محتا

نسخه‌ی کامل: رفاقت
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
مخلص همه ی اونایی که چراغ رفاقتشون همیشه برای ما نفت داره !

.

.
به سلامتی بچه هایی که سر تا پاشون زیر بارون خیس میشه ولی رفاقتشون نم نمیده …

.

.
خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه !

.

.
عشق + اهمیت = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + کمک = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + اهمیت + ترس + کمک + دعوا + زندگی = رفیق …

.

.
رسم رفاقت اینه که با رفیق پیر شى نه اینکه وسط راه از رفیق سیر شى !

.


.
در میان هفت دریا ذره ای از لطف دوست ، بی نیاز از منت هر ناخدایم میکند …

.

.
سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه !
به یادمون نیست ولی تو یادمونه !
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه …

.

.
رفاقت رابطه ایست بی غروب که حتی خورشید در حسرت آن میسوزد !

.

.
دوستانم همه نابند ، طلا سیری چند ؟
درد از همه شان دور ، بلا سیری چند ؟
بی گل روی عزیزان ، نفسم می گیرد
بی حضور رفقا ، صلح و صفا سیری چند ؟

.

.
به سلامتی رفیقی که وقتی میره میشینه تو گلخونه ی دلش یادی از خاک زیر پاش هم میکنه !

.

.


.

.
رفاقت بارسنگینی ست ؛ کسی بر دوش میگیرد که یک دنیا “وفا”دارد …

.

.
معنی دوست :
د = دور از هم
و = واسه هم

س = سایه هم
ت = تا عمر داریم کنار هم

.

.
معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد ؛ شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

.

.
می نویسم که بمونه روی قلبم این حقیقت
که به جز تو من ندارم یه رفیق با محبت

.

.
دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت …

.

.

رفیق ، معامله فسخ شد ؛ در قبال دنیا یک تار مویت را می خواستند ، ندادم …

.

.
غمها چو کوه گشته و بیداد میکند
عمرش دراز باد آنکه ز ما یاد میکند

.

.
نوشته های روی شن مهمان اولین موج دریا هستند اماحکاکی های روی سنگ مهمان همیشگی تاریخند و دوستان خوب ، حک شدگان روی قلبند …

.

.
میگن وقتی لحظه مرگ فرا میرسه دل کندن از رفیق سخت تر از دنیاست …
خدایا فقط به عشق رفیق نه به خاطر دنیا ، از مرگ بیزارم !

.

.
دوست خوب مثل قرص مسکن می مونه ، همیشه آرومت میکنه !

.

.
رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یاد گرفتم پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه …

.

.
پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد
هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال ، عزیز است خدایا تو نگهدارش باش …

.

.
پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیاز داری دوستش داری ؟
گفتم چون دارمش بی نیازم …

.

.
تنفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست !

.

.

تنها چیزی که یارانه ای نشد “رفاقت” بود چون نتونستن روش قیمت بزارن !
مخلص همه رفقای با معرفت که قیمت ندارن …

.

.
همیشه یادتون باشه ک توی دنیا ، دوست های خوب محدودن ولی دوستای خوب ، دنیای نامحدودن …

.

.
 سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم …

.

.
رفیق چهار حرفه اما اگه رفیقتو فراموش کنی خیلی حرفه …
"آن روی ســـــــــــــــــــــــــــــــکه "


[عکس: 13610166640792037822.jpg]


 معرفت جاه و مقام نیست به هر کس ندهند

معرفت راه و مرامیست که به هرکس ندهند

معرفت عشق خدائیست به هر نفس ندهند

معرفت بذر نشکفته عشقیست به نا رس ندهند 
******************
رفیق بی معرفت را کمتر از دشمن نمی دانم

شوم قربان آن دشمن که بویی از معرفت دارد 
******************
به لطف بی معرفتی دوستان فهمیدم معرفت گنجینه ای


 است که اگه انسان باشه انگارهیچ چیز ندارد !
******************
تو ای سمبل معرفت ! کجایی ؟سلام / این هم رسم توست ، دوستی بی کلام
ندیدم کسی ، هیچ مانند تو / یک روز خوب ،ی ک روز بد، بی مرام
******************
معرفت در گرانیست به هر کس ندهند  / پر طاووس گران است به کرکس ندهند !

******************
خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان
باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان
روز اول که سرشتند به گل پیکرشان
سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان
******************
من به جرم با وفایی این چنین تنها شدم چون ندارم همدمی بازیچه دلها شدم
******************
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟
با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟
گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست
تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟
******************
[عکس: 07199063482574206934.jpg]
راستی..
    دوستی چقدر می ارزد؟
                       قدر یک کوه طلا؟
                                   یا که سنگی سرِ راه؟
                         چه تفاوت دارد!
       کاش هر قدر که هست
از تهِ دل باشد...
در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است
دلم برای رفیقان با وفا تنگ است
                                                  فقط کمی بیشتر فکر کن
[عکس: 13354.jpg] به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.
 

به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند:
"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.
به بچه هایی فکر کن که گفتند:
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.
به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.
به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.


من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می کنم.
من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که:
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند...
گریه می کنم.
به افراد دور و بر خود فکر کنید...
کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.


قدر لحظات خود را بدانید.
حتی یک ثانیه را -با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند- از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود!
"دیروز"
گذشته است؛
و
"آینده"
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.
لحظه "حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.
اندکی فکر کن...
رفاقت یعنی همه چی برای هم با هم
زندگی گرمی دل های به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد
همه درها بسته است...
"فریدون مشیری"
دوستی

جنگ جهانی اول همچون یک بیماری وحشتناک، تمام دنیا رو فرا گرفته بود. در میدان نبرد، یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است، از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند.

مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟ دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی.

حرف های مافوق اثری نداشت و سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند.

افسر مافوق به سراغ آن ها رفت. سربازی را که در باتلاق افتاده بود، معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت: من به تو گفتم که ارزشش را نداشت. دوستت مرده است! خودت را هم بیهوده زخمی و خسته کردی.

سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت.

افسر با حالت تعجب نگاه کرد و پرسید: منظورت چیه که ارزشش را داشت؟

سرباز جواب داد: زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت، احساس رضایت قلبی می کنم.

او گفت: «جیم .... من می دونستم که تو به کمک من می آیی»
یه دوست خوب میگفت: آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن.پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی.چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه
رفیق من سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10