رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پوزش از شرفم
#1
بعد از شش سالی که از خونه زده بودم بیرون، بخاطر اذیت و آزارهای پیاپی مزدوران نظام منحوس اسلامی به ناچار مجبور به برگشتن به آن جهنمی شدم که با هزار امید و آرزو ازش فرار کرده بودم.
خانواده ای خودخواه و خودپستند با افکار و عقاید متحجر مرتجع که در این سالها بسیار کودنتر و وحشیتر و بیشرفتر شده اند.
البته فریب خواهری رو خوردم که با نیت خرید ماشینم به یک پنجم قیمت منو کشوند شهرستان که در عوض ماشین خانه ای برایم اجاره کنند اما دروغ میگفت و منو روز سوم از خانه اش بیرون کرد چون من به پول بیشتری نیاز داشتم. آواره و سرگردان، یک عالمه وسیله خانه هم در باربری شهرستان که مجبور بودم تحویل بگیرم.
خلاصه به محض ورود به دیوانه خانه پدری موهایم را از ته تراشیدند و پدر خانه قول داد که اگر مردونه بگردم برایم یک سویت میسازد و تمام خرد و خوراکم را روزانه خریداری میکند. 
پس از سه ماه تحمل طعنه کنایه و فحاشی های نامادری یک اتاق کوچک گوشه حیاطشان برایم ساختند اما هیچ خبری از خرجی و خورد و خوراک نشد. فردا نه روز میشه که غذا نخوردم یعنی هیچ چیزی نمیدن به من. یخچالشان پُر از گوشت و مرغ و ماهی و چرخ کردس و فقط صدای مسخره کردن هایشان می آید که روزی چند بار میگویند نرفت؟ برو دیگه.. اومده بخور بخواب، ...نده. از خدای بیابان های عربستان آرزو میکنند که من بمیرم.
هر کس میره دنبال لیاقتش..
ولی من لایق این توهین و تحقیرها نبودم
دزدان حکومت منو مجبور به تبعید کردند.
منم هر طوری شده با تنفروشی یا اگر نون گدایی بخورم برمیگردم دوباره تهران و از این جا به تمام اون پستفطرتان دزد جنایتکار قول میدم بخاطر درد و رنجی که متحمل من کردید،
اسلامتون محو میشه
خداتون محو میشه
اسامی خودتون و امام پیغمبرتون محو میشه
پاسخ }
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان