مادرتون زندگی شما مال شماست و اونها اگرچه میتونند طبق نظر خودشون شما را راهنمایی کنند . ولی در نهایت این انتخاب شماست که چطور میخواید زندگی کنید . ضمن اینکه شما در مورد ترنس بودنتون حق انتخابی نداشتید و خدا یا مادر طبیعیت شما را اینطور خلق کرده . به نظر من دو تا کار میتونید الان بکنید و انتخابش بستگی به شرایط خانوادگی خودتون داره . یکی اینکه یک مشاور آشنا به موضوع ترنس ها پیدا کنید و فعلا پیشش مشاوره برید و تا زمانی که نیاز نشده چیزی به پدر و مادرتون ندید(این در صورتی خوبه که مطمِنید اگر اونها بدونند دردسر ایجاد میکنند) یا اینکه خودتون سعی کنید اطلاعات بدست بیارید در مورد ترنس بودن و منطقی با پدر یا مادرتون (هر کدوم منطقی تر هستند و راحت تر میتونید باهاش صحبت کنید) صحبت کنید و از اونها بخواهید که در انتحاب روانشناس و راهی که در پیش رو دارید کمکتون کنند .
مرسی بابت راهنمایی هاتون، در مورد خانوادم هم تقریبا مطمئنم در صورتیکه بگم حمایت پدر رو نخواهم داشت

شاید بهتره که مخفیانه کارم رو ادامه بدم و در واقع تا وقتی مجبور نشدم بهشون نگم...
!! Fighting 
پاسخ }
سپاس شده توسط: simorgh ، امیلی
(10-07-2017، 02:56 PM)سحــرا نوشته: با سلام
بنده ترنسی هستم که نزدیک سه سال است جراحی کرده ام.اما هنوز گاهی در خوابهایم خودم را در پوشش قبل از عمل میبینم و در خواب به استرس زیادی دچار می شوم و فکر میکنم منکه عمل کردم چرا این لباس ها تنمه. بنده بعد از عمل توسط خانواده حمایت شدم و جایگاه اجتماعی و شغل خیلی خوبی هم دارم. تمام اطرافیانم هم من رو پذیرفته اند خداروشکر.اما به نظر شما علت این خوابها چی هست؟
با تشکر


رفقای ترنس دیگر در این مورد چه تجربه ای دارند؟
خوشگِل یعنی کسی که گِل و طینتش پاك و خوب است. خوشگِل آن قدر مشغول جمال خودش است که وقت ندارد از عیب دیگران صحبت و از آنها غیبت کند.
مرحوم دولابی
پاسخ }
سپاس شده توسط:
(05-08-2019، 08:55 PM)DrQum@yandex.ru نوشته:
(10-07-2017، 02:56 PM)سحــرا نوشته: با سلام
بنده ترنسی هستم که نزدیک سه سال است جراحی کرده ام.اما هنوز گاهی در خوابهایم خودم را در پوشش قبل از عمل میبینم و در خواب به استرس زیادی دچار می شوم و فکر میکنم منکه عمل کردم چرا این لباس ها تنمه. بنده بعد از عمل توسط خانواده حمایت شدم و جایگاه اجتماعی و شغل خیلی خوبی هم دارم. تمام اطرافیانم هم من رو پذیرفته اند خداروشکر.اما به نظر شما علت این خوابها چی هست؟
با تشکر


رفقای ترنس دیگر در این مورد چه تجربه ای دارند؟

خواب مراجعه مغز به ضمیر ناخودآگاه هست . طبیعیتا خیلی چیزها تو ضمیر ناخودآگاه شما در مورد گذشتتون هست که مغز در زمان استراحت اونها را چسب و قیچی میکنه و به این صورت میبنیش
ویدیوهای من را در کانال های اینستاگرام یا یوتوبم دنبال کنید . هر روز یک ویدیو با موضوعی متفاوت 
https://www.youtube.com/channel/UCHq5s1e...subscriber
https://www.instagram.com/emily.core.509/
https://www.instagram.com/transes_are_angles123/channel
پاسخ }
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مشکل با مشاور گیج و ویج 54 15,658 05-16-2019، 08:41 AM
آخرین ارسال: دخترقم
  کمک از همه برای پیدا کردن مشاور مناسب parisa5779 18 4,865 01-17-2018، 04:55 PM
آخرین ارسال: k1androgyny
  دردسر به خاطر یه مشاور تلفنی!!! Nexplorer 10 891 12-24-2017، 12:15 AM
آخرین ارسال: Nexplorer
  مشاور برای مشاوره گرفتن مجوز سمیرا 12 3,533 05-16-2016، 03:05 PM
آخرین ارسال: Mohamad
  مشاور يا روانپزشك در اهواز Ape2000 10 5,716 03-12-2016، 04:37 PM
آخرین ارسال: Sina

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان