محتا
حکم امام مهدی بین اهل سنت و شیعیان دوازده امامی درمورد عقیده برانگیخته شدن مهدی منتظر - نسخه قابل چاپ

+- محتا (http://www.forum.mahtaa.com)
+-- انجمن: مقالات (http://www.forum.mahtaa.com/Forum-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA)
+--- انجمن: مقالات ارسالی شما (http://www.forum.mahtaa.com/Forum-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7)
+--- موضوع: حکم امام مهدی بین اهل سنت و شیعیان دوازده امامی درمورد عقیده برانگیخته شدن مهدی منتظر (/Thread-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%82%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1)



حکم امام مهدی بین اهل سنت و شیعیان دوازده امامی درمورد عقیده برانگیخته شدن مهدی منتظر - بيانات النور - 12-16-2018

1/2 برهان الخلافة

الإمام ناصر محمد اليماني
12 - 01 - 1431 هـ
29 - 12 - 2009 مـ
10:10 مساءً
ــــــــــــــــــ


بُرهان خلافت وامامت در تمام زمانٍ‌ها ومكان‌ها ..

بسم الله الرحمن الرحيم
{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا }
اللهم صلِّ على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار من الشرك، وسلّم وعلى التّابعين بإحسان وأمْنُنْ وأكرِمْ، ثمّ أما بعد..

موضوع اول را آغاز خواهیم کرد: درآیات محکم کتاب خداوند به دنبال این می‌گردیم که انتخاب خلیفه خداوند مختص کیست؛ آیا تمام بندگان خداوند حق دارند درامر انتخاب خلیفه خداوند دخالت کنند؛ یا اینکه هیچ حقی دراین باره ندارند؟ خداوند اعلم است و اوست که -خلیفه را- انتخاب کرده و برمی‌گزیند و بندگانش نمی‌دانند و جز چیزی که خداوند حکیم و علیم به ایشان آموخته؛ چیزی نمی‌دانند و خداوند تعالی می‌فرماید: 

{ إِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن طِينٍ ﴿٧١﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٧٢﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٧٣﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٧٤﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْ‌تَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ ﴿٧٥﴾ قَالَ أَنَا خَيْرٌ‌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ‌ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿٧٦﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٧٧﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٧٨﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٧٩﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٨٠﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٨١﴾ قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾ } صدق الله العظيم [ص].

{هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می‌آفرینم! (۷۱) هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!» (۷۲) در آن هنگام همه فرشتگان سجده کردند، (۷۳) جز ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران بود! (۷۴) گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبّر کردی یا از برترینها بودی؟! (۷۵) گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!» (۷۶) فرمود: « از آن خارج شو، که تو رانده شدی! (۷۷) و مسلّماً لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود! (۷۸) گفت: «پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‌شوند مهلت ده!» (۷۹) فرمود: «تو از مهلت داده‌شدگانی، (۸۰) ولی تا روز و زمان معیّن!» (۸۱) گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، (۸۲)}

لذا امر انتخاب خلیفه خداوند تنها به خداوند اختصاص داشته و هیچ یک از بندگان درآن حق و نقش ندارند و خداوند به آنان فرمان داده تا دربرابر امر خداوند سجده کرده واز خلیفه او اطاعت نمایند.

خداوند تعالی می‌فرماید:
{ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدم فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الجنّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ ربّه أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً } 
صدق الله العظيم [الكهف:50].

{و زمانی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس -که از جن بود- و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟!}

بنابر این خداوند نظر ملائکه مقرب درباره انتخاب خلیفه خود را درنظر نگرفت؛ چون آنها در این امراختیاری ندارند؛ بلکه این خداوند است که خلیفه خود را برگزیده و به ایشان امر می‌نماید در برابر او سجده کنند. تصدق فرموده خداوند تعالی: 
{ إِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن طِينٍ ﴿٧١﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٧٢﴾ } صدق الله العظيم [ص].

{هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می‌آفرینم! (۷۱) هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!» (۷۲)}
ولی ملائكه در ابتدای امر و پیش از آنکه خداوند آدم را بیافریند؛ به ناحق به خاطر خود دچار رشک شدند و خود را برای انتخاب شدن به عنوان خلیفه خداوند شایسته‌تر و برحق‌تر دانستند آنان تسبیح کنان حمد خداوند را بجا آورده و او را تقدیس می‌کردند؛ برای همین هم خود را محق‌تر می‌دیدند تا کسی که قرار بود خلیفه ملائکه و جن و انس شود؛ از میان آنها انتخاب گردد؛ پس آنها خود را از باقی مخلوقات محق‌تر دیده وخودشان را برای برخورداری از این شرافت بزرگ یعنی انتخاب خلیفه از میان آنها محق‌تر می‌دانستند و حجت آورده و گفتند:

{ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ } صدق الله العظيم [البقرة:30]
{ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.}
و خداوند تعالی می‌فرماید: 
{ وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلَائِكَةِ إنّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إنّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ } صدق الله العظيم [البقرة:30].

{هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی خلیفه‌ای قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}

خداوند از سخن ملائکه راضی نبود، چون آنها از حقیقت اسم اعظم الهی بی‌خبر بوده و در برابر عبادت پروردگار، تکریم شدن و انتخاب گردیدن به عنوان خلیفه خداوند بر ملکوت را خواستار شدند و در میان مخلوقات خود را محق‌تر می‌دانستند و چیزی را برزبان آوردند که در قلبشان نبود. به زبان گفتند که خلیفه‌ اگر از آنان نباشد در زمین فساد کرده و خونریزی بپا خواهد کرد: 
{ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إنّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ } صدق الله العظيم.

{ گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}

خداوند از سخن ایشان راضی نبود اما این امر را در نفس خود پنهان داشت و به این پاسخ اکتفا نمود که: { قَالَ إنّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ } صدق الله العظيم. {«من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}

به این معنی که آنها از پروردگارشان داناتر نیستند و از حد خود تجاوز کرده و در امری که حق و اختیاری در آن نداشتند،دخالت کردندد. خداوند این را درنفس خود پنهان نمود و تا زمانی که خلیفه خود آدم را نیافرید؛ آن را بروز نداد. سپس آدم را به خلافت برگزید و از نظر علمی او را بر ملائکه برتری داد تا برتری علمی را به عنوان برهان خلافت در هر زمان و مکان قرار داده باشد؛ بندگان از خداوند آگاه‌تر نیستند تا به جای خداوند خلیفه او را انتخاب کنند سبحانه وتعالى علواً كبيراً! و خداوند تعالی می‌فرماید:
{ وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْ‌ضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَ‌ضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٣٤﴾ } صدق الله العظيم [البقرة].

{ هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین خلیفه‌ای قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.» (۳۰) سپس اسامی-خلفای خداوند در زمین- را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.» (۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی آنها(خلفای خداوند در زمین) آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!» (۳۳) و هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، از کافران شد. (۳۴)}

برای ملائکه روشن نشد که آنها در امری که حقی درآن نداشته و اختیاری در آن ندارند دخالت واز حدود خود تجاوز کرده‌اند، بلکه در انتخاب خلیفه از بین مخلوقات؛ امر با خداوند است و بایسته بندگان نیست که به جای خداوند خلیفة الله را برگزینند و این آنها نیستند که رحمت خداوند را تقسیم می‌کنند و از خداوند داناتر نیستند سبحانه و تعالی علوا کبیرا...ملائکه مقرب خداوند رحمن نمی‌دانستند به حق پروردگارشان تجاوز و از حد خود گذشته اند مگر زمانی که خداوند آدم را آفرید و از نظر علمی او را به همگی آنان برتری داد. و خداوند تعالی به ملائکه فرمود: 
{ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ } صدق الله العظيم [البقرة:31]. 
{ اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}
لا إله إلا الله وحده لا شريك له؛ خدایی که خطا نمی‌کند و تمام بندگان او خطا می‌کنند؛ پس چگونه است که ملائکه خداوند رحمن به علت دخالت در امری که به آنان ربط نداشته و حقی در آن ندارند دچار خطا شدند و به تصمیم پروردگارشان اعتراض کردند؛ انگار که آنا زا خداوند بیشتر می‌دانند سُبحانه وتعالى علواً كبيراً!. لذا از صادقان نخواهند بود مگر به سوی خداند توبه دایدار کرده و او را به حق تسبیح گویند که این خداوند است که علیم و حکیم است ایشان چیزی بیش از آن که خداوند به آنان آموخته نمی‌دانند؛ برای همین است که می‌بینید خداوند رحمن به ملائکه می‌فرماید که آنها دروغ گفته‌اند که خود را از پروردگا علیم و حکیمشان داناتر خوانده‌اند . برای همین است که خداوند به ملائکه می‌فرماید:

{ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ } صدق الله العظيم.

{ اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}
اینجا بود که ملائکه دریافتند در حق پروردگار سبحانشان از حدود خود تجاوز کرده‌اند و درک کردند خداوند در نفس خود از ایشان راضی نیست و به اشتباه و خطای خود واقف گشتند و دانستند از خداوند سبحان داناتر نیستند و لذا به سوی پروردگارشان انابه کرده و او را تسبیح نموده و گفتند: { قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا أنّك أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ } صدق الله العظيم [البقرة:32].{ گفتند:«منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.»}

پس خداوند خواست تا ملائکه مقرب و جن و انس بدانند برهان خداوند رحمان برای کسی که او را به عنوان خلیفه خود بر آنان برمی‌گزیند چیست. او خلیفه خود را از نظر علمی به آنها برتری می‌دهد و این برتری برهان خلافت در زمین در تمام زمان‌ها و مکان‌ها تا روز قیامت و دین است.

وخداوند تعالی می‌فرماید: { وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَ‌ضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٣٤﴾ } صدق الله العظيم [البقرة].

{سپس اسامی-خلفای خداوند در زمین- را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.» (۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی آنها(خلفای خداوند در زمین) آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!» (۳۳) و هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، از کافران شد. (۳۴)}

{ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ } صدق الله العظيم [الأعراف:12].
{فرمود: در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل}
به فرمان خداوند برای سجده ملائکه در برابر خلیفه‌اش بنگرید و خداوند تعالی می‌فرماید:
{ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ } صدق الله العظيم [الأعراف:12]

{فرمود: در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل}
و از آنجه که ابلیس از اطاعت از خلیفه‌ای که خداوند به عنوان خلیفه خود در زمین انتخاب کرده بود سرباز زد خداوند او را به خاطر کفرش لعنت کرد و فرمود: { قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَ‌بِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَـٰذَا صِرَ‌اطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾ } صدق الله العظيم [الحجر].

{ فرمود: «از آن بیرون رو، که رانده‌شده‌ای (۳۴) و لعنت تا روز قیامت بر تو خواهد بود!» (۳۵) گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (۳۶) فرمود: «تو از مهلت یافتگانی! (۳۷) تا روز وقت معیّنی.» (۳۸) گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من در زمین در نظر آنها زینت می‌دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت، (۳۹) مگر بندگان مخلصت را.» (۴۰) فرمود: «این راه مستقیمی است که بر عهده من است (۴۱) که بر بندگانم تسلّط نخواهی یافت؛ مگر گمراهانی که از تو پیروی می‌کنند؛ (۴۲) و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست! (۴۳) هفت در دارد؛ و برای هر دری، گروه معیّنی از آنها تقسیم شده‌اند! (۴۴)}
به آنچه که ابلیس گفت بنگرید:{ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي }، و سپس به سراغ پاسخ خداوند تعالی به او می‌آییم: { وَلا يَظْلِمُ ربّك أَحَدًا } صدق الله العظيم [الكهف:49]. {و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند}
و سؤال این است که چرا خداوند ابلیس را اغوا و گمراه کرد؟ و جواب اینکه: چون ابلیس خود را برای خلافت از آدم علیه السلام محق‌تر می‌دانست و از پروردگارش عصبانی بود که چرا آدم را مورد کرامت قرار داده و او راخلیفه جن و ملائکه نموده است. او خود را برای خلافت محق‌تر می‌دانست چون از آتش خلق شده بود در حالی که آدم از گل آفریده شد. اما ابلیس داناتر از خداوند نبود و به علت تکبر ناحقی که داشت خداوند قلب او را اغوا و گمراه کرد. پس بنگر که سبب گمراهی قلب ابلیس که ظالمانه نیز نبود چیست؛ خداوند تعالی می‌فرماید: 

{ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿٦١﴾ قَالَ أَرَ‌أَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّ‌مْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْ‌تَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّ‌يَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٢﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَّوْفُورً‌ا ﴿٦٣﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَ‌جِلِكَ وَشَارِ‌كْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُ‌ورً‌ا ﴿٦٤﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَىٰ بِرَ‌بِّكَ وَكِيلًا ﴿٦٥﴾ } صدق الله العظيم [الإسراء].

{زمانی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‌ای؟!» (۶۱) گفت: «به من بگو، این کسی را که بر من برتری داده‌ای (به چه دلیل بوده است؟) اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی، گمراه و ریشه‌کن خواهم ساخت!» (۶۲) فرمود: «برو! هر کس از آنان از تو تبعیت کند، جهنم کیفر شماست، کیفری است فراوان! (۶۳) هر کدام از آنها را می‌توانی با صدایت تحریک کن! و لشکر سواره و پیاده‌ات را بر آنها گسیل دار! و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی! و آنان را با وعده‌ها سرگرم کن! -ولی شیطان، جز فریب و دروغ، وعده‌ای به آنها نمی‌دهد- (۶۴) تو هرگز سلطه‌ای بر بندگان من، نخواهی یافت همین قدر کافی است که پروردگارت حافظ آنها باشد.» (۶۵)}
سؤال مهدی منتظر از شیعیان و اهل سنت و جماعت این است که اگر نه ملائکه مقرب خداوند رحمن و نه جنیان حق نداشتند به جای خداوند،در امرانتخاب خلیفه خداوند در زمین دخالت نمایند؛ چطور شیعیان اثنی عشری و اهل سنت و جماعت حق داشته باشند تا به جای خداوند خلیفه او مهدی منتظر را انتخاب کنند؟ آیا تقوا نمی‌کنید؟


حال دوران مهدی منتظر و زمان مقدر شده برای او در کتاب مسطور فرا رسیده و خداوند او را به عنوان خلیفه خود در زمین برگزیده و با برهان خلافت و قیادت او را یاری نموده و از نظر علمی او را بر شما برتری بخشیده است و برهان علمی او از آیات محکم قرآن عظیم را بر شما مهیمن گردانیده است و اگر شیعیان اثنی عشری بگویند:" تو دروغ‌گویی گستاخ هستی و امام محمدبن حسن عسکری نیستی". مهدی منتظر در پاسخ آنها کلام خداوند تعالی را بر زبان می‌آورد: 

{ سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (68) قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ (69) } صدق الله العظيم [يونس].
{منزه است! او بی‌نیاز است! از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است! شما هیچ‌گونه دلیلی بر این ادعا ندارید! آیا به خدا نسبتی می‌دهید که نمی‌دانید؟! (۶۸) بگو: «آنها که به خدا دروغ می‌بندند، رستگار نمی‌شوند! (۶۹)}
{ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكم إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ } صدق الله العظيم [البقرة:111].

{بگو: اگر راست می‌گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید! }
یا گمان می‌کنید برهان در اختیار داشته و خزعبلات و وروایاتی که از خود درآورده‌اید برهان شماست؟ هیهات هیهات؛ برهان از نزد خداوند رحمن می‌آید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكم هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِي وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بل أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الحقّ فهم معرضون } صدق الله العظيم [الأنبياء:24].

{بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی است که پیش از من بودند!» امّا بیشتر آنها حق را نمی‌دانند؛ و به همین دلیل (از آن) روی گردانند.}
آیا نمی‌دانید که قرآن عظیم برهان حق پروردگار عالمیان است که برای تمام مردم فرستاده شده و حبل الهی و عروة الوثقی است که هر که به آن چنگ زند به صراط مستقیم هدایت می‌شود؟ خداوند تعالی می‌فرماید: 
{ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْ‌هَانٌ مِّن رَّ‌بِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورً‌ا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَ‌حْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَ‌اطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾ } صدق الله العظيم [النساء].

{ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}

"ارض الحسین" ترا چه می‌شود؟ می‌خواهی مهدی منتظر کتاب خداوند قرآن را کنار گذاشته و مهجوررها کند وبرسر خزعبلات و دروغ‌های آشکار و بزرگ شما که بر خلاف قاعده و ناموس قرآن عظیم درمورد برهان‌های خداوند رحمن است گفتگو کرده و از آنها حجت بیاورد! آیا نمی‌دانید این خداوند است که خلیفه خود را انتخاب می‌نماید و انبیاء حق ندارند در انتخاب خلیفه پروردگار سبحان دخالت نمایند؟ بلکه این خداوند است که خلیفه خود بر شما را برمی‌گزیند و از نظر علمی او را نسبت به شما برتری می‌دهد تا برهانی از جانب خداوند رحمن باشد تا بدانید او خلیفه خداوند برشماست وبه عنوان امام شما برگزیده شده است. شایسته انبیاء نیست و آنها نمی‌توانند به جای خداوند ائمه را انتخاب کنند و این امر تنها به دست خداوند یکتا و بی ‌شریک است. پس بنگر آیا طالوت امام بنی اسراییل به جای خداوند توسط نبی انتخاب شد؟ و خداوند تعالی می‌فرماید: 
{وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أحقّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصطفاه عَلَيْكُمْ وَزاده بسطةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ } صدق الله العظيم [البقرة:247].

{ و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند طالوت را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ و آگاه است.»}
حال زمانی که انبیاء حق نداشته باشند امامان مردم را برگزینند؛ چطور شما شیعیان و اهل سنت و جماعت در انتخاب خلیفه خداوند به جای او برای خود حق قائل شده‌اید در حالی که همگی اعتقاد دارید مهدی منتظر خلیفه خداوند در زمین است؟ چگونه می‌توانید به جای خداوند خلیفه‌ای را برگزینید که منتخب خداوند نبوده و از نظر احاطه به کتاب خداوند - نه خزعبلاتی که بر خلاف قاعده خلافت در کتاب خداست وشما به آنها پای‌بندید - به او برتری داده نشده است؛ بعد تصور می‌کنید به این قرآن عظیم ایمان دارید؟؛ دروغ می‌گویید.! ای جماعت شیعه و اهل سنت؛ این حق آمده از نزد پروردگارتان است اما شما از آن کراهت دارید.


ای کسانی که از پذیرش حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم رومی‌گردانید !به خداوند واحد قهار که دیده‌ها را درک می‌کند، ولی چشمی قادر به درک او نیست؛ اگر قبل از آنکه شب از روز پیشی گیرد از کتاب خداوند ذکر پیروی نکنید؛ خداوند مرا در یک شب در حالی که همگی خوارو ناتوانید، با عذاب شدیدی بر شما غالب خواهد کرد؛ عذابی که مو را سپید کرده و از ترس آن قلب ها به حنجره می‌رسد و من خدا را به شهادت می‌گیرم و شهادت او کافی است که من مهدی منتظر به کتاب خداوند قرآن عظیم حبل الهی و عروة الوثقائی که انفصالی در آن نیست به شدت پای‌بندم و کلمات خداوند تبدیل نشده و تحریف در آن راه ندارد؛ ولی شما به روایاتی آویخته‌اید که از نزد طاغوت آمده و بر خلاف آیات محکم کتاب خداست . ای کسانی که به روایاتی آویخته‌اید که از طاغوت است نه خداوند؛ شما مانند کسی هستید که به تار عنکبوت آویخته باشد و برای همین است که می‌بینید بین این روایات و آیات محکم قرآن عظیم اختلاف بسیاری وجود دارد.


و من مهدی منتظر، تمام شیعیان، اهل سنت و جماعت و تمام کسانی را که دین خود را گرفتار تفرقه کرده -و هریک به داشته‌های خود شادند- با احتکام به کتاب خداوند،ذکری که از تحریف توسط شیاطین بشرمحفوظ است،به مبارزه می‌طلبم و همگی را به حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم فرامی‌خوانم و در تمام موارد اختلاف‌شان با استنباط حکم حق خداوند از آیات محکم کتاب قرآن عظیم میانشان حکم خواهم کرد و هر روایت و خزعبلاتی که بر خلاف آیات محکم کتاب خداوند باشد را زیر پا له کرده و با آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم و به اذن خداوند آنها را نابود کرده و برباد می‌دهم همانند خاکستری که در یک روز توفانی بر باد رفته باشد.... آیا حکمی غیر از حکم خداوند اختیار کنم در حالی که اوست که کتابی مفصل برای‌تان نازل نموده است؟ ( اشاره به آیه کریمه: أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا الأنعام 114)هیهات هیهات ای جاهلان....


ای مسلمانان؛ ای مسیحیان و یهودیان؛ من از شما دعوت می‌کنم در موارد اختلافتان حکمیت کتاب خدا را بپذیرید؛ آیا نمی‌دانید خداوند قرآن عظیم را مرجع و مهیمن بر تورات و انجیل و سنت نبوی قرار داده است؟ و برای همین هم از شما دعوت می کنم تا به حکمیت کتاب خداوند رو آورید تا پروردگار در موارد اختلاف فیمابین، برایتان حکم کند و بر مهدی منتظر چیزی جز این نیست که حکم خداوند را ازآیات محکم قرآن عظیم بیاورد؛ همان‌گونه که حکم مربوط به خلیفه خداوند را برایتان آوردیم که انتخاب خلیفه از میان بندگان پروردگار معبود به خداوند اختصاص دارد و فرمان داده است در صورتی که شاهد بودید خلیفه او مهدی منتظر حقیقتاً از نظر علم برشما برتر است و با حکم خداوند از قرآن عظیم بر شما مهیمن است؛ از وی پیروی وتبعیت نمایید. ای جماعت شیعه و اهل سنت و جماعت که اطاعت از مهدی منتظر خلیفه برگزیده خداوند را رد می‌کنید؛ آیا نمی‌ترسید مانند ابلیس که- سرباز زد و دربرابر امر خداوند استکبار ورزید و- مورد لعن خداوند قرار گرفت، لعن شوید؟ امر حق خداوند آمد و دوران مهدی منتظر فرا رسید و لعنت بر ناصر محمد یمانی اگر مهدی منتظر برگزیده پروردگار عالمیان نباشد يا لعنت بر کسانی که سرباز زده و استکبار ورزیده و از کسی که آنان را به حکمیت بر اساس ذکر خداوند قرآن عظیم فرا می‌خواند رومی‌گردانند. هیهات هیهات که من به چیزی جز حبل الله اعتصام ورزم وبا امر خداوند در آیات محکم کتاب عظیمش آمده مخالفت ورزم که می‌فرماید: 

{ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفرّقوا } صدق الله العظيم [آل عمران:103].

{و همگی به حبل الهی چنگ زنید، و پراکنده نشوید!}

آیا نمی‌دانید حبل الهی که فرمان اعتصام به آن و کفر نسبت به هرچه که مخالف آن است داده شده چیست؟ به خداوند که آن نور خدا قرآن عظیم است که هرکس به محکمات آن بیاویزد نجات یافته و به راه راست صراط مستقیم هدایت می‌شود.خداوند تعالی می‌فرماید: 
{ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْ‌هَانٌ مِّن رَّ‌بِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورً‌ا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَ‌حْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَ‌اطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾ } صدق الله العظيم [النساء].

{امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند}
أرض الحسین؛ این سخنت مرا به شدت به خشم آورد:

واما بعد ، هرکس که می‌خواهد گفتگو و بحث سازنده‌ای داشته باشد در این صفحه آیه قرآنی را به عنوان شاهد نیاورد و تنها بعد از اینکه به درستی کار شما ایمان آوردیم به این ایات استشهاد می‌کنیم چون هر یک از ما مي خواهيم قرآن را برای -مقاصد-خودمان تاويل كنيم . اول حقیقت بودن امرتان ثابت شود بعد به آیات قرآن استشهاد شود.

پایان

چه بحث و گفتگوسازنده‌ای وقتی تو می‌خواهی برهان علمی از کتاب خداوند قرآن عظیم را رها کنی؟ اين تصميمت به خودت باز مي گردد ؛ چگونه مهدی منتظر می‌تواند به حق درمقابل شما حجت آورده و زبان‌تان را با منطق کتاب خداوند قرآن عظیم خاموش سازد بدون اینکه از بصیرت جدش قرآن عظیم و آیات بینه و محکم کتاب خدا که آیات ام الکتابند و برای عالم وجاهل روشن هستند وتنها کسانی که قلب‌شان -از حق آمده در آیات محکم کتاب خدا قرآن عظیم- منحرف و تنگ است قادر به دیدن آن نیستند استفاده کند؟ آیا می‌خواهی مهدی منتظر از خزعبلات شما پیروی کند و برای همین احتکام به کتاب خداوند را دوست نداری؟ اگر چنین کنم به خداوند شرک آورده و آخر سر مرا وادار می‌کنید بر روی تراب حسین سجده کنم!

همگی شما شیعیان و اهل سنت تا زمانی که کتاب خداوند قرآن عظیم را اقامه نکنید؛ چیزی در اختیار ندارید . ای شیعیان و اهل سنت شما همانند یهود و نصارا شده‌اید. 

خداوند تعالی می‌فرماید: { وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النّصارى عَلَى شَيْءٍ وَقَالَتِ النّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ } صدق الله العظيم [البقرة:113]

{یهود بر این دعویند که نصاری را از حق چیزی در دست نیست، و نصاری بر این دعوی که یهود را از حق چیزی در دست نیست، در صورتی که هر دو گروه در خواندن کتاب آسمانی یکسانند}

آیا می‌دانید مقصود خداوند از این کلام چیست که می‌فرماید: { وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ }؟ یعنی آنها به کتاب خداوند تورات و انجیل ایمان داشته و آنها را تلاوت کرده و به آن ایمان داشتند؛ ولی نه به تورات عمل می‌کردند و نه به انجیل و برای همین نه یهود و نه مسیحیان برحق نبوده و چیزی نداشتند. خداوند تعالی می‌فرماید: 

{ قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التّوراة وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن ربّكم } صدق الله العظيم [المائدة:68].

{بگو: ای اهل کتاب، شما ارزشی ندارید تا آنکه به دستور تورات و انجیل و قرآنی که به شما از جانب خدا فرستاده شده قیام کنید.}
شما و شیعیان و اهل سنت و جماعت همگی شما نیز چیزی ندارید مگر به قرآن عظیم عمل کنید؛ قرآنی که اگر به أن ایمان دارید، شما را به حکمیت بر اساس محکمات آن دعوت می‌کنم. وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
خليفة الله المُصطفى الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=205186