محتا
روانشناسي رابطه - نسخه قابل چاپ

+- محتا (http://www.forum.mahtaa.com)
+-- انجمن: سبک زندگی (http://www.forum.mahtaa.com/Forum-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C)
+--- انجمن: زندگی با سلامت (http://www.forum.mahtaa.com/Forum-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA)
+--- موضوع: روانشناسي رابطه (/Thread-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%8A-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87)

صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16


روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

ارتباط سالم
مرد یا زنی که تصمیم به ارتباط سالم و ازدواج با شما دارد،شما را از کسی پنهان نمی‌کند. از اینکه به اطرافیان بگوید می‌خواهد ازدواج کند، ابایی ندارد.
به محض اینکه چنین مرد یا زنی شما را برای ارتباط عاطفی و ازدواجش در نظر گرفت، درباره شما با خانواده و اطرافیانش صحبت می‌کند. وقایع رابطه مثبت را برای همگان به اشتراک می‌گذارد

او شما را به عنوان همکار یا آشنا یا دوست معرفی نمی‌کند، بلکه عشق... نامزد، همسر آینده یا حداقل فامیل آینده می‌خواند و این عناوین را با خوشحالی در مورد شما به کار می‌برد. 

همچنین خودش را هم از خانواده شما پنهان نمی‌کند و به زودی در مورد تصمیمش با آنها صحبت می‌کند.
اگر بعد از چند ماه آشنایی احساس کردید جعبه اسراری هستید که هیچ کس نباید از وجودتان بویی ببرد، بهتر است کاری کنید تا خود او هم دیگر شما را نبیند!
کتاب مانند زن رفتار کن، مانند مرد فکر کن
استیو هاروی



RE: روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

گاهي شوك لازم است!
در اوائل آشنایی یک رابطه‌ی عاشقانه که شدت عشق‌ورزی و نابینایی چشم‌های طرفین به دلیل فرافکنی مثبت بالاست،گاهی شوک عمدی با گفتن حقایق راجع به خصوصیات خود، بسیار مفید خواهد بود.

چرا که عشاق دلشان می‌خواهد فرد مقابل، یک موجود تمام _کمالِ عالی باشد و خودشان هم بسیار عالی‌تر به نظر بیایند تا اینگونه دو نفره بر همای خوشبختی دور دنیا را پرواز نمایند در حالیکه واقعیت این‌ست که هیچکس کامل نیست اگر چه خیلی‌ها مناسب یکدیگرند.


 اما بدبینانه‌ی ماجرا، مناسب نبودن بعضی عشاق برای یکدیگرست که شور عاشقی نمی‌گذارد این نامناسبت‌ها دیده شود چرا که آدم‌ست دیگر دلش می‌خواهد تا آخر دنیا همین که دوستش دارد، بهترین آدم هم باشد!

اما وقتی هر کدام از طرفین که هوشیارترست سعی کند فرای دل‌خوش کُنکهای بی‌منطق، واقعیت‌های موجود را هم ببیند، فرافکنی برمی‌گردد، درونی و چشم‌ها بازتر می‌شوند. این لزوماً به معنای قطع رابطه نیست بلکه مشکلات بعدی رابطه‌ای که قرارست جدی‌تر شود از همان ابتدا تکلیف‌اش روشن می‌گردد.

اما این هوشیاری کمتر اتفاق می‌افتد و معمولا دو نفر باید شانس بیاورند که بعدها دچار مشکلات جدی رابطه‌ای نشوند و آسیب نبینند بنابراین بهتر است برای کمک به روابط خود یا عزیزان یادآور این موضوع باشیم که کمتر ماسک "آدم خوبترینه" را بزنیم و گره‌هایی که ممکن است آسیب زننده باشد یا رفتارهایی از ما که ممکن است در فرهنگ‌های مختلف معانی متفاوتی داشته‌باشد را متذکر شویم.

خیلی هم زیباترست که علایق و دوست نداشتن‌هامان را هم بگوییم که این جمله تکراری "هرچه تو دوست داری من هم دوست دارم" از غیرواقعی ‌و خانمان براندازترین دیالوگ‌های شروع یک رابطه است!

"عاطفه برزین"



RE: روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺩﮐﺎﻣﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺣﻔﻆ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﮐﺎﺭ ﺳﺨﺘﯽ ﺍﺳﺖ ...
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﯿﻢ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ...
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻫﻤﻪﯼ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺷﻮﺩ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؛ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ...
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻣﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﯿﺎﺯ داشتیم...
ما فکر می کردیم مرد باید قوی باشد و از زن مراقبت کند؛
نمی دانستیم قرار است که ما از یک دیگر مراقبت کنیم....
ما فکر می کردیم اگر به دنبال اهداف شخصی و رشد خود باشیم بی وفایی است؛ نمی دانستیم بیش از حد به حریم یک دیکر وارد شدن چقدر می تواند خفقان آور باشد...
ما فکر می کردیم وقتی طرف مقابل رشد کند، تهدیدی برای دیگری است؛ نمی دانستیم هر کدام آن قدر خوب هستیم، که احساس تهدید شدن نکنیم...
فکر می کردیم هر کس در خواست کمک کند ضعیف است؛ نمی دانستیم همه به کمک نیاز دارند..
فکر می کردیم پول ما را ایمن می کند؛ نمی دانستیم که امنیت؛ یعنی بدانید که می توانید زندگی تان را بسازید، و در کنارش مادیات هم قرار دارد..
فکر می کردیم دیگری به ما عشق نمی ورزد؛ نمی دانستیم که ما عشق او را احساس نمی کنیم و نمی پذیریم...
او گمان می کرد من خوشحالم نمی دانست چقدر ترسیدم...
من گمان می کردم او خوشحال است؛ نمی دانستم چقدر ترسیده است...
ما نمی دانستیم...
ما فقط نمی دانستیم...
خیلی چیزها بود که نمی دانستیم...
بر گرفته از کتاب "ﺑﺎﺧﺘﻦ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ، ﯾﺎﻓﺘﻦ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ"
ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ : ﺳﻮﺯﺍﻥ ﺟﻔﺮﺯ    ﻣﺘﺮﺟﻢ : ﻋﺰﺕﺍﻟﻤﻠﻮﮎ ﺷﻬﯿﺪﯼ



RE: روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

شيمي آدم ها
هر پیوند مهم انسانی (روابط نزدیک زن و مرد‌) بسیاری از سطوح شخصیت را فعال می‌کند که بعضی از این سطوح، ناخودآگاه و غیرقابل تشخیص هستند. همه‌ی ما، با مسائل و پیش‌فرضهای درونی خود، وارد رابطه با فرد مقابل می‌شویم.

یک رابطه‌ی مشترک، نه‌تنها شامل کشش یا جاذبه بین دو شخصیت است که تصاویر ناخودآگاهی هر کدام از آنها راجع به زن و مرد مقابل را هم شامل می‌شود. تصاویر درونی از زن و مرد که ما حمل می‌کنیم، تصاویر واقعی از نیازها، انتظارات و پتانسیل‌های ماست.
هر رابطه‌ی عمیقی که در زندگی با آن روبرو می‌شویم، می‌تواند جنبه‌ی کاملا متفاوتی از دنیای درونی‌مان را فعال و ما را با چالش‌های کاملا متفاوتی رو به‌رو کند و از درون‌مان پاسخ‌های بسیار متفاوتی بیرون بکشد.

توضیح: منظور نویسنده از تصاویر درونی زن و مرد بیرونی، همان تصاویر آنیما و آنیموسی‌ست که از انتظارات، نیازهای روان و پتانسیل‌ها یا نقاط قابل رشد از وجود نشآت می‌گیرد که ما روی جفت مقابل، فرافکنی می‌کنیم و عاشق او می‌شویم. یعنی هر مرد یا زن، عاشق زن یا مردی می‌شود که شبیه تصاویر درونی او به نظر می‌آید و دارای صفاتی‌ست که آن فرد طالب و نیازمند داشتن‌ همان صفات برای خود است که چون در خود ضعیف دارد بر روی زن یا مرد مقابل فرافکنی می‌کند.

اینکه "به نظر" می‌آید به این مفهوم است که گاه فقط به نظر می‌آید و فرد مقابل واقعا همه‌ی آنچه می‌خواهیم را ندارد و یا اینکه تصاویر مورد نظر ما بیش از حد خدای‌گونه و غیر واقعی هستند.
توضیح این فرایند جالب و پیچیده از نظر پروفسور یونگ و پیروانش اینگونه تعبیر می‌شود:
از آنجاییکه روان ما در تمامیت است و همه صفات را داراست و ذهن از محتویاتش خبر ندارد و از طرفی ما برای رسیدن به کمال، نیاز به کامل شدن و نیروهای بالقوه‌ای (پتانسیل) داریم که باید به فعلیت برسند، این صفات و نیروها که در ما ضعیف‌تر هستند بر روی افرادی با همین صفات اما قوی‌تر، فرافکنی می‌شوند.

به طور مثال مرد مدیر مقتدری که درس رشدی او، داشتن کمی مهر، انعطاف و نرمی یا فرمانبرداری بیشتر است عاشق دختر معصوم آرام منعطفی می‌شود که صفات دیگری از جمله عدم مسئولیت‌پذیری یا وابستگی هم دارد و برعکس این حالت هم برای همین دختر معصوم متزلل می‌افتد، اما به وقت عاشقی این افراد نمی‌توانند مشکلات دیگرِ رابطه را هم ببینند. راه حل هم باز کردن چشم است برای ضعیف دیدن برخی صفات خود و تقویت آنها و دیدن باقیِ صفات فرد مقابل برای پیش بینی آینده. ضمن اینکه نه عاشقی بد است نه فرافکنی، مهم گرفتن درس‌ها و پیدا کردن راه رشد و جفتِ مناسب است نه جفتی که فقط شبیه تصاویر درونی ماست.


پ.ن: نمی‌دانم نویسنده کیست اما در سایت سایکو آسترولوژی از نئویونگین‌ها مشغول مطالعه بودم به این مطلب رسیدم که جالب بود و با سپاس از راهنمایی استاد مخبر، ترجمه‌اش کردم. ضمنا در تحقیق برای معنای روانشناختی شیمی (chemistry) متوجه شدم به معنای کشش و سازش روحی و بدنی‌ست که جفت‌ها به یکدیگر خصوصاً در اولین ملاقاتها دارند.

عاطفه برزین


RE: روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

خيانت
فرقی ندارد مرد باشیم یا زن، مسلمان، مسیحی،کلیمی باشیم یا لائیک

خیانت، خیانت است/ با خواندن یا بی‌خواندن صیغه/ و پس دادن عقوبتش، کار سختی‌ست چه در این کالبد یا جهان و چه در زندگی یا جهانی دیگر که اگر شهامت بازگویی‌اش در مقابل جفت وجود داشته‌باشد، معمولاً کدورتی بی‌بخشایش به دنبال دارد و اگر که نه، دروغی بزرگ و نابخشودنی‌ برای هستی‌ست!


اصلا اگر نه دنیای دیگری در کار باشد و نه تناسخ و رجعت روح، برای همين دنیا هم عقوبت ماجرا، هیولایی‌ست که آدم‌ها و روابط با زوج، فرزند و حتی با دیگرانی خارج از حوزه‌ی خانواده‌اشان را رها نمی‌کند. هیولایی که حتی دهشت فقطسایه‌اش، خواب را حرام می‌کند و نمی‌گذارد نور به هیچ راهی برسد تا آن فرد، برقرارِ جایی مناسب، آرام گیرد یا شادمانیِ بدون هراس یابد!



RE: روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

 عشق دائمي
بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند در جستجوی رابطه‌ای نهایی از فردی به سراغ فرد دیگر بروند!

هیچ انسانی قادر نیست با خدایان و الهه‌ها با تمام جلال و شکوهشان برابری کند. دیدن فردی که او را به‌خاطر وجود خودش نه به واسطه فرافکنی دوست داریم، شاید در ابتدا به‌نظر  ناامید کننده می‌آید.

 به همین دلیل بسیاری اشخاص ترجیح می‌دهند در جستجوی رابطه‌ای نهایی از فردی به سراغ فرد دیگر بروند و معمولا زمانی که فرافکنی از بین می‌رود و از عشق فارغ می‌شوند، رابطه را ترک می‌کنند. بدیهی است که هیچ عشق دائمی از چنین ریشه‌های ضعیفی رشد نخواهد کرد.

لایق عشق واقعی بودن یعنی بالغ شدن و انتظارات واقعی از دیگران داشتن، یعنی خوشبختی و یا بدبختی خویش را بپذیریم نه اینکه انتظار داشته باشیم دیگران ما را خوشبخت سازند و به علت بدبختی خود آنها را محکوم کنیم. طبیعتاً چنین امری ایجاد رابطه واقعی را مشکل می‌سازد زیرا مستلزم کار و تلاش است، ولی در پایان پاداش هم وجود دارد. تنها از این راه می‌توان به ظرفیت بلوغ عشقی رسید.

یار پنهان/جان. ا. سنفورد



RE: روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

رابطه‌ای داشتنی

 رابطه مبتنی بر احترام؛ حمایت؛ سازندگی و درک، اصلی‌ترین خواسته هر فرد در رابطه است.
 
هر رابطه‌ای ساختنی بوده و داشتنی نیست و انتخاب همراه با مسئوليت آن است.
امن بودن جزء مشخصات هر رابطه‌ای ست که در آن طرفین شاد هستند و خرسند، امنیت یعنی بودن هر فرد برای دیگری به شکلی در دسترس، در پذیرش، پاسخگو و مسئوليت پذیر.
خرسندی وقتی حاصل مى‌‌شود که هر دو طرفینِ ارتباط به هویت شخصی و قدرت او در انتخاب احترام گذارد و هرآنچه از دستش ساخته‌ست برای اینکار انجام دهد.
آموخته‌ها و رفتارهای اغلب ما حاصل گذشته (والدین و محیط) ماست که اغلب نا کارامد و غیر سازنده بوده و ما نياز مبرم به شناسایی و باز آموزى در مورد آن داریم

و آخر اینکه اغلب افراد خود را از این امر مستثنی شناخته و هیچوقت اقدام جدی برای آن نمی‌کنند تا زندگی با شکست‌ها و دردهای خود، آنان را مجبور به تغیير کند!



RE: روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

صبوری با درایت

آدمها با همه‌ی تفاوت‌هایشان، نکات مشابه فراوانی دارند.
اغلب اوقات جذب افرادی می‌شوند که خودشان باید باشند اما چون حوصله‌اش را ندارند فرافکنی‌اش می‌کنند روی آن آدم جذاب مقابل.
گاهی وضع از این هم بدترست و جذب آدمهایی می‌شوند که رفتار خاصی را اصلاً در آنها نمی‌پسندند و به هر حال به‌ندرت دو جفت آدم در این جهان پیدا می‌شوند که بتوانند بدون اشکال و کاملاً عاشقانه سفر تکاملی خود را دنبال کنند مگر اینکه...
 
1_ صبور بوده و بر هیجانات آنی خود کنترل داشته‌باشند تا:
2_ بتوانند ببخشند، درست تصمیم بگیرند و درس آن موضوع را بگیرند
3_ در تمام موضوعات ناراحت کننده‌ی زندگی، سهم خود را بپذیرند و برای بهتر شدن روابط، بکوشند
4_ نه تنها به تفاوت‌های هم احترام بگذارند بلکه بدانند اغلب گره‌ها و درس‌ها می‌بایست از همین تفاوت‌ها باز یا برگردانده شوند. ضمنا از شباهت‌ها لذت ببرند و این لذات، پوشاننده‌ی آن تنشهای تفاوتی باشند!
5_ همین‌ها نیاز به کسب آگاهی و گذراندن واحدهای درسی زیادی دارد!


"عاطفه برزین"



RE: روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

خوبيا ، تاريكي هامون


نه اینکه خودخواسته باشه‌ها نه، این جزء خاصیت خاصشونه.

اگه شما هم این مُدلی هستید نه وقتی خیلی ازتون تعریف می‌کنن، مغرور بشین و نه وقتی ایراد بنی‌اسرائیلی و بی‌ربط از شما می‌گیرن، ناراحت، چون طرف مقابل داره خودشُ تو آینه شما می‌بینه و تعریف می‌کنه!

حالا به یه چیز دیگه اما بهتره دقت کنید و اون وقتیه که دارید الکی به یه نفر ایراد می‌گیرید و حس خوبی از شخص مقابل ندارید یا اینکه متوجه تغییر احساسی خودتون نسبت به یکی می‌شید که مثلا چرا قبلا دوسش داشتید و حالا نه و یا قبلا عصبی‌تون می‌کرده و حالا نه!

عارضم خدمت شریفتون که مقدار زیادی از این حس‌ها به خودمون برمی‌گرده یعنی وقتی حساتون به یه نفر بهتر شده یعنی خودتون هم رشد عقلی و معنوی داشتید و اگه حستون بده یا بد شده یعنی یه سایه تاریک داره درون روحتون، خرابکاری می‌کنه و یا از شما توجه بیشتری می‌خواد!

پیدا کردن ریشه‌ و دلیل احساسات ما از بهترین روش‌های خودشناسی و رشد برای داشتن آرامش، روابط منسجم و عالیه حتی وقتی محاسن خودمونُ در دیگران می‌بینیم، یعنی باید باور بکنیم ما این استعداد و خوبی‌ها رُ داریم و این می‌شه موتور انگیزشی و پیش‌برنده‌ی ما

وقتی هم صفتی در شخص مقابل ما رُ آزار می‌ده یعنی یا خود ما هم داریم همینکارُ می‌کنیم و توجه نداریم و یا اینکه اونقدر از اون صفت بیزاریم و سرکوبش کردیم که درون ما قد علم کرده، شاکی شده و می‌خواد انتقام بگیره و خودی نشون بده، در این‌صورت آدمایی با صفاتی که ما دوسشون نداریم سر راه ما گذاشته می‌شه و ما اونا رُ جذب می‌کنیم که می‌خواد بگه خودتم اگه آگاهی الآنتو نداشتی می‌تونستی مرتکبشون بشی پس اونا رُ ببخش یا فراموش کن که قرار نیست همه مثل ما فکر کنن!...



"عاطفه برزین"



RE: روانشناسي رابطه - Aramesh - 06-20-2015

چهچه ي عاشقي

خسته‌م از دیدن عشاقِ بدون فکر و منطق که تصور می‌کنند دنیا و زندگی همین سوت‌بُلبلی‌های چه‌چهی‌ عاشقانه‌، دست در دست‌دادن‌های مفرح و رقص‌های تن‌ست در رختخواب‌های زودگذر... باور کنید واقعیت دنیا در افسانه شاه پریان، لیلی و مجنون، فیلم و قصه‌ها نیست، مستی‌های خوش‌آمدن‌ها از سر فرافکنی ناخودآگاهی نیست! واقعیت یعنی داشتن مسئولیتی که تو از آن حذر می‌کنی و می‌خواهی بیاندازی‌ش برای معشوق یا خود عشقی که زبانِ بسته‌ش هم تو را به نابودی طرفه‌العین می‌کشاند و خودت خبر نداری!

واقعیت یعنی یک آدم دیگر با مشخصه‌های خوب و بد و حتی نامناسب با تو، نه آنچه تو در ذهن داری یا فکر می‌کنی همیشه با تو از گل و گلاب می‌گوید و هیچ مشکلی ندارد! واقعیت یعنی همین اختلاف سن‌ها اختلاف فرهنگ‌ها اختلاف شعور و آگاهی‌ها...
واقعیت یعنی اینکه او قبلا متاهل بوده و تو نه یا تو متاهل بوده‌ای و او نه، یعنی او متعهد بوده و تو نه یا تو...
واقعیت یعنی او قابل تغییر برای خواسته‌های تو نیست مگر خودش بخواهد حتی اگر عاشقت باشد
واقعیت یعنی تو و فقط تو هستی که باید مغزت را به کار بیاندازی. کاری برای خودت بکنی و این به ظاهر بهشت‌های برزخی ناساز را رها کنی و خودت را از نو بسازی...

واقعیت یعنی آنکه ماندنی نیست را بگذاری برود، خودت هم بروی، نمانی برای سوختن بیخودی عاشقانه که مدت‌هاست نه کاپ افتخاری برای حماقت می‌دهند و نه شعری برای ناجورها می‌سرایند. دل جان و تن را فقط جایی خرج کن که هم عقل باشد و هم عشق، عزت نفس و هم فرصتی برای رفع خطا!

عاطفه برزین